تهران و تلآویو پس از آتش؛ صلحی شکننده، تنشی ماندگار
تهران و تلآویو پس از آتش؛ صلحی شکننده، تنشی ماندگار
بهگفته ریچارد نفیو، کارشناس برجسته مسائل ایران در دانشگاه کلمبیا، رژیم اسرائیل پس از پایان جنگ ۱۲ روزه (۱۳ تا ۲۵ ژوئن ۲۰۲۵) که با سلسلهای از حملات هوایی گسترده علیه تأسیسات هستهای ایران در نطنز، فردو و اصفهان همراه بود، همچنان در حال آمادهسازی برای انجام عملیات نظامی جدید علیه ایران است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، این حملات را اقدامی «پیشدستانه» برای مهار تهدیدات هستهای ایران توصیف کرده است، با این حال، برخی تحلیلگران بر این باورند که هدف بلندمدت او ممکن است فراتر از مهار باشد و بهدنبال تغییر ساختار حاکمیتی در ایران باشد—هدف بزرگی که در کوتاهمدت، بنا به نظر کارشناسان، دستیابی به آن بعید به نظر میرسد.
در همین راستا، منابع آگاه به پایگاه خبری آکسیوس گزارش دادهاند که اسرائیل در حال تدارک برای حملهای احتمالی در صورت ازسرگیری جدی فعالیتهای هستهای ایران است. از سوی دیگر، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ممکن است به چنین حملاتی چراغ سبز نشان دهد، اگرچه ترجیح او همچنان بر بازگشت به میز مذاکره است.
صنم وکیلی، پژوهشگر ارشد در اندیشکده چتم هاوس، بر این نکته تأکید میورزد که هدف اصلی اسرائیل نه لزوماً تغییر رژیم، بلکه نابودی یا حداقل فلجسازی کامل توان هستهای ایران است. او با این حال تصریح میکند که تغییر رژیم در کوتاهمدت واقعبینانه نیست.
این حملات با واکنشهای گسترده و محکومیت شدید کشورهای منطقه و همچنین آژانس بینالمللی انرژی اتمی روبهرو شدهاند.
همزمان، رسانههای آسیایی، بهویژه در لبنان، معتقدند که پاسخ ایران به حملات اخیر – شامل پرتاب ۵۵۰ فروند موشک بالستیک و بیش از ۱۰۰۰ پهپاد – نشاندهنده توانمندی بازدارنده و گسترده ایران بوده است؛ امری که میتواند موجب کاهش احتمال درگیری مجدد گردد، چراکه تلآویو اکنون نسبت به ظرفیتهای نظامی ایران آگاهی بیشتری یافته است.
در ادامه این تحولات، عبدالباری عطوان، تحلیلگر برجسته عرب در نشریه «رأی الیوم»، احتمال دخالت اسرائیل در انفجارهایی نظیر حادثه اخیر بندرعباس را مطرح کرده و آن را در چارچوب فشارهای مرتبط با مذاکرات هستهای ارزیابی کرده است. ب
ه گفته او، این نوع اقدامات میتواند به درگیریهای محدود بیانجامد، اما وقوع یک جنگ تمامعیار در افق کوتاهمدت بعید به نظر میرسد.
چشمانداز راهبردی خاورمیانه پس از جنگ ۱۲ روزه
تورج اتابکی، پژوهشگر ایرانی دانشگاه لیدن، در تحلیل خود سه سناریوی کلان برای آینده خاورمیانه در پرتو تحولات اخیر ارائه میدهد:
۱. آتشبس موقتی با دخالت قدرتهای جهانی و منطقهای، که احتمال پایداری آن بهدلیل شکنندگی شرایط، پایین ارزیابی میشود.
۲. تضعیف درونی ساختار سیاسی ایران و سوق یافتن آن بهسوی مذاکرات مستقیم با اسرائیل، امری که میتواند به تحولات سیاسی عمده در داخل ایران منجر شود.
۳. افزایش تنشها و شکلگیری موج دوم درگیریهای نظامی، سناریویی که گرچه از سوی برخی مطرح شده، اما قدرتهای غربی تلاش دارند از وقوع آن اجتناب کنند.
در همین راستا، اندیشکده چتم هاوس در گزارشی تحلیلی اشاره میکند که جنگ ۱۲ روزه نشان داد، اختلاف ایران و غرب فراتر از صرفاً موضوع هستهای است و به بنیانهای نظم امنیتی خاورمیانه بازمیگردد. به باور این اندیشکده، تنها مسیر واقعی برای دستیابی به ثبات پایدار در منطقه، رسیدن به یک توافق جامع امنیتی میان ایران و غرب است.
