وزیر خارجه یا سخنگوی سپاه؟ چرا عملکرد عراقچی صدای دیپلمات‌ها را درآورد

8 دقیقه

وزیر خارجه یا سخنگوی سپاه؟ چرا عملکرد عراقچی صدای دیپلمات‌ها را درآورد

وزیر خارجه یا سخنگوی سپاه؟ چرا عملکرد عراقچی صدای دیپلمات‌ها را درآورد

به گزارش آژانس خبری ایران‌گیت، با گذشت نزدیک به یک سال از آغاز به کار دولت چهاردهم و سپردن سکان سیاست خارجی به عباس عراقچی، اکنون زمان آن رسیده است که عملکرد این دیپلمات باسابقه در یکی از پرچالش‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر سیاست خارجی ایران، مورد بررسی دقیق و تحلیلی قرار گیرد.

انتصاب عراقچی در روزهای ابتدایی دولت با امیدواری‌هایی همراه بود؛ امید به بازگشت عقلانیت، تجربه و تعامل‌گرایی به دستگاه دیپلماسی.

اما آنچه در عمل رخ داد، تصویری مبهم و گاه متناقض از سیاست خارجی ایران بود که نه‌تنها پاسخگوی انتظارات اولیه نبود، بلکه پرسش‌های تازه‌ای درباره رویکرد، استقلال و کارآمدی وزارت امور خارجه پدید آورد.

در این گزارش، ایران‌گیت به بررسی زوایای مختلف این عملکرد، واکنش‌ها و انتقادات، و نیز موانع و محدودیت‌های ساختاری پیش‌روی دستگاه دیپلماسی در سال نخست دولت چهاردهم می‌پردازد.

یک سال با عباس عراقچی؛ دیپلماسی در تنگنای بحران‌ها و انتقادها

اکنون که تقریباً یک سال از آغاز به کار دولت چهاردهم و انتصاب عباس عراقچی به‌عنوان وزیر امور خارجه می‌گذرد، فرصت مناسبی برای ارزیابی فراز و فرودهای سیاست خارجی این دولت و عملکرد چهره‌ای است که با سابقه‌ای طولانی در عرصه دیپلماسی، در رأس وزارت خارجه قرار گرفت.

انتخاب عراقچی در روزهای نخست، از سوی برخی ناظران و تحلیل‌گران به‌عنوان نشانه‌ای از بازگشت عقلانیت و تجربه به دستگاه سیاست خارجی تلقی می‌شد. تصوری که بر مبنای پیشینه مذاکرات هسته‌ای و نقش کلیدی او در دوران پیشین شکل گرفته بود.

اما امروز، کارنامه یک‌ساله وزیر امور خارجه، بیش از آنکه محل اجماع باشد، با مجموعه‌ای از انتقادات جدی از سوی دیپلمات‌های باسابقه، سیاست‌گذاران، و نخبگان رسانه‌ای مواجه شده است.

این انتقادها، تنها به ناکامی‌های موردی محدود نمی‌شود، بلکه ناظر به ضعف‌های ساختاری، بی‌توجهی به الزامات حقوق بین‌الملل، و حتی انفعال در مواجهه با بحران‌های ژئوپلیتیک هستند.

از امید به تحول تا واقعیت‌های سرد

در هفته‌های آغازین وزارت عراقچی، بسیاری بر این باور بودند که حضور او می‌تواند نفس تازه‌ای در دیپلماسی ایران بدمد و دستگاه سیاست خارجی را از حاشیه به متن تصمیم‌سازی‌ها بازگرداند.

اما مرور عملکرد یک‌ساله وزارت امور خارجه نشان می‌دهد که این امیدها، در عمل رنگ باخته‌اند و جای خود را به نگرانی‌هایی جدی درباره رویکردهای اتخاذشده، نحوه مواجهه با چالش‌های بین‌المللی، و حتی ادبیات دیپلماتیک وزیر داده‌اند.

منتقدان عملکرد عراقچی معتقدند که سیاست خارجی دولت چهاردهم، بیشتر ماهیتی واکنشی و اقتضائی یافته و در برابر تحولات کلان جهانی، از رویکردی راهبردی و پیش‌برنده بی‌بهره است.

عدم شفافیت در تصمیم‌سازی، غیبت ابتکارهای دیپلماتیک، و حتی نوع موضع‌گیری وزیر در برخی موارد، به‌ویژه در پرونده‌های حساسی مانند مذاکرات هسته‌ای یا تحولات امنیتی منطقه، جایگاه ایران را در عرصه جهانی آسیب‌پذیر ساخته است.

دیپلماسی در تنگنای بحران‌های هم‌زمان

در دفاع از عملکرد عراقچی، حامیان او بر این نکته تأکید دارند که وزارت خارجه در یک سال گذشته، در بستری از بحران‌های کم‌سابقه و فشارهای پیچیده داخلی و خارجی فعالیت کرده است.

از همان روز نخست آغاز به کار دولت چهاردهم، ترور اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی حماس، در شرایطی رخ داد که فضای منطقه‌ای را به‌شدت متشنج ساخت و سیاست خارجی ایران را وارد مرحله‌ای پرتنش کرد.

هم‌زمان، درگیری‌های گسترده با اسرائیل و آغاز عملیات «وعده صادق» در محور مقاومت، سطح مطالبات داخلی از وزارت خارجه را افزایش داد.

