نشست دوحه؛ آزمون نهایی برای غیرت سیاسی جهان اسلام
نشست دوحه؛ آزمون نهایی برای غیرت سیاسی جهان اسلام
به گزارش آژانس خبری ایرانگیت در میانه بحرانی تازه که با حمله هوایی بیسابقه اسرائیل به خاک قطر وارد مرحلهای نگرانکننده شده، پایتختهای عربی و اسلامی بار دیگر به تکاپو افتادهاند تا با برگزاری نشست اضطراری در دوحه، واکنشی جمعی و هماهنگ به یکی از صریحترین موارد نقض حاکمیت ملی در منطقه ارائه دهند.
حملهای که نه تنها پایتخت یک کشور عربی را هدف قرار داد، بلکه نشانهای آشکار از جسارت فزاینده تلآویو و پرسشبرانگیز شدن حدود واقعی حمایتهای ایالات متحده از متحدانش در خاورمیانه بود.
این رویداد، در عین حال، آزمونی جدی برای کشورهای اسلامی و عربی به شمار میرود؛ آزمونی برای سنجش آنکه آیا هنوز در میان رهبران منطقه ارادهای برای عبور از مواضع محافظهکارانه و ورود به فاز “اعمال قدرت” وجود دارد یا همچنان کلیشههای دیپلماتیک و بیانیههای تکراری، تنها دستاورد چنین نشستهایی خواهند بود.
گزارش پیشرو، به واکاوی ابعاد این رویداد، پرسشهای استراتژیک برآمده از آن و چشمانداز واکنش جهان عرب و اسلام در برابر این تجاوز بیسابقه میپردازد.
نشست دوحه؛ آزمون اراده یا تکرار عافیتطلبی؟

در حالی که جنگندههای اسرائیلی حریم هوایی قطر را نقض کرده و در اقدامی بیسابقه، برخی از رهبران حماس را در قلب یکی از نزدیکترین متحدان ایالات متحده ترور کردند، نگاهها به نشست اضطراری کشورهای اسلامی و عربی در دوحه دوخته شده است.
این اتفاق، نه فقط به عنوان یک حمله نظامی، بلکه به عنوان یک هشدار آشکار نسبت به شکنندگی اتحادها، توافقهای امنیتی و توازن قدرت در منطقه خاورمیانه تلقی شده است.
از زمان آغاز بحران غزه در اکتبر 2023 تاکنون، راهبرد تلآویو در قبال تحولات منطقه بر مبنای “هرج و مرج را بیافرین و پاداشش را بگیر” استوار بوده است.
اما حالا که این سیاست جسورانه تا قلب پایتخت قطر، محل استقرار یکی از بزرگترین پایگاههای نظامی ایالات متحده در خاورمیانه پیش رفته، یک پرسش کلیدی پیش روی رهبران عرب و مسلمان قرار گرفته است: تا کجا میتوان به حمایتهای ایالات متحده در بزنگاههای امنیتی تکیه کرد؟
مرز باریک میان “اظهار قدرت” و “اعمال قدرت”
نشست دوحه فرصتی تاریخی برای کشورهای عرب و اسلامی فراهم کرده تا نشان دهند آیا ارادهای برای عبور از کلیشههای بیانیهمحور و وارد شدن به عرصه اقدام واقعی دارند یا نه.
اظهارات تند و تیز دیپلماتیک، بدون پشتوانه عملی، تنها صدایی خواهد بود در طوفان تجاوزگریهایی که بیوقفه ادامه دارد. از منظر افکار عمومی در جهان اسلام، اکنون زمان آن فرا رسیده که مرز میان “اظهار قدرت” و “اعمال قدرت” به نفع دومی شکسته شود.
رخداد دوحه تنها یک بحران دیپلماتیک نیست؛ این واقعه بیانگر تغییر آشکار در معادلات ژئوپلیتیکی منطقه است.