از سوی دیگر، ولی نصر تحلیلگر سرشناس، خاطرنشان میکند که اسرائیل در پی بازتعریف توازن قدرت در خاورمیانه است، اما واکنش گسترده و اعتراضی مردم ایران، بهعلاوه افزایش انزوای بینالمللی تلآویو پس از جنگ اخیر، رسیدن به این هدف را با موانع جدی روبهرو کرده است.
شبکه خبری المیادین نیز گزارش میدهد که جنگ اخیر نهتنها موجب افزایش انزوای منطقهای اسرائیل شده، بلکه با محکومیت رسمی از سوی بیش از ۱۲۰ کشور، به تقویت جایگاه محور مقاومت – شامل ایران، یمن و لبنان – در معادلات منطقهای انجامیده است.
در تحلیلی دیگر، وبسایت یاز اکو هشدار میدهد که آتشبس کنونی بسیار شکننده است و ایران ممکن است در پاسخ به فشارهای غرب، به اقدامات تقابلی نظیر مسدودسازی تنگه هرمز یا هدف قرار دادن منافع نفتی در منطقه دست بزند؛ امری که میتواند جرقهای برای وقوع جنگی منطقهای باشد.
دستهبندی سناریوهای پیشرو برای روابط ایران، غرب و اسرائیل
بر اساس ارزیابی منابع بینالمللی و تحلیل شرایط پس از جنگ ۱۲ روزه، میتوان سناریوهای پیشرو را در چهار دسته کلی و بر اساس میزان احتمال وقوع اولویتبندی کرد:
۱. افزایش فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی (اولویت بالا)
اتحادیه اروپا ممکن است با فعالسازی سازوکار اسنپبک و ایالات متحده با افزایش تحریمها، فشارها را برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره تشدید کند.
در این وضعیت، تهران احتمالاً با کاهش همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی یا افزایش سطح غنیسازی پاسخ خواهد داد، اما بهدلیل فشارهای شدید اقتصادی ممکن است در نهایت تن به مذاکراتی محدود دهد.
گزارشهای منتشرشده در والاستریت ژورنال و یورونیوز مؤید عزم جدی اروپا برای اجرای اسنپبک است، در حالی که ایران تهدید به خروج از پیمان NPT کرده است.
۲. آتشبس پایدار همراه با مذاکرات محدود (اولویت متوسط)
احتمال دارد با میانجیگری کشورهای منطقهای نظیر عمان، تهران و واشنگتن به توافقی موقت برای کاهش تنشها و تثبیت آتشبس دست یابند.
این توافق میتواند شامل محدودیتهایی بر غنیسازی و نیز لغو جزئی تحریمها باشد، اما بهلحاظ جامعیت، قابلقیاس با برجام نخواهد بود.
۳. درگیری نظامی محدود (اولویت پایین)
اسرائیل ممکن است با حمایت مستقیم یا ضمنی آمریکا، حملات محدودی را علیه تأسیسات حساس ایران انجام دهد.
در مقابل، تهران احتمالاً با پاسخ موشکی و پهپادی واکنش نشان خواهد داد. با این حال، بهدلیل هزینههای بالا و افزایش انزوای اسرائیل پس از حملات گذشته، وقوع چنین درگیریای کماحتمال به نظر میرسد.
منابعی نظیر آکسیوس و بیبیسی از آمادگی نظامی اسرائیل سخن گفتهاند، اما واکنش منفی بینالمللی احتمال آن را کاهش داده است.
۴. جنگ تمامعیار منطقهای (اولویت بسیار پایین)
در بدبینانهترین سناریو، تنشها به مرحلهای میرسند که ایران اقدام به بستن تنگه هرمز یا حمله به زیرساختهای نفتی منطقه میکند و در نتیجه، درگیری گستردهای با دخالت قدرتهای جهانی و منطقهای شکل میگیرد.
هرچند این سناریو از سوی برخی منابع مانند یاز اکو مطرح شده، اما بهدلیل پیامدهای فاجعهبار، بعید است طرفین بهسمت چنین درگیری فراگیری سوق پیدا کنند.
نتیجهگیری
مجموع تحلیلهای بینالمللی حاکی از آن است که خاورمیانه پس از جنگ ۱۲ روزه در وضعیت شکننده و ناپایداری بهسر میبرد.
اروپا با تهدید به فعالسازی اسنپبک و آمریکا با اعمال شروط سختگیرانه، تلاش دارند ایران را به پای میز مذاکره بازگردانند، در حالی که تهران با اتکا به توانمندی نظامی خود و تأکید بر حقوق هستهایاش، همچنان به مسیر دیپلماسی مشروط پایبند مانده است.
محتملترین سناریو، افزایش فشارهای اقتصادی است.
English
View this article in English




