فنلاند، اسلحه سرد آمریکا در جنگ قطب شمال
فنلاند، اسلحه سرد آمریکا در جنگ قطب شمال
سعید آگنجی، سردبیر آژانس خبری ایرانگیت در این مقاله به ابعاد مختلف رقابت جدید ایالات متحده با رقبایش در قطب شمال پرداخته است.
در حالی که یخهای قطب شمال سریعتر از هر زمان دیگری در حال ذوب شدناند، رقابت قدرتهای جهانی در این پهنه منجمد به نقطه جوش رسیده است.
ایالات متحده که زمانی پیشتاز اکتشافات دریایی بود، اکنون خود را در میانه رقابتی تازه و خطرناک میبیند؛ رقابتی که روسیه و چین با ناوگانهای عظیم یخشکن خود آن را رهبری میکنند و آمریکا، با ناوگانی فرسوده و ناکافی، ناچار است برای بازگشت به بازی، دست به همکاری بیسابقهای با فنلاند بزند.
رقابت بر لبه یخ: چالش بزرگ ایالات متحده در قطب شمال
ایالات متحده با تهدیدی فزاینده برای امنیت ملی خود در شمال مواجه است. قطب شمال، که زمانی مرزی دورافتاده و منجمد بود، اکنون با سرعتی چشمگیر به صحنهای تازه برای رقابت ژئوپلیتیکی بدل شده است — و واشینگتن هنوز آمادگی کافی برای حضور در این میدان ندارد.
در حالی که روسیه ناوگانی متشکل از بیش از ۴۰ یخشکن قطبی را در اختیار دارد و چین نیز با چهار فروند یخشکن فعال و پنجمین در دست ساخت، توان خود را گسترش میدهد، ایالات متحده تنها سه یخشکن در اختیار دارد.
از میان این سه، فقط یکی — «ستاره قطبی» — یخشکنی سنگین و واقعی است؛ کشتیای قدیمی که بیشتر با تدبیر مهندسان و قطعات یدکی فرسوده سرپا مانده است.
این عدم توازن نه تنها از نظر تعداد بلکه از حیث برد استراتژیک نیز چشمگیر است. البته مقایسه مستقیم با روسیه چندان منصفانه نیست؛ مسکو از خط ساحلی گستردهای در شمال برخوردار است و بنادر و مسیرهای کشتیرانی متعددی را برای حفظ حضور دائمی خود در قطب شمال در اختیار دارد.
اما وضعیت چین داستانی دیگر است. با آنکه پکن کشوری قطبی محسوب نمیشود، توانسته است در توسعه قابلیت یخشکنی از واشینگتن پیشی بگیرد — نشانهای آشکار از جاهطلبیهای آن برای گسترش نفوذ در مناطق شمالی.
این شکاف، زنگ هشدار روشنی برای امنیت ملی آمریکا است. هرچه یخهای قطب شمال نازکتر میشوند و مسیرهای دریایی تازهای گشوده میشوند، کشورهایی که آماده حرکت در این آبهای سرد هستند، آینده منطقه را — از تجارت و انرژی تا حوزه دفاع — رقم خواهند زد.
در این میان، ایالات متحده با ناوگانی اندک و فرسوده تنها نظارهگر است. با این حال، توافق تازه واشینگتن با فنلاند برای ساخت ناوگان جدیدی از یخشکنها، شاید همان فرصتی باشد که آمریکا برای احیای توان قطبی خود به آن نیاز دارد.
ناوگانی کوچک اما فرسوده

گارد ساحلی ایالات متحده، کل ناوگان یخشکنهای قطبی این کشور را اداره میکند — مجموعهای سهگانه که میتوان آن را محترم اما ناکافی توصیف کرد. «ستاره قطبی»، که در سال ۱۹۷۶ به خدمت گرفته شد، تنها یخشکن سنگین فعال است و بیشتر در مأموریتهای قطب جنوب حضور دارد.
«هیلی»، یخشکن متوسطی که در سال ۱۹۹۹ به آب انداخته شد، عمدتاً وظایف تحقیقاتی و گشتزنی در قطب شمال را بر عهده دارد. «استوریس»، کشتی تدارکاتی سابقی است که بهتازگی خریداری و برای عملیات قطبی بازسازی شده است. هر سه کشتی حیاتیاند، اما هر سه نیز فراتر از ظرفیت خود کار میکنند.
