بانک مرکزی در بنبست؛ فرزین کجای بازی ایستاده؟
بانک مرکزی در بنبست؛ فرزین کجای بازی ایستاده؟
به گزارش آژانس خبری ایرانگیت، در حالی که اقتصاد ایران همچنان در چنبره بحرانهای ساختاری، تورم مزمن و بیثباتی ارزی گرفتار است، نهاد سیاستگذار پولی کشور یعنی بانک مرکزی بیش از هر زمان دیگری زیر ذرهبین افکار عمومی و نهادهای اقتصادی قرار دارد.
محمدرضا فرزین که با وعده تثبیت نرخ ارز، مهار تورم و اصلاح نظام بانکی سکان این نهاد کلیدی را در دست گرفت، حالا پس از گذشت بیش از یک سال، با کارنامهای روبهروست که تحلیلگران آن را ترکیبی از مدیریت بحران، وعدههای ناتمام و تصمیماتی محل بحث میدانند.
این گزارش، نگاهی موشکافانه به عملکرد رئیس کل بانک مرکزی ایران در حوزههای کلیدی چون سیاست ارزی، کنترل نقدینگی، مدیریت تورم، استقلال نهادی و اصلاح ساختار بانکی دارد و میکوشد با تکیه بر واقعیتها، تصویری دقیق از آنچه در «ساختمان میرداماد» میگذرد، ترسیم کند.
عملکرد محمدرضا فرزین زیر ذرهبین
تحلیلی بر یک سال سیاستگذاری پولی و ارزی در میانه بحرانهای ساختاری
در شرایطی که اقتصاد ایران با بحرانهای مزمن در حوزه پولی، تورم فزاینده و ناپایداری ارزی دستوپنجه نرم میکند، نگاهها به سیاستگذاران ارشد اقتصادی – بهویژه رئیس کل بانک مرکزی – معطوف است.
محمدرضا فرزین از بدو ورود به ساختمان میرداماد، با شعار «ثبات بازار ارز و مهار تورم» بر سر کار آمد. اما با گذشت بیش از یک سال، عملکرد او هم در فضای کارشناسی و هم در محافل اقتصادی مورد مناقشه و انتقاد قرار گرفته است.
تثبیت نرخ ارز یا دور زدن قانون؟
یکی از جنجالیترