ترامپ و سیاست خارجیِ بدون قطبنما
ترامپ و سیاست خارجیِ بدون قطبنما
در جهانی که دیپلماسی بر پیشبینی و ثبات استوار است، دونالد ترامپ استثنایی است که این قاعده را به چالش میکشد. هر رهبر یا مسئولی که ناگزیر از تعامل با او باشد، وارد میدان سیاستی میشود که قواعدش هر لحظه دگرگون میشود.
آزمون دشوار تعامل با ترامپ
در عرصه سیاست جهانی، اندک رهبر یا مسئولی را میتوان یافت که دیر یا زود ناگزیر از تعامل با رئیسجمهور ایالات متحده نباشد. این قاعده در دوره دونالد ترامپ، رنگ و بوی خاصی به خود گرفت. ارتباط با مردی که گفتار و رفتار سیاسیاش کمتر از هر سیاستمدار دیگری قابل پیشبینی بود، برای بسیاری از رهبران جهان به تجربهای پرچالش بدل شد.
ایالات متحده، به عنوان قدرت غالب نظام بینالملل، در بیشتر بحرانها و معادلات جهانی حضوری تعیینکننده دارد. از همین رو، حتی مخالفان سرسخت سیاستهای واشنگتن نیز چارهای جز تعامل با آن ندارند.
برخی ناظران سیاسی با نگاهی استعاری میگویند که «آمریکا با بیشتر کشورهای جهان مرز مشترک دارد»؛ مرزهایی نه جغرافیایی، بلکه سیاسی و اقتصادی.
ترامپ از همان نخستین روزهای حضور در کاخ سفید نشان داد که ثبات موضع در قاموس سیاسی او جایگاهی ندارد.
مواضعی که گاه در فاصله چند ساعت تغییر میکرد، هم متحدان آمریکا را سردرگم میساخت و هم تحلیلگران روابط بینالملل را با پرسشی بنیادین روبهرو میکرد: چگونه میتوان سیاست خارجی کشوری را پیشبینی کرد که رئیسجمهورش از یک سخنرانی تا مصاحبه بعدی نظر خود را دگرگون میکند؟
مؤسسات پژوهشی و نهادهای تصمیمساز بسیاری در سالهای ریاستجمهوری ترامپ کوشیدند الگوی رفتاری او را تحلیل کنند؛ تلاشی که اغلب بینتیجه ماند. تنها ثبات مشهود در سیاست خارجی ترامپ، حمایت آشکار و بیقید و شرط از اسرائیل و اقدامات آن در قبال فلسطین بود.
حتی اگر پیشرفتهترین سامانههای پیشبینی و هوش مصنوعی برای تحلیل رفتار ترامپ به کار گرفته شوند، تغییرات ناگهانی او در موضوعات جهانی این سیستمها را از کار میاندازد.
رفتار او در قبال روسیه و اوکراین یکی از بارزترین نمونههاست. ترامپ در دورههای مختلف، از مدافع سرسخت ولادیمیر پوتین و منتقد اوکراین، به منتقد تندرو روسیه و حامی کییف تبدیل شد؛ چرخشی که حتی متحدانش را شگفتزده کرد.
در برابر چین نیز همین الگو تکرار شد. گاهی پکن را به دلیل سیاستهای تجاریاش مورد انتقاد قرار میداد و تعرفههای سنگینی بر کالاهای چینی اعمال میکرد، و زمانی دیگر از رئیسجمهور چین، شی جینپینگ، به عنوان «رهبری محترم و قدرتمند» یاد میکرد.
روابط او با رهبر کره شمالی، کیم جونگاون، نیز میان تهدید و تحسین در نوسان بود؛ از تهدید به «آتش و خشم» تا دیدار تاریخی و سخنان ستایشآمیز درباره آینده اقتصادی پیونگیانگ.
همین ناپایداری در روابط او با رهبران ترکیه، فرانسه، ناتو و حتی اتحادیه اروپا نیز مشهود بود. ترامپ روزی ناتو را سازمانی «منسوخ» میخواند و روز دیگر از نقش حیاتی آن در امنیت جهانی سخن میگفت.
از کشورهای اروپایی میخواست وابستگی انرژی خود به روسیه را کاهش دهند، اما همزمان فشار میآورد تا از ایالات متحده نفت و گاز بخرند.
در نهایت، تعامل با دونالد ترامپ برای هر سیاستمداری ــ از متحدان دیرینه تا رقبای سرسخت ــ آزمونی دشوار بوده و هست.
در جهانی که ثبات و پیشبینیپذیری شرط حیاتی روابط دیپلماتیک است، سیاستورزی در برابر رهبری که هر لحظه ممکن است مسیر خود را عوض کند، بیش از هر چیز به صبر، مهارت و شاید اندکی خوششانسی نیاز دارد.
English
View this article in English
