ترامپ و سایه «قدرت فردی» بر نظام جمهوری آمریکا
ترامپ و سایه «قدرت فردی» بر نظام جمهوری آمریکا
در پی تظاهرات گسترده میلیونها شهروند آمریکایی در بیش از دو هزار و ششصد شهر علیه سیاستهای دولت دونالد ترامپ، فضای سیاسی ایالات متحده وارد مرحلهای تازه از تنش و دوقطبی شده است.
این گزارش، به قلم سعید آگنجی، سردبیر آژانس خبری ایرانگیت، به بررسی زمینههای اجتماعی و سیاسی این اعتراضات، نحوه اعمال قدرت در دور دوم ریاستجمهوری ترامپ، و پیامدهای احتمالی آن بر ساختار سیاسی و رفتار بینالمللی آمریکا میپردازد.
تظاهرات سراسری در ایالات متحده و پیامدهای سیاسی آن

در روز شنبه ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵ (۲۶ مهر ۱۴۰۴)، در بیش از ۲۶۰۰ شهر ایالات متحده، تظاهرات گستردهای علیه سیاستهای دولت دونالد ترامپ برگزار شد. برآوردها، شمار شرکتکنندگان را بین شش تا هفت میلیون نفر اعلام کردهاند.
این تجمعات بدون بروز حادثهای خاص برگزار شد. شعار محوری تظاهرات «نه به شاه» بود؛ عبارتی که بهصورت نمادین از نحوه عملکرد سیاسی رئیسجمهور در بیش از هشت ماه نخست از دور دوم ریاستجمهوری او انتقاد داشت و برخی آن را نشانه نگرانی از تمرکز قدرت در ساختار سیاسی آمریکا میدانند.
یکی از پلاکاردهای مطرح در این تجمعات جملهای با مضمون «پادشاهی در ۱۷۷۶ مرد» بود که به انقلاب آمریکا و پایان نظام سلطنتی در آن کشور اشاره داشت.
در واکنش به این شعارها، ترامپ در گفتوگویی کوتاه در شهر ناکس اظهار داشت: «من پادشاه نیستم.» ناظران سیاسی این رخداد را یکی از نقاط قابلتوجه در تحولات اجتماعی اخیر ایالات متحده ارزیابی میکنند.
برای بررسی جامعهشناختی این رویداد، لازم است سه محور مورد توجه قرار گیرد: نخست، شیوه اعمال قدرت ریاستجمهوری در دور دوم دولت ترامپ؛ دوم، واکنش نخبگان و افکار عمومی نسبت به آن؛ و سوم، پیامدهای احتمالی داخلی و خارجی آن.
باید توجه داشت که تحولات سیاسی در داخل آمریکا همواره تأثیر مستقیمی بر جهتگیریهای بینالمللی این کشور دارد و میان سیاست داخلی و رفتار خارجی آن پیوندی ساختاری وجود دارد.
در حدود نه ماه گذشته، تحلیلگران معتقدند که ساختار تصمیمگیری سیاسی در دولت دوم ترامپ، بیش از گذشته بر نقش شخص رئیسجمهور متمرکز شده است.
به باور بسیاری از ناظران، در تاریخ معاصر ایالات متحده، کمتر دورهای را میتوان یافت که قدرت اجرایی تا این اندازه در سطح فردی متمرکز شده باشد.
این تمرکز قدرت را میتوان در سه شاخص اصلی مشاهده کرد:
نخست، افزایش چشمگیر اتکای دولت به دستورالعملهای اجرایی رئیسجمهور. این ابزار که اساساً برای اجرای قوانین و تصمیمات ضروری بهکار میرود، در دوره اخیر بهگونهای استفاده شده که گاه جایگزین فرایند قانونگذاری در کنگره شده است.
گزارشها نشان میدهد در برخی روزها چندین دستور اجرایی در فاصله کوتاه صادر شده است؛ روندی که موجب افزایش اختیارات مستقیم ریاستجمهوری و محدود شدن نقش سایر نهادها تلقی میشود.
دومین شاخص، انتصاب گسترده چهرههای وفادار به رئیسجمهور و بازسازی بخشی از ساختار بوروکراتیک ایالات متحده است.
منتقدان معتقدند که در برخی دستگاههای اجرایی، نظرات کارشناسانه مغایر با مواضع کاخ سفید با مقاومت روبهرو شده و تغییرات اداری متعددی صورت گرفته است. این روند، بنا بر برخی گزارشها، نهادهای نظامی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
سومین ویژگی مورد اشاره، نحوه برخورد با مخالفان سیاسی است. تحلیلها نشان میدهد که دولت در برخی موارد از ابزارهای قانونی، از جمله وزارت دادگستری، برای پیگیری پروندههای قضایی علیه منتقدان استفاده کرده است.
برخی ناظران از «سیاسیشدن وزارت دادگستری» سخن گفتهاند و به پروندههایی چون جیمز کومی، رئیس پیشین افبیآی، و جان بولتون، مشاور امنیت ملی پیشین، اشاره دارند.
در کنار این موارد، گزارشهایی از محدود شدن برخی آزادیهای مدنی و افزایش تنش میان دولت و رسانهها منتشر شده است.
در فضای رسانهای آمریکا، برخی از مخالفان از اصطلاح «پادشاه ترامپ» برای توصیف این وضعیت استفاده کردهاند؛ هرچند حامیان او این تعابیر را ناعادلانه میدانند.
در مقابل، مخالفان دولت تلاش کردهاند از مسیرهای قانونی برای محدود کردن دامنه اختیارات اجرایی استفاده کنند. یکی از مصادیق آن، ارجاع پروندههایی به دادگاهها برای جلوگیری از اعزام گارد ملی به ایالتهایی است که فرمانداران آنها از حزب مخالف هستند.
دولت این اقدام را با هدف مقابله با جرم و کنترل مهاجرت غیرقانونی توجیه کرده است، اما منتقدان آن را اقدامی فراقانونی میدانند.
در سطح اجتماعی، اعتراضات اخیر نشاندهنده تلاش مخالفان برای تبدیل مخالفت با سیاستهای دولت از یک موضوع حزبی به جنبشی عمومی است. پیشبینی میشود که این نوع تظاهرات در فواصل زمانی مشخص تکرار شود.
نتیجه این تحولات هنوز روشن نیست، اما دو روند قابلتوجه را میتوان شناسایی کرد: نخست، تداوم دوقطبی سیاسی و اجتماعی در جامعه آمریکا؛ روندی که در سخنان برخی مقامات، از جمله جانسون، رئیس جمهوریخواه مجلس نمایندگان، نیز بازتاب یافته است.
او در واکنش به تظاهرات اخیر اظهار داشت: «این تجمعها نه علیه ترامپ بلکه علیه ایالات متحده است.» دوم، تداوم نوسانهای ایدئولوژیک در سیاست داخلی آمریکا است؛ نوسانهایی که از ابتدای تأسیس جمهوری این کشور تاکنون میان دو رویکرد کلان حکمرانی ادامه داشته و احتمالاً در انتخابات میاندورهای آینده نیز تداوم خواهد یافت.
English
View this article in English




