کابل در خاموشی؛ قطع سراسری اینترنت در افغانستان، نشانهای از کنترل داخلی یا پردهای بر تعاملات پنهان؟
طالبان اینترنت را قطع کرد؛ آمریکا بازمیگردد؟
به گزارش آژانس خبری ایرانگِیت، قطع ناگهانی و چندباره اینترنت در افغانستان، بار دیگر این کشور را در مرکز توجه ناظران بینالمللی قرار داده است.
در حالی که طالبان این اقدام را بخشی از تدابیر امنیتی داخلی میخوانند، برخی تحلیلگران معتقدند که این خاموشیهای ارتباطی میتواند با تحرکات ژئوپولیتیکی پیچیدهتری پیوند داشته باشد؛ از تلاش برای مقابله با نفوذ آمریکا گرفته تا پنهانکاری در مذاکرات پشت پرده با واشنگتن. این گزارش، با بررسی سناریوهای متضاد اما همپوشان، به واکاوی ابعاد کمتر دیدهشده این رویداد میپردازد.
قطع اینترنت در افغانستان؛ کنترل داخلی یا پنهانکاری ژئوپولیتیکی؟
قطع ناگهانی و چندباره اینترنت در افغانستان طی ماههای اخیر، نه تنها نگرانیهای داخلی در زمینه دسترسی آزاد به اطلاعات و حق ارتباط شهروندان را برانگیخته، بلکه سؤالاتی اساسی در خصوص ماهیت و محرکهای پشت این تصمیم ایجاد کرده است.
آیا این اقدام حاصل سیاستگذاری مستقل طالبان است؟ یا باید آن را در چارچوب مداخلات منطقهای و بازیهای فرامنطقهای تحلیل کرد؟

در این گزارش تلاش میشود با نگاهی بیطرفانه، سناریوهای مختلف بررسی و درک عمیقتری از تحرکات احتمالی قدرتهای موثر در افغانستان ارائه شود.
۱. قطع ارتباطات؛ ابزار حکومتداری یا نشانهای از مداخله خارجی؟
در بسیاری از کشورها، قطع اینترنت در مواقع خاص به عنوان ابزاری برای مدیریت بحران، مهار ناآرامیها یا کنترل افکار عمومی استفاده میشود.
اما در افغانستان – جایی که حکومت طالبان فاقد مشروعیت بینالمللی گسترده است و مشروعیت داخلیاش نیز شکننده تلقی میشود – هرگونه قطع ناگهانی ارتباطات میتواند حامل پیامهای فراتر از کنترل داخلی باشد.
افغانستان در حال حاضر بخشی از رقابت قدرتهای بزرگ است، نه تنها بهدلیل موقعیت ژئواستراتژیک خود، بلکه به علت خلاهای امنیتی و ضعف ساختارهای دولتی که فضا را برای مداخلات پیچیده فراهم کرده است.
اینترنت، در چنین بستری، نهتنها یک ابزار فنی، بلکه یک مولفه راهبردی در معادلات قدرت بهشمار میرود.
۲. سناریوی نخست: آمریکاییزدایی ارتباطی با تکیه بر محور شرقی
از دید برخی تحلیلگران، قطع اینترنت در افغانستان میتواند تلاشی آگاهانه برای مقابله با نفوذ آمریکا و غرب تلقی شود. بر اساس این سناریو، طالبان با حمایت یا مشورت ضمنی قدرتهایی مانند ایران، روسیه و چین، اقدام به مسدودسازی ارتباطات میکند تا با مهار جریان آزاد اطلاعات، فضا را برای تثبیت نظم جدیدی فراهم سازد که در آن امکان اثرگذاری نهادهای غربی به حداقل برسد.
این الگو به نوعی یادآور سیاستهای رسانهای در کشورهایی نظیر کره شمالی یا ترکمنستان است؛ یعنی ایجاد یک فضای رسانهای بسته، کنترلشده و ایدئولوژیک که در آن تنها روایت رسمی حکومت مجال بروز دارد.
در این فضا، نهتنها مخالفتها و شکافهای داخلی مهار میشود، بلکه امکان الگوبرداری از اعتراضات جهانی، سازماندهی حرکتهای اعتراضی یا افشای تخلفات درونی نیز کاهش مییابد.
چنانچه فرض شود طالبان در تعامل نزدیک با محور شرقی عمل میکند، این روند میتواند بخشی از پروژه بزرگتر “حفظ یک رژیم قابل پیشبینی اما سرکوبگر” در همسایگی چین و ایران باشد؛ رژیمی که در عین محدودیت در مشروعیت، مزیتهایی مانند مقابله با تروریسم و جلوگیری از بازگشت نیروهای غربی به منطقه را برای قدرتهای منطقهای به همراه دارد.
