کریدور زنگزور؛ شطرنجی تازه در قفقاز جنوبی

6 دقیقه

کریدور زنگزور؛ شطرنجی تازه در قفقاز جنوبی

کریدور زنگزور؛ شطرنجی تازه در قفقاز جنوبی

به گزارش آژانس خبری ایران گیت در میانه‌ی تحولات ژئوپلیتیکی پرشتاب در منطقه قفقاز جنوبی، طرح موسوم به «کریدور زنگزور» بار دیگر به کانون توجه تحلیلگران و سیاست‌گذاران منطقه‌ای و بین‌المللی بازگشته است.

این مسیر که از سوی جمهوری آذربایجان مطرح شده و هدف آن اتصال جمهوری خودمختار نخجوان به سرزمین اصلی آذربایجان از طریق جنوب ارمنستان است، به‌واسطه‌ی نقش‌آفرینی قدرت‌های منطقه‌ای مانند ترکیه و همچنین حمایت‌های برخی بازیگران فرامنطقه‌ای، به پروژه‌ای چندلایه و پیچیده تبدیل شده است.

با توجه به اهمیت راهبردی این مسیر از منظر ترانزیتی، امنیتی و اقتصادی، و در پی تضعیف موقعیت سنتی روسیه در قفقاز به‌دلیل درگیری‌های نظامی در اوکراین، تحولات پیرامون این پروژه می‌تواند اثرات قابل‌توجهی بر توازن منطقه‌ای و جایگاه بازیگران مختلف، از جمله جمهوری اسلامی ایران، داشته باشد. این گزارش تلاش دارد با نگاهی تحلیلی، ابعاد مختلف طرح زنگزور و پیامدهای بالقوه‌ی آن را بررسی کند.

بررسی تحولات ژئواستراتژیک پیرامون مسیر پیشنهادی زنگزور

طرح موسوم به “کریدور زنگزور” در سال‌های اخیر به‌عنوان یکی از محورهای بحث‌برانگیز در حوزه ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی مطرح شده است.

این مسیر که به‌طور عمده اتصال سرزمین اصلی جمهوری آذربایجان به جمهوری خودمختار نخجوان را از طریق بخش‌هایی از جنوب ارمنستان هدف قرار داده، در بطن رقابت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای شکل گرفته و توجه بازیگران مختلفی را به خود جلب کرده است؛ از جمله جمهوری آذربایجان، ترکیه، برخی کشورهای غربی و همچنین اسرائیل.

پس از پایان جنگ دوم قره‌باغ در سال ۲۰۲۰ و امضای توافق سه‌جانبه میان باکو، ایروان و مسکو، موضوع گشایش مسیرهای ارتباطی منطقه‌ای بار دیگر در دستور کار قرار گرفت. اگرچه در متن توافق اشاره مستقیمی به احداث کریدور زنگزور نشده است، اما مقامات جمهوری آذربایجان با حمایت ترکیه، این موضوع را در چارچوب بازتعریف معادلات حمل‌ونقل و اتصال منطقه‌ای مطرح کرده‌اند.

از دید آنکارا، این مسیر پتانسیل تسهیل ارتباط مستقیم با جمهوری‌های ترک‌زبان آسیای مرکزی را دارد و می‌تواند بخشی از ابتکار عمل‌های همگرایی درون‌ترک (Pan-Turkic) را تسهیل کند.

در این چارچوب، مسیر زنگزور صرفاً یک پروژه حمل‌ونقلی تلقی نمی‌شود، بلکه برخی ناظران آن را عنصری از یک ساختار ژئوپلیتیکی نوظهور می‌دانند که با هدف بازتعریف مناسبات قدرت در منطقه قفقاز جنوبی در حال شکل‌گیری است.

اسرائیل نیز که در سال‌های اخیر روابط امنیتی، نظامی و فناورانه نزدیکی با جمهوری آذربایجان برقرار کرده، در این معادله جایگاه قابل توجهی یافته است.

همکاری‌های دوجانبه در زمینه‌های مختلف از جمله فروش تسلیحات و تجهیزات نظارتی، به‌ویژه در جریان درگیری‌های گذشته، نشان‌دهنده سطح بالای ارتباطات استراتژیک دو طرف است.