حمله اسرائیل به خاک کشوری که میزبان پایگاه “العدید” — یکی از مهمترین پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه — است، صرفاً نقض حاکمیت قطر نیست، بلکه ضربهای نمادین به حیثیت ساختار امنیتی واشنگتن در منطقه محسوب میشود. این پرسش مهم اکنون مطرح است: آیا آمریکا از متحدان خود فقط به عنوان مهرههای راهبردی استفاده میکند؟
یا در شرایط بحرانی حاضر به پرداخت هزینه دفاع از آنان نیز هست؟
واشنگتن، تلآویو و بازی قدرت در خاورمیانه
بازدید اخیر مارک ربیو، وزیر امور خارجه دولت ترامپ، از اسرائیل و حمایت بیچونوچرای او از تداوم درگیریهای کنترلشده در منطقه، مهر تأییدی است بر فرضیهای که بسیاری از ناظران آن را به رسمیت شناختهاند: راهبرد واشنگتن–تلآویو همچنان بر پایه بیثباتسازی منطقه برای حفظ برتری استراتژیک اسرائیل استوار است.
این راهبرد، منافع بلندمدت کشورهای عربی و اسلامی را به چالش میکشد، چه در حوزه امنیتی، چه در ابعاد اقتصادی و حتی در حفظ تمامیت ارضیشان.
باید پرسید: در صورتی که آمریکا در برابر اقدامی چنین صریح علیه حاکمیت یکی از متحدانش واکنشی درخور نشان ندهد، چه اطمینانی برای دیگر دولتهای عربی باقی میماند؟ اگر حافظ امنیت منطقهای، خود در برابر تجاوز سکوت پیشه کند، آیا ادامه اتحاد با او نوعی انفعال ساختاری نیست؟
عافیتطلبی یا آزمون اراده سیاسی؟
واقعیت تلخ این است که بسیاری از دولتهای عرب و اسلامی دیگر آن هویت مبارزاتی دهههای پیشین را در قبال فلسطین ندارند. برخی نهتنها به سازشهای دیپلماتیک تن دادهاند، بلکه در شراکتهای اقتصادی و نظامی با تلآویو و واشنگتن نیز گام برداشتهاند.
همین روند، در سالهای اخیر رویکردی محافظهکارانه و متمایل به حفظ وضع موجود را در سیاست خارجی آنان تقویت کرده است.
اما اکنون بحران دوحه میتواند یک نقطه عطف باشد. اگر این کشورها نتوانند در برابر نقض آشکار حاکمیت یک دولت عربی واکنش عملی و هماهنگ نشان دهند، عملاً راه را برای تکرار چنین سناریوهایی در دیگر پایتختهای عربی نیز باز میکنند.
نشست دوحه، فرصتی برای بازتعریف نقش جهان اسلام
نشست اضطراری دوحه، فراتر از یک واکنش دیپلماتیک، باید به صحنهای برای بازتعریف نقش کشورهای اسلامی و عربی در معادلات امنیتی منطقه تبدیل شود. آنچه اکنون نیاز است، فراتر از صدور بیانیههای همیشگی و تکراری است؛ نیاز به اتخاذ سیاستی جمعی، مستقل و مبتنی بر منافع منطقهای در برابر سیاستهای یکجانبه و ماجراجویانه تلآویو و حامیانش احساس میشود.
اگر جهان عرب و اسلام، بار دیگر به تکرار الگوهای گذشته و اکتفا به کلمات بسنده کند، جایگاه خود را در نظم جدید جهانی به بازیگران بیرونی واگذار خواهد کرد.
در چنین شرایطی، نه تنها فلسطین، بلکه کل منطقه در معرض خطر بازتعریف توسط دیگران قرار خواهد گرفت؛ دیگرانی که قدرت را نه در اتاقهای کنفرانس، بلکه در میادین نبرد و معادلات ژئوپلیتیکی ترسیم میکنند.
سخن آخر: زمان تصمیم فرا رسیده است
حالا دیگر سخن از بیانیه و نشست کافی نیست. این لحظه، لحظهی تصمیم است. تصمیم برای اینکه آیا جهان اسلام و اعراب میخواهند در نقشه آینده خاورمیانه بازیگر باشند یا فقط تماشاگر؟
پاسخ این پرسش، نه در متن بیانیه پایانی نشست دوحه، بلکه در اراده واقعی برای عبور از عافیتطلبی مزمن و ورود به مرحلهای تازه از “اعمال قدرت” نهفته است.
English
View this article in English