برای ادامه خدمت «ستاره قطبی»، مهندسان گارد ساحلی ناگزیرند قطعات مورد نیاز را از کشتی خواهر آن، «دریای قطبی» — که سالها پیش از خدمت خارج شد — جدا کنند. «هیلی» نیز پس از آتشسوزی گسترده در سال ۲۰۲۰ و نقص فنی در سال ۲۰۲۴، نیازمند تعمیرات اساسی بوده است؛ هزینههایی که بودجه نگهداری گارد ساحلی را تا مرز فرسودگی رساندهاند. حتی در سناریوی فرضی بودجهی کامل، حفظ قابلیت عملیاتی این ناوگان دشوار است.
ورود «استوریس» موقتاً بخشی از مشکل را حل کرده، اما با هزینهای گزاف. این کشتی که برای مأموریتهای تدارکاتی طراحی شده بود، برای فعالیت در قطب شمال نیاز به تغییراتی اساسی دارد: تقویت بدنه، ارتقای سامانههای پیشرانه و تجهیز به فناوری کلاس یخ. این اصلاحات در بازههای فشرده بین گشتهای عملیاتی انجام میشوند؛ راهحلی که زمان را میکاهد اما هزینهها و پیچیدگی آموزش خدمه را افزایش میدهد. نتیجه، کشتیای قابل استفاده اما ناقص خواهد بود — طراحی تکنمونهای که از استانداردهای یک کلاس عملیاتی کامل فاصله دارد.
برآوردهای داخلی گارد ساحلی نشان میدهد که برای پاسخگویی مؤثر به نیازهای عملیاتی در دو قطب، ایالات متحده به هشت تا نه یخشکن نیاز دارد — ترکیبی از کشتیهای سنگین و متوسط.
یخشکنهای سنگین برای عبور از یخهای چندساله و عملیات در آبهای عمیق ضروریاند، در حالی که یخشکنهای متوسط، چابکتر و اقتصادیتر بوده و برای گشتهای ساحلی و مأموریتهای نجات مناسبتر هستند.
اما هیچیک از این طرحها طبق برنامه پیش نمیروند. پروژه «یخشکن امنیتی قطبی» (PSC)، که قرار بود سه یخشکن سنگین جدید بسازد، عملاً متوقف شده است. نخستین کشتی این برنامه که در سال ۲۰۱۹ با هدف تحویل در ۲۰۲۴ آغاز شد، هنوز در مرحله طراحی است.
هزینهها از ۱.۹ میلیارد دلار به بیش از ۵ میلیارد دلار رسیده و زمان تکمیل آن نامشخص است. برنامه مکمل یخشکنهای متوسط نیز تا همین اواخر تنها روی کاغذ وجود داشت.
چرخش به سوی فنلاند
در چنین شرایطی، آمریکا به فنلاند روی آورده است. رئیسجمهور دونالد ترامپ اخیراً توافقی تاریخی با نخستوزیر فنلاند، الکساندر استاب، برای ساخت حداکثر یازده یخشکن جدید با همکاری صنعت کشتیسازی فنلاند امضا کرد.
این تصمیم در ظاهر عملگرایانه اما از نظر نمادین طنزآمیز است؛ مردی که شعار «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» را سر میداد، اکنون یکی از حیاتیترین پروژههای دریایی کشورش را به اروپا میسپارد. با این حال، ترامپ و مشاورانش سرعت را بر نمادگرایی ترجیح دادهاند.
او در مراسم امضای توافق اعلام کرد: «ما بهترین کشتیهای یخشکن جهان را میخریم، و فنلاند در ساخت آنها بینظیر است.»
اظهاری که بیپایه نیست. در کشوری که تمام سواحلش در زمستان یخ میزنند، بقا همواره به توانایی در حفظ ناوبری وابسته بوده است. فنلاند از دهه ۱۹۳۰ و با ساخت نخستین یخشکن دیزلی-الکتریکی خود، در این زمینه پیشرو شد.
کارخانجات کشتیسازی فنلاند، با تکیه بر مهندسی دقیق و زنجیره تأمین بومی، امروزه پیشرفتهترین یخشکنهای جهان را تولید میکنند؛ کشتیهایی که در دوران جنگ سرد حتی به اتحاد جماهیر شوروی نیز فروخته میشدند.