افزون بر آن، بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید و چرخش سیاست‌های ایالات متحده علیه ایران، فشارهای تازه‌ای بر دستگاه دیپلماسی وارد کرد و فضا برای اتخاذ ابتکارهای راهبردی را محدود ساخت.

به باور موافقان، عراقچی در چنین شرایطی ناچار به اتخاذ مواضعی محتاطانه، واکنشی و صرفاً مبتنی بر اقتضائات لحظه‌ای شده و عملاً مجال حرکت در افق‌های بلندمدت را از دست داده است.

ساختار تصمیم‌گیری؛ مانع یا محدودیت؟

یکی دیگر از محورهای دفاعی حامیان وزیر خارجه، ساختار سیاست‌گذاری در جمهوری اسلامی ایران است. آنان معتقدند که دستگاه دیپلماسی نه یک نهاد مستقل، بلکه مجری سیاست‌هایی است که در سطوح بالاتر تصمیم‌گیری می‌شوند.

از این منظر، وزیر امور خارجه بیش از آنکه نقش یک تصمیم‌گیرنده را ایفا کند، یک کارگزار اجرایی است که وظیفه‌اش پیاده‌سازی اراده نهادهای حاکمیتی در چارچوبی از پیش تعریف‌شده است.

بر همین اساس، ارزیابی کارنامه وزیر نباید تنها بر پایه خروجی‌های محسوس و سریع صورت گیرد، بلکه باید بستر ساختاری و محدودیت‌های نهادی نیز در نظر گرفته شوند؛ نگاهی که البته با نقدهایی از سوی منتقدان مواجه شده است، چرا که برخی معتقدند حتی در این چارچوب محدود هم، ظرفیت‌هایی برای ابتکار و مدیریت مؤثر بحران‌ها وجود دارد.

انتقادها از درون بدنه دیپلماسی

نقدهای دیگری نیز از سوی چهره‌هایی همچون محمد صدر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، مطرح شده است. صدر معتقد است که وزیر امور خارجه باید با ادبیاتی کاملاً دیپلماتیک و فنی سخن بگوید و از ورود به عرصه سیاست داخلی پرهیز کند.

او می‌گوید: «وزیر خارجه نباید طوری صحبت کند که گویی یک نظامی است. نگاه دیپلماتیک، نیازمند نرمی، شفافیت و تمرکز بر منافع ملی در عرصه بین‌المللی است، نه بازی‌های داخلی.»

صدر همچنین عملکرد وزارت خارجه در مذاکرات را مورد انتقاد قرار داده و تأکید کرده است که باید مذاکرات زودتر آغاز می‌شد و تیم دیپلماسی ایران باید با مهارت بیشتر در صحنه بین‌المللی بازی می‌کرد.

به اعتقاد او، عراقچی در برخی مواقع از اتخاذ مواضع شفاف و پیش‌بینی پیامدهای احتمالی کوتاهی کرده و از ظرفیت‌های دیپلماسی نرم بهره کافی نبرده است.

تحلیل ساختاری؛ دیپلماسی در انفعال

عباس عبدی، تحلیل‌گر سیاسی و اجتماعی نیز با نگاهی ساختاری‌تر به عملکرد عراقچی پرداخته و ضمن انتقاد از فقدان ابتکار در وزارت خارجه، تأکید کرده است که این وزارتخانه با نوعی روزمرگی، تناقض‌گویی و ضعف در تحلیل روبه‌روست.

او ضمن اشاره به اظهارات عراقچی درباره گفت‌وگو با آمریکا، این نوع شرط‌گذاری‌ها را نشانه‌ای از نداشتن استراتژی و درک دقیق از مختصات مذاکرات دانسته است.

عبدی همچنین از عدم شکل‌گیری رویکرد میان‌مدت در وزارت خارجه انتقاد کرده و می‌گوید که دستگاه دیپلماسی نیازمند تدوین نقشه راهی مشخص، منسجم و قابل اجراست تا بتواند از تمام ظرفیت‌ها در راستای کاهش فشارها و افزایش اعتماد داخلی و بین‌المللی استفاده کند.

دیپلماسی در برزخ انتظار و بحران

یک سال نخست وزارت عباس عراقچی، تصویری پیچیده، چندلایه و پرسش‌برانگیز از وضعیت دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران ارائه داده است.

در حالی‌که حامیان او بر وجود بحران‌های هم‌زمان و محدودیت‌های ساختاری تأکید دارند، منتقدان از ضعف تحلیلی، فقدان ابتکار، و انفعال در برابر بحران‌ها سخن می‌گویند.

آنچه مسلم است، سیاست خارجی ایران در دوران جدید نیازمند بازنگری عمیق، استفاده از دیپلماسی نرم، و تقویت ظرفیت‌های تحلیلی و فنی در سطح تصمیم‌سازی و اجراست.

هرچند ساختار کلان دیپلماسی در ایران ویژگی‌های خاص خود را دارد، اما مسئولیت و نقش مدیران ارشد همچون وزیر امور خارجه، در هدایت بحران‌ها و ارائه چهره‌ای مقتدر و هوشمند از ایران در عرصه جهانی، انکارناپذیر است.

English

View this article in English

اشتراک گذاری این مطلب
خروج از نسخه موبایل