بخش دوم
مقامهای اماراتی از نقش خود در گسترش تجارت و سرمایهگذاری در آفریقا دفاع میکنند.
ندیم کوتِیچ، مدیر رسانهای لبنانی-اماراتی و مشاور سیاستگذاری، میگوید گسترش حضور امارات در آفریقا نشاندهنده «اهمیت فوقالعادهای» است که این قاره برای برنامههای دوران پس از نفت امارات دارد.
کوتیچ میگوید:
«آفریقا یکی از ریههای نوظهور اقتصاد جهانی است. این قاره در نقطه تلاقی جنگ سرد میان آمریکا و چین قرار دارد، بُعد عربی-اسلامی دارد، و امارات نیاز دارد نهتنها سهمی در آینده آفریقا داشته باشد، بلکه در تعیین ثبات و شکوفایی آن نیز نقش ایفا کند. چیزی که ابوظبی در حال ساختن آن است، یک مجموعه سرمایهگذاری صرف نیست؛ بلکه یک سیستم است.»
با این حال، بسیاری از سیاستمداران آفریقایی که با ابوظبی درگیر بودهاند، نسبت به این رویکرد محتاط و نگراناند.
یِمانه گبرمسکل، وزیر اطلاعرسانی اریتره و دست راست ایسایاس آفورکی، رئیسجمهور اقتدارگرای این کشور که روابط دوستانهای با ابوظبی ندارد، میگوید:
«مشکل امارات در اینجا، در آفریقا، این جاهطلبی غیرقابلتوضیح برای کنترل کل منطقه است.»
گبرمسکل اضافه میکند:
«این روند با تلاش برای سلطه بر مجموعهای از بنادر اقماری در سراسر شرق آفریقا آغاز شد، اما به نظر میرسد اکنون به گسترش بسیار گستردهتر قدرت و بهرهبرداری از منابع تبدیل شده است.»
ورود امارات به آفریقا با بنادر آغاز شد.
شرکت DP World که از تلاش دبی برای تبدیلشدن به یک مرکز تجارت و لجستیک جهانی شکل گرفت، در دهه ۲۰۰۰ نخستین امتیازهای بهرهبرداری از پایانههای کانتینری خود را در آفریقا، در جیبوتی، ماپوتو و داکار به دست آورد.
این غول لجستیکی از آن زمان بهطور تهاجمی گسترش یافته و با بهرهگیری از تجارت میان آفریقا، آسیا و خاورمیانه، این جریان تجاری را به مرکز لجستیکی خود در جبلعلیِ دبی متصل کرده است؛ بندری که بزرگترین بندر مصنوعی جهان به شمار میرود.
DP World در کنار شرکت لجستیکی کوچکتر Abu Dhabi Ports که در سال ۲۰۰۶ تأسیس شد، اکنون در ۱۳ کشور آفریقایی بنادر، پایانههای داخلی و مناطق آزاد را اداره میکند یا در حال توسعه آنهاست.
این شرکت شبکههای توزیع باسابقه را خریده است؛ از جمله Imperial Logistics در آفریقای جنوبی و FMCG در نیجریه. DP World با این اقدامات در جابهجایی کالا در بیش از ۲۵ کشور آفریقایی نقش دارد.
شبکه لجستیکی DP World از طریق مرکز اصلی خود در دبی جریان پیدا میکند و به تجارت رونق میبخشد. بر اساس آمار صندوق بینالمللی پول (IMF)، ارزش تجارت غیرنفتی میان آفریقا و کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون از ۱۰۰ میلیارد دلار فراتر رفته است که بخش عمده آن مربوط به امارات متحده عربی و عربستان سعودی است.
الئونورا آردِماگنی، پژوهشگر ایتالیایی و متخصص مسائل خلیج فارس، بنادر را «ابزارهای نفوذی در قلب سیاست آفریقایی امارات» توصیف میکند.
اما افزایش نفوذ ابوظبی تنها از طریق بنادر صورت نمیگیرد؛ پول نیز نقش مهمی دارد — یا دستکم وعده آن.
طبق برخی برآوردها، امارات طی دهه گذشته به بزرگترین منبع سرمایه آفریقا تبدیل شده است.
طبق دادههای fDi Markets، پایگاه داده فایننشال تایمز برای رصد سرمایهگذاری مستقیم خارجی فرامرزی، امارات از سال ۲۰۱۷ تاکنون سرمایهگذاریهایی به ارزش بیش از ۱۶۸ میلیارد دلار را اعلام کرده است.
البته این ارقام گاهی بهجای نتایج تحققیافته، بیانگر قصد و جاهطلبی سرمایهگذار هستند.
بخش مهمی از این سرمایهگذاریها از طریق شرکت هلدینگ بینالمللی (IHC) انجام میشود؛ شرکتی ۲۴۰ میلیارد دلاری به ریاست شیخ طحنون بن زاید آل نهیان، مشاور امنیت ملی امارات و برادر محمد بن زاید (MBZ).
پروژههای متنوع امارات در این قاره اغلب با ارزشگذاریهای هنگفت اعلام میشوند؛ از جمله یک مزرعه بادی ۱۰ میلیارد دلاری در مصر، یک پالایشگاه نفت ۴ میلیارد دلاری در اوگاندا و یک بندر ۱.۲ میلیارد دلاری در سنگال.
البته همه طرحها اجرا نمیشوند. برای نمونه، درباره پروژه ۳۴ میلیارد دلاری تولید هیدروژن سبز در موریتانی، شریک آلمانی این طرح به فایننشال تایمز گفت که اجرای پروژه به دلیل «چالشبرانگیز بودن تقاضا» به تعویق افتاده و سرمایهگذار مورد حمایت امارات نیز از این قرارداد خارج شده است.
مقامهای اماراتی میگویند این سرمایهگذاریها نشاندهنده آمادگی این کشور برای حمایت از کشورهای آفریقایی است؛ کشورهایی که سایر سرمایهگذاران به دلیل ریسکها، تمایل کمتری به ورود به آنها دارند.
بسیاری از دولتهای آفریقایی نیز از ورود این سرمایهها استقبال میکنند؛ بهویژه با توجه به اینکه طبق برآورد بانک توسعه آفریقا، این قاره هر سال با کسری ۱۳۰ تا ۱۷۰ میلیارد دلاری در سرمایهگذاری زیرساختی مواجه است.
English
View this article in English




