چین یا روسیه؟ شریک واقعی ایران در اقتصاد کدام است

7 دقیقه

چین یا روسیه؟ شریک واقعی ایران در اقتصاد کدام است

چین یا روسیه؟ شریک واقعی ایران در اقتصاد کدام است

به گزارش آژانس خبری ایران‌گیت، بررسی روند تجارت خارجی ایران با دو شریک مهم آسیایی یعنی روسیه و چین، تصویری دقیق از تفاوت‌های بنیادین در ساختار، ماهیت و چشم‌انداز این روابط ترسیم می‌کند.

در حالی که نزدیکی‌های سیاسی و امنیتی میان تهران و مسکو در سال‌های اخیر افزایش یافته، روابط اقتصادی میان دو کشور همچنان محدود و شکننده باقی مانده است.

در نقطه مقابل، همکاری‌های تجاری میان ایران و چین، بر پایه منافع متقابل و نیازهای ساختاری مکمل شکل گرفته و طی دو دهه گذشته روندی صعودی، پایدار و استراتژیک را طی کرده است.

این گزارش به تحلیل عمیق تفاوت‌های ساختاری، ژئوپلیتیکی و اقتصادی در روابط ایران با این دو قدرت می‌پردازد و ظرفیت‌های راهبردی هر یک را برای آینده اقتصاد ایران ارزیابی می‌کند.

تجارت ایران با روسیه و چین؛ نگاهی ژرف به تفاوت‌های راهبردی و ساختاری

روابط تجاری ایران با دو قدرت جهانی یعنی روسیه و چین، تصویری روشن از تفاوت‌های بنیادین در ساختار، ماهیت و چشم‌انداز همکاری‌های اقتصادی ایران ارائه می‌دهد.

در حالی که نزدیکی سیاسی و امنیتی تهران و مسکو بارها مورد تأکید قرار گرفته، اما روابط اقتصادی میان این دو کشور همچنان در سطحی محدود و غیراستراتژیک باقی مانده است.

در مقابل، همکاری‌های تجاری ایران و چین طی دو دهه گذشته بر مبنای نیازهای متقابل اقتصادی گسترش یافته و به الگویی از شراکت پایدار بدل شده است.

ایران و روسیه هر دو صادرکننده عمده نفت و گاز هستند و همین اشتراک ساختاری، به‌جای ایجاد هم‌افزایی، رقابت در بازارهای جهانی را به همراه داشته است.

به‌ویژه پس از آغاز جنگ اوکراین، روسیه به دلیل تحریم‌های بین‌المللی بخش عمده‌ای از نفت خود را با تخفیف به بازارهای آسیایی، از جمله چین و هند، عرضه کرد. این روند موجب کاهش سهم ایران در این بازارها شد و رقابت دو کشور در صادرات انرژی را تشدید کرد.

در سال ۲۰۲۳، حجم تجارت ایران و روسیه حدود ۴.۲ میلیارد دلار برآورد شد؛ عمدتاً شامل واردات غلات، فلزات اساسی، محصولات پتروشیمی و برخی ماشین‌آلات از روسیه.

در نقطه مقابل، روابط اقتصادی ایران و چین از یک ساختار مکمل برخوردار است. چین بزرگ‌ترین واردکننده انرژی در جهان است و ایران یکی از تأمین‌کنندگان مهم نفت خام برای این کشور به‌شمار می‌رود. حتی در شرایط تحریم‌های شدید غرب، چین با استفاده از مسیرهای مالی و حمل‌ونقل پیچیده، واردات نفت از ایران را حفظ کرده است.

برآوردها نشان می‌دهد در سال ۲۰۲۳، ایران روزانه بین ۹۰۰ هزار تا ۱.۱ میلیون بشکه نفت به چین صادر کرده که ارزش سالانه آن بالغ بر ۳۲ میلیارد دلار بوده است؛ رقمی که فاصله معنادار روابط تهران و پکن با روابط محدود ایران و روسیه را برجسته می‌سازد.

چین همچنین در جایگاه تأمین‌کننده اصلی کالاهای مصرفی، واسطه‌ای و سرمایه‌ای برای ایران قرار دارد. از لوازم خانگی و پوشاک گرفته تا ماشین‌آلات صنعتی، تجهیزات سنگین و فناوری‌های نوین، سبد واردات ایران از چین متنوع و گسترده است.

حجم تجارت دوجانبه میان تهران و پکن در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۵ میلیارد دلار اعلام شده است؛ بیش از سه برابر حجم تجارت با روسیه. این ارقام نشان می‌دهد که روابط تجاری ایران و چین بر پایه نیازهای واقعی اقتصادی و پیوندهای ساختاری متقابل شکل گرفته و از پایداری بیشتری برخوردار است.