طبق مفاد توافق، چهار فروند از یخشکنهای کلاس «Arctic Security Cutter» در کارخانههای فنلاندی ساخته میشوند و از فناوری و تجربه محلی بهره میبرند. سپس طراحی و دانش فنی حاصل به آمریکا منتقل خواهد شد تا تا هفت کشتی دیگر تحت یک «برنامه زمانی تسریعشده» در خاک ایالات متحده تولید شوند.
شرکت Bollinger در لوئیزیانا — یکی از پیمانکاران اصلی گارد ساحلی — مسئولیت تولید داخلی را بر عهده دارد و در این مسیر با شرکت Seaspan کانادا و دو سازنده فنلاندی، Rauma Marine Constructions و Aker Arctic Technology، همکاری خواهد کرد.
سه کشتی نخست بهصورت همزمان در فنلاند و آمریکا ساخته میشوند و قرار است حداکثر سه سال پس از آغاز رسمی قرارداد تحویل داده شوند.
هر یک از این یخشکنها حدود ۳۶۰ فوت طول دارند و قادرند با سرعت سه گره دریایی، بهطور مداوم از میان یخهایی به ضخامت سه فوت عبور کنند. برد دریانوردی آنها ۱۲هزار مایل دریایی و مدت مأموریتشان بیش از ۶۰ روز بدون نیاز به سوختگیری مجدد است. این کشتیها به عرشه پرواز و آشیانه بالگرد مجهز بوده و برای طیفی از مأموریتها — از دفاعی و تحقیقاتی گرفته تا نجات و اجرای قانون — طراحی شدهاند. افزون بر آن، قابلیت همکاری کامل با ناوگان جدید گارد ساحلی کانادا را دارند و میتوانند بزرگترین و منسجمترین شبکه یخشکنی جهان را شکل دهند. برآورد هزینه کل برنامه: حدود ۶.۱ میلیارد دلار.
برای گارد ساحلی، این پروژه فراتر از یک قرارداد صنعتی است؛ نوعی بازآفرینی نسل جدید. نخستین کشتیهای ساخت فنلاند حضور ضروری آمریکا را در قطب شمال تثبیت خواهند کرد و انتقال فناوری، ظرفیت ساخت کشتیهای آینده را در خاک ایالات متحده تقویت میکند.
این همکاری، ذیل «پیمان ICE» — توافقی سهجانبه میان آمریکا، کانادا و فنلاند — الگویی تازه برای همکاری صنعتی میان متحدان غربی به شمار میرود.
مسابقه بر سر قطب شمال
در پس این دیپلماسی صنعتی، واقعیتی انکارناپذیر نهفته است: قطب شمال به سرعت در حال دگرگونی است. با عقبنشینی یخها، مسیرهای جدیدی گشوده شده که فاصله میان اروپا و آسیا را هزاران مایل کاهش میدهند. منابع عظیم نفت، گاز و مواد معدنی در زیر یخها نهفتهاند و قدرتهای جهانی برای دسترسی به آنها رقابت میکنند.
در همین حال، حضور نظامی در حال افزایش است. روسیه پایگاههای خود را در شمال تقویت کرده و چین، با عنوان «کشور نزدیک به قطب شمال»، مأموریتهای تحقیقاتی و نقشهبرداری از بستر دریا را در این منطقه گسترش میدهد.
تنها یک ماه پیش، دو کشتی تحقیقاتی چینی در محدودهای از بستر دریا که آمریکا در نزدیکی آلاسکا ادعای مالکیت دارد، گشتزنی کردند؛ رخدادی که گارد ساحلی را واداشت تا کشتی «هیلی» را برای نظارت اعزام کند.
چنین تحریکاتی احتمالاً افزایش خواهند یافت. در حالی که یخها ذوب میشوند، زمان برای تصمیمگیری واشینگتن محدود است.
همکاری با فنلاند شاید یک راهحل موقت باشد، اما پیامی روشن در خود دارد: ایالات متحده قصد دارد دوباره به عنوان بازیگری فعال، نه تماشاگر، به صحنه قطب شمال بازگردد. اینکه آیا این پروژهها به موقع و در محدوده بودجه تکمیل خواهند شد یا نه، هنوز پرسشی بیپاسخ است.
اما یک حقیقت مسلم باقی میماند — یخها در حال آب شدناند، و زمان بیامان در حال گذر است.
English
View this article in English