از منظر غرب، به‌ویژه ایالات متحده و اتحادیه اروپا، توسعه مسیرهای ترانزیتی جدید در منطقه قفقاز جنوبی می‌تواند بخشی از راهبرد کاهش وابستگی به روسیه و ایران در تأمین انرژی و اتصال شرق به غرب محسوب شود.

در این چارچوب، طرح‌هایی نظیر “کریدور میانه” که بر اتصال چین به اروپا از مسیر آسیای مرکزی، قفقاز و ترکیه متمرکز است، مکمل پروژه‌هایی مانند زنگزور ارزیابی می‌شود. با تحقق این مسیرها، موقعیت ژئواکونومیکی برخی کشورهای منطقه، از جمله ایران، در پروژه‌های ترانزیتی بین‌المللی ممکن است دستخوش تغییر شود.

از سوی دیگر، کاهش نفوذ سنتی روسیه در قفقاز جنوبی در پی درگیری نظامی در اوکراین و تمرکز منابع این کشور در جبهه‌های دیگر، موجب به‌وجود آمدن فضایی برای افزایش تحرک بازیگرانی چون جمهوری آذربایجان، ترکیه و کشورهای غربی شده است.

در چنین شرایطی، اقدامات باکو برای پیگیری پروژه زنگزور با حمایت برخی بازیگران خارجی، به بخشی از پویش‌های جدید منطقه‌ای تبدیل شده است.

در همین حال، از دیدگاه ایران، منطقه زنگزور دارای اهمیت ویژه‌ای در ابعاد اقتصادی، امنیتی و ارتباطی است. این ناحیه یکی از گذرگاه‌های معدود ایران به قفقاز و آسیای مرکزی محسوب می‌شود و نقشی کلیدی در مبادلات زمینی، ترانزیت کالا و تأمین امنیت زنجیره‌های لجستیکی دارد.

بر این اساس، تغییر در الگوهای جغرافیای ترانزیت منطقه‌ای می‌تواند بر توان چانه‌زنی اقتصادی و ژئوپلیتیکی تهران اثرگذار باشد.

در سطح کلان‌تر، طرح‌هایی نظیر کریدور زنگزور را می‌توان بخشی از روند بازتعریف نقشه ژئوپلیتیک اوراسیا در دوران پس از جنگ اوکراین دانست.

هم‌زمان با تلاش قدرت‌های منطقه‌ای برای تثبیت حوزه نفوذ خود، کشورهایی مانند ایران ناگزیرند ضمن حفظ منافع خود، رویکردهای متوازن‌تری در تعامل با تحولات پرشتاب منطقه اتخاذ کنند.

این امر مستلزم تقویت دیپلماسی اقتصادی، استفاده از ظرفیت‌های منطقه‌ای موجود مانند اتحادیه اقتصادی اوراسیا و بهره‌گیری از فرصت‌های ناشی از طرح‌هایی چون کریدور شمال-جنوب است.

همچنین لازم است تأکید شود که بسیاری از مسیرهای ترانزیتی در منطقه نه الزاماً به‌منزله حذف رقبا، بلکه در قالب گزینه‌های مکمل تعریف می‌شوند.

بنابراین، تمرکز صرف بر رویکردهای رقابتی ممکن است مانع بهره‌برداری بهینه از فرصت‌های همکاری و هم‌افزایی منطقه‌ای شود. بازیگران مختلف، از جمله ایران، می‌توانند با اتخاذ سیاست‌های ترکیبی، هم در مسیر حفظ نقش خود در معادلات موجود گام بردارند و هم در صورت لزوم، در طراحی چارچوب‌های همکاری جدید مشارکت داشته باشند.

در نهایت، شکل‌گیری یا عدم تحقق کریدور زنگزور بستگی زیادی به تحولات آینده در روابط جمهوری آذربایجان و ارمنستان، وضعیت حضور بازیگران بزرگ در قفقاز، و همچنین فضای دیپلماتیک منطقه خواهد داشت.

آنچه مسلم است، آینده این مسیر فراتر از جنبه‌های فنی یا لجستیکی آن، با دینامیک‌های پیچیده‌ای از منافع، رقابت‌ها و همکاری‌های متقابل گره خورده است که نیازمند تحلیل چندوجهی و راهبردی از سوی تمامی بازیگران ذی‌نفع خواهد بود.

English

View this article in English

اشتراک گذاری این مطلب
خروج از نسخه موبایل