توافق‌نامه ۲۵ ساله همکاری‌های جامع ایران و چین که در سال‌های اخیر به امضا رسید، شالوده‌ای برای توسعه روابط در حوزه‌هایی همچون انرژی، زیرساخت، حمل‌ونقل و فناوری ایجاد کرده است.

این توافق می‌تواند ایران را به بازیگری کلیدی در ابتکار «کمربند و جاده» چین تبدیل کند؛ برنامه‌ای که هدف آن اتصال شرق آسیا به اروپا از طریق کریدورهای زمینی و دریایی است. در این چارچوب، ایران با توجه به موقعیت جغرافیایی و ظرفیت‌های لجستیکی، می‌تواند به حلقه‌ای حیاتی در زنجیره تأمین جهانی بدل شود.

در سوی دیگر، همکاری اقتصادی ایران و روسیه بیشتر محدود به پروژه‌های خاص مانند نیروگاه بوشهر و طرح‌های ریلی یا انرژی بوده است. نبود جریان گسترده کالا و خدمات و عدم تنوع در مبادلات تجاری، نشان می‌دهد که روابط اقتصادی دو کشور همچنان در سطحی ابتدایی باقی مانده است.

افزون بر این، ساختار مشابه اقتصادی دو کشور ــ هر دو مبتنی بر صادرات مواد خام انرژی ــ مانع شکل‌گیری پیوندهای مکمل و بلندمدت شده است.

از منظر ژئوپلیتیک نیز رویکرد دو کشور نسبت به ایران متفاوت است. روسیه، در پی تحریم‌های غرب و نیاز به مسیرهای جایگزین برای صادرات انرژی، نگاه ابزاری‌تری به ایران دارد و آن را بیشتر به‌عنوان گذرگاه می‌بیند تا شریک اقتصادی بلندمدت.

این در حالی است که چین با سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های بندری، ریلی و صنعتی ایران، به‌دنبال ادغام عمیق‌تری با اقتصاد منطقه‌ای و جهانی است و ایران را به‌عنوان بخشی از نقشه راه خود در پروژه‌های راهبردی تلقی می‌کند.

حتی در اوج تحریم‌ها، روابط اقتصادی ایران و چین ثبات خود را حفظ کرده‌اند، در حالی که روابط با روسیه بیشتر تابع تحولات سیاسی و امنیتی بوده و فاقد رشد پایدار است.

رقابت در حوزه انرژی نیز اصطکاک‌هایی میان تهران و مسکو ایجاد کرده، در حالی که رابطه ایران و چین بیشتر ماهیت هم‌افزا دارد. چین نه تنها مشتری نفت ایران است، بلکه منبع اصلی واردات کالاها و فناوری نیز محسوب می‌شود؛ ترکیبی که روابط را از وابستگی یک‌جانبه خارج کرده و به تعامل دو‌سویه و متوازن نزدیک‌تر کرده است.

بر اساس تحلیل روندها و داده‌های تجاری، نتیجه‌گیری روشن است: آینده تجارت خارجی ایران، بیش از هر کشور دیگری، به چین گره خورده است. این رابطه نه تنها بر پایه نیازهای متقابل و ساختارهای مکمل بنا شده، بلکه ظرفیت آن برای توسعه پایدار و شراکت‌های بلندمدت نیز بیشتر از هر گزینه دیگر است.

در شرایطی که روسیه به‌دلیل ساختار اقتصادی مشابه و رقابت در بازار انرژی، نمی‌تواند شریک تجاری مطلوب و مکملی برای ایران باشد، چین فرصت‌های گسترده‌ای برای توسعه همکاری در صنایع پایین‌دستی، فناوری، سرمایه‌گذاری و لجستیک فراهم می‌آورد.

ایران باید با بهره‌گیری هوشمندانه از موقعیت ژئوپلیتیکی خود در مسیر «کمربند و جاده» و با تمرکز بر پروژه‌های مشترک با چین، جایگاه خود را در زنجیره تأمین جهانی تثبیت کند.

چنین راهبردی نه تنها به تنوع‌بخشی در اقتصاد ملی منجر می‌شود، بلکه می‌تواند سهم ایران را در اقتصاد جهانی افزایش دهد و از وابستگی به منابع محدود صادراتی بکاهد. انتخاب چین به‌عنوان شریک راهبردی، تصمیمی اقتصادی و ژئوپلیتیک است که می‌تواند موتور محرکه‌ای برای رشد پایدار و تقویت نقش منطقه‌ای ایران باشد.

English

View this article in English

اشتراک گذاری این مطلب
خروج از نسخه موبایل