بانک سرمایه؛ از وعده اصلاح تا سایه انحلال
بانک سرمایه در حالی سال ۱۴۰۵ را آغاز کرده که نهتنها نشانهای جدی از خروج از بحران در آن دیده نمیشود، بلکه صورتهای مالی و ترازهای ماهانه، از تداوم وضعیتی نگرانکننده حکایت دارند؛ شرایطی که حالا بحث ادغام یا حتی انحلال این بانک را بیش از هر زمان دیگری به واقعیت نزدیک کرده است.
با روی کار آمدن موسی اسلامیان، انتظار میرفت مدیریت جدید بتواند دستکم بخشی از بحران مزمن بانک سرمایه را مهار کند و روند فرسایشی این بانک را متوقف سازد. اما آمارها روایت دیگری دارند. تراز منفی بانک که در دیماه ۱۴۰۴ حدود ۱۱ هزار و ۲۴۰ میلیارد ریال ثبت شده بود، در بهمنماه به منفی ۱۱ هزار و ۶۴۲ میلیارد ریال و در اسفندماه به منفی ۱۲ هزار و ۱۱۷ میلیارد ریال رسید؛ روندی که نشان میدهد نهتنها بهبودی حاصل نشده، بلکه شکاف مالی بانک عمیقتر نیز شده است.
هرچند در فروردین ۱۴۰۵ رقم تراز منفی به حدود ۲ هزار و ۳۲۷ میلیارد ریال کاهش یافته، اما این تغییر هنوز فاصله زیادی با بازگشت بانک به شرایط پایدار و قابلقبول دارد و نمیتوان آن را نشانهای قطعی از خروج از بحران دانست. بسیاری از کارشناسان معتقدند کاهش مقطعی اعداد، بدون اصلاحات ساختاری و تغییر در مدل مدیریتی، نمیتواند تضمینی برای احیای بانک باشد.
بانک سرمایه سالهاست با بحرانهای مدیریتی، پروندههای فساد، زیان انباشته و بیاعتمادی سهامداران دستوپنجه نرم میکند. در دوره مدیریت فرجالله قدمی نیز وعدههای متعددی برای اصلاح وضعیت مطرح شد، اما در عمل نهتنها گرهی از مشکلات بانک باز نشد، بلکه شاخصهای مالی از وخیمتر شدن اوضاع خبر دادند. اکنون نیز به نظر میرسد مدیریت جدید هنوز نتوانسته مسیر متفاوتی را پیش روی بانک قرار دهد.
ادامه ثبت ترازهای منفی در بانکی که بخش قابلتوجهی از سهام آن متعلق به فرهنگیان است، نگرانیها را دوچندان کرده است؛ چراکه در صورت رسیدن بحران به نقطه تصمیمگیری نهایی، هزینه اصلی هرگونه ادغام یا انحلال احتمالی، بار دیگر متوجه سهامداران و سپردهگذاران خواهد بود.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که آیا مدیریت فعلی برنامهای عملیاتی و موثر برای نجات بانک سرمایه در اختیار دارد یا همچنان باید شاهد تکرار وعدهها و «حرفدرمانی» در یکی از بحرانیترین بانکهای کشور باشیم؛ بانکی که هر روز بیش از گذشته به نقطه تصمیمهای سخت نزدیک میشود.
English
View this article in English