۳. سناریوی دوم: پوششدهی عملیات حساس و تعاملات پنهان با غرب
از سوی دیگر، برخی نشانهها میتوانند سناریویی متفاوت را محتملتر سازند. در این برداشت، قطع اینترنت نه برای دور کردن آمریکا، بلکه برای محافظت از همکاریهای پنهان با آن صورت میگیرد.
در این چارچوب، هرگونه تعامل میان طالبان و ایالات متحده – بهویژه درباره امکان استفاده مجدد از پایگاه بگرام یا انتقالهای دیپلماتیک و اطلاعاتی – نیازمند محیطی کاملاً امن و غیرقابل رصد است.
قطع سراسری اینترنت در چنین شرایطی، به منزله یک لایه حفاظتی برای فعالیتهایی تلقی میشود که ماهیت حساس، استراتژیک و در برخی موارد، تضادآمیز با مواضع رسمی طالبان دارند.
از جمله میتوان به احتمال گفتوگوهای پنهانی درباره داراییهای بلوکهشده، تخفیف تحریمها یا همکاریهای ضدتروریستی اشاره کرد.
در این سناریو، بگرام به عنوان نقطه کانونی حضور گذشته آمریکا در افغانستان، همچنان جایگاه مهمی در استراتژی واشنگتن دارد. حتی بدون بازگشت نظامی علنی، بازسازی یا استفاده محدود از این پایگاه میتواند بخشی از یک استراتژی بازدارنده در برابر چین، روسیه و بازیگران منطقهای باشد.
۴. وزنسنجی سناریوها: منطق طالبان در قبال آمریکا و منطقه
با سنجش رفتار طالبان طی دو سال گذشته، به نظر میرسد که سناریوی دوم (تعامل پنهان با آمریکا) وزن بیشتری داشته باشد. طالبان بارها نشان دادهاند که علیرغم شعارهای ضدغربی، دغدغه اصلی آنها کاهش فشارهای بینالمللی، آزادسازی داراییها و دستیابی به نوعی شناسایی بینالمللی – ولو محدود – است.
این اهداف بیش از آنکه در دست چین، روسیه یا ایران باشد، در اختیار ایالات متحده است.
به همین دلیل، ممکن است طالبان در تعاملات پنهانی خود، برخی امتیازات از جمله قطع ارتباطات و کاهش شفافیت محیط داخلی را بپذیرند تا بستر توافقهای استراتژیک را فراهم آورند.
خاموشی اینترنت، در چنین بستری، نهتنها ابزاری کنترلی بلکه پوششی امنیتی است که فضای مانور را برای هر دو طرف گسترش میدهد.
۵. پیامدها: از بازی قدرت تا محدودسازی جامعه مدنی
صرفنظر از سناریوی غالب، تکرار این نوع خاموشیها دارای پیامدهای قابل توجهی است. از یکسو، جامعه مدنی، خبرنگاران مستقل، کنشگران حقوق بشر و حتی کسبوکارهای نوپا، به شدت از این روند آسیب میبینند.
از سوی دیگر، دسترسی آزاد به اطلاعات – یکی از مهمترین ابزارهای مقاومت اجتماعی و شکلگیری نهادهای پاسخگو – به حاشیه رانده میشود.
در سطح بالاتر، تداوم این وضعیت میتواند شکلی از توازن غیررسمی میان قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای ایجاد کند که افغانستان را به صحنه رقابت خاموش اما راهبردی بدل سازد.
هر بار که کابل خاموش میشود، نهتنها ارتباط شهروندان قطع میشود، بلکه نشانهای از یک تحول امنیتی یا سیاسی در پشت پرده به نمایش گذاشته میشود.
اینترنت بهمثابه ابزار رقابت ژئوپولیتیک
در نهایت، قطع اینترنت در افغانستان را نمیتوان تنها در چارچوب تصمیمگیری داخلی طالبان یا فشارهای منطقهای تحلیل کرد. واقعیت این است که افغانستان همچنان یکی از نقاط داغ رقابت ژئوپولیتیکی میان قدرتهای جهانی است.
در این رقابت، ابزارهایی نظیر اینترنت، حملونقل هوایی، پایگاههای نظامی و توافقهای اطلاعاتی، فراتر از کارکردهای معمول خود، به بخشهایی از بازی بزرگتر تبدیل شدهاند.
در چنین شرایطی، تحلیل هرگونه اختلال در زیرساختهای ارتباطی باید با توجه به تحرکات قدرتهای بزرگ، منطق بقا و تعامل طالبان، و مسیر احتمالی توافقها یا منازعات آینده انجام شود.
قطع اینترنت در افغانستان، شاید در ظاهر یک تصمیم داخلی باشد، اما در بطن خود، میتواند حامل نشانههایی از چرخشهای کلان در سطح منطقه و جهان باشد.
English
View this article in English




