تهران رواک بیمه اتکایی یا صندوق داورپناه و شکاریان
قرار بود این شرکت بیمه، سرمایه سهامداران را حفظ کند و ارزش بیافریند؛ اما امروز آنچه بیش از هر چیز به چشم میآید، انبوهی از ابهامات، تصمیمات غیرشفاف و پرسشهایی است که کسی حاضر به پاسخگویی درباره آنها نیست.
وقتی ارزش سکههای خریداریشده با ارقام واقعی محل سؤال مواجه میشود، وقتی درباره دریافتهای ارزی مدیرعامل و یکی از اعضای هیئتمدیره ابهامات جدی مطرح است، و وقتی صورتهای مالی به جای شفاف کردن واقعیت، بر حجم پرسشها میافزایند، دیگر نمیتوان از مدیریت حرفهای سخن گفت.
اضافه پرداخت به شکاریان(عضو هیئت مدیره)تنها یکی از تخلفات آشکاری است که حسابرس تایید کرده است.
عدم رعایت قانون تشریفات در ماده ۱۲۹ اصلاحیه قانون تجارت توسط حسابرس تصریح شده و اینها نشان از یک اراده قوی برای تخلف و سؤاستفاده است.
عدم رعایت موارد قانون تجارت در کنترل و حساسیت نسبت به مواردی که تضاد منافع و منصفانه بودن معاملات با اشخاص وابسته با شرکت وجود دارد، به تایید حسابرس رسیده است.
قرارداد مشاوران شرکت طبق حسابرسی صورتهای مالی یا فاقد مصوبه هیئت مدیره است یا اساسا قراردادی وجود ندارد و پرداختها به آنها بدون ضابطه صورت گرفته است.
دریافت اسکناس ارزی به داورپناه (مدیرعامل) و شکاریان (عضو هیئت مدیره) خارج از ضوابط و هیچ سندی در مورد عودت وجوهی که مکلف به بازگشت آن به صندوق شرکت بودند وجود ندارد.
سهامداران سرمایهگذاری نکردهاند که شاهد اداره شدن شرکت در فضایی باشند که شائبه تعارض منافع و نبود شفافیت بر آن سایه انداخته است. آنان حق دارند بدانند هر ریال از منابع شرکت چگونه هزینه شده و چرا این همه ابهام، بیپاسخ باقی مانده است.
شرکتی که باید الگوی شفافیت، پاسخگویی و سودآوری باشد، اگر نتواند به این پرسشها پاسخ دهد، این نگرانی را ایجاد میکند که از مسیر اصلی خود فاصله گرفته و بیش از آنکه برای منافع همه سهامداران اداره شود، در خدمت منافع گروهی محدود قرار گرفته است.
اعتماد سهامداران با شعار بازنمیگردد؛ تنها راه بازسازی آن، انتشار اطلاعات شفاف، پاسخگویی کامل و رفع همه ابهامات است. تا آن روز، این پرسش پابرجاست: آیا این شرکت هنوز یک بنگاه اقتصادی متعلق به همه سهامداران است یا به حیاط خلوت چند مدیر تبدیل شده است؟
English
View this article in English




