تأیید صورتهای مالی بر فاجعه بانک سرمایه
عملکرد زیان بار اسلامیان که خود را منتسب به امنیتی ها میداند و البته دروغی بیش نیست نشان میدهد که 756 هزار میلیارد ریال زیان انباشته؛ رقمی معادل یارانه ۳۰۰ هزار تومانی ۲۵۲ میلیون شهروند یا حدود ۴۷۲ میلیون دلار. این میراث سنگین اسلامیان در بانک سرمایه در پایان سال ۱۴۰۴ است؛ بانکی که ناترازی آن همچنان در دوره مدیریت جدید نیز ادامه دارد.
به گزارش ایران گیت ، صورتهای مالی حسابرسینشده بانک سرمایه برای سال منتهی به پایان ۱۴۰۴ بار دیگر تصویری نگرانکننده از وضعیت یکی از پرحاشیهترین بانکهای کشور ارائه کرده است؛ تصویری که بیش از آنکه از یک بنگاه اقتصادی سخن بگوید، از بحرانی مزمن و ریشهدار حکایت دارد که سالهاست ادامه یافته و همچنان راهکاری مؤثر برای مهار آن مشاهده نمیشود.
بر اساس این صورتهای مالی، زیان عملیاتی بانک سرمایه به ۳۹ هزار و ۷۵۷ میلیارد ریال رسیده است. همچنین زیان خالص بانک در پایان سال ۱۴۰۴ معادل ۱۱۰ هزار و ۸۶۸ میلیارد ریال گزارش شده و زیان پایه هر سهم نیز به رقم سنگین ۲۷ هزار و ۷۱۷ ریال رسیده است.
اما آنچه بیش از هر عدد دیگری جلب توجه میکند، زیان انباشته ۷۵۶ هزار و ۱۳۳ میلیارد ریالی بانک است؛ رقمی که به تنهایی برای توصیف عمق بحران کفایت میکند. در کنار این عدد، ثبت حقوق مالکانه منفی ۷۵۱ هزار و ۱۵۹ میلیارد ریالی نیز نشان میدهد شکاف ایجاد شده در ساختار مالی بانک به مرحلهای رسیده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک دوره زیاندهی یا نتیجه شرایط اقتصادی کشور دانست.
ابعاد این زیان زمانی بهتر درک میشود که آن را با شاخصهای ملموستر مقایسه کنیم. زیان انباشته بانک سرمایه معادل بیش از ۷۵ هزار میلیارد تومان است. این رقم با فرض یارانه ۳۰۰ هزار تومانی، معادل پرداخت یارانه به بیش از ۲۵۲ میلیون شهروند خواهد بود؛ رقمی نزدیک به سه برابر جمعیت ایران. همچنین این میزان زیان انباشته با دلار ۱۶۰ هزار تومانی معادل حدود ۴۷۲ میلیون دلار برآورد میشود؛ عددی که برای اجرای دهها پروژه بزرگ ملی و زیرساختی کفایت میکند.
پرسش اساسی اینجاست که چگونه یک بانک به چنین نقطهای رسیده است؟ چه تصمیماتی در سالهای گذشته اتخاذ شده که نتیجه آن انباشت بیش از ۷۵۶ هزار میلیارد ریال زیان بوده است؟ مهمتر از آن، چه کسانی مسئول این وضعیت هستند و چرا تاکنون پاسخ شفافی درباره عوامل شکلگیری این بحران ارائه نشده است؟
زیان عملیاتی نزدیک به ۴۰ هزار میلیارد ریالی نشان میدهد حتی فعالیت اصلی بانک نیز همچنان توانایی ایجاد سود را پیدا نکرده است. در واقع بانک نه تنها با میراث سنگین سالهای گذشته مواجه است، بلکه در عملیات جاری نیز همچنان در حال تولید زیان است. این موضوع نشان میدهد بحران بانک سرمایه صرفاً مربوط به گذشته نیست و همچنان در بطن فعالیتهای روزمره بانک جریان دارد.
از سوی دیگر، زیان خالص بیش از ۱۱۰ هزار میلیارد ریالی نیز این پرسش را مطرح میکند که برنامه مدیریت بانک برای توقف روند فرسایشی موجود چیست؟ اگر راهبرد مشخصی برای خروج از بحران وجود دارد، آثار آن چرا در صورتهای مالی و گزارشهای عملکرد بانک دیده نمیشود؟
نکته قابل تأمل آن است که تغییرات مدیریتی نیز تاکنون نتوانسته گرهی از مشکلات بانک باز کند. با انتصاب موسی اسلامیان به عنوان مدیرعامل بانک سرمایه، انتظار میرفت روند اصلاحات مالی با سرعت بیشتری دنبال شود و نشانههایی از کنترل ناترازیها در گزارشهای عملکرد بانک مشاهده شود. اما بررسی گزارشهای ماهانه منتشر شده در ماههای اخیر نشان میدهد ناترازی بانک همچنان پابرجاست و روند درآمدها و هزینهها هنوز فاصله محسوسی با شرایط مطلوب دارد.
این موضوع موجب شده تردیدهای جدی درباره اثربخشی برنامههای اصلاحی مطرح شود. آیا مدیریت جدید ابزار لازم برای اصلاح ساختار بانک را در اختیار دارد؟ آیا برنامهای زمانبندیشده برای کاهش زیان انباشته تدوین شده است؟ آیا سهامداران و افکار عمومی از جزئیات این برنامه مطلع هستند؟ تاکنون پاسخ روشنی به این پرسشها داده نشده است.
در شرایطی که نظام بانکی کشور با چالش ناترازی دستوپنجه نرم میکند، وضعیت بانک سرمایه از یک ناترازی معمول فراتر رفته و به یک بحران ساختاری تبدیل شده است. بانکی با حقوق مالکانه منفی بیش از ۷۵۱ هزار میلیارد ریال، صرفاً با اصلاحات جزئی و اقدامات مقطعی قابل احیا نخواهد بود و نیازمند تصمیمات اساسی، شفاف و بعضاً پرهزینه است.
بانک مرکزی، سهامداران عمده و نهادهای نظارتی نیز نمیتوانند نسبت به چنین وضعیتی بیتفاوت باشند. ابعاد بحران در بانک سرمایه به اندازهای بزرگ شده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک مسئله داخلی تلقی کرد. استمرار این روند نه تنها سهامداران، بلکه اعتماد عمومی به نظام بانکی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
English
View this article in English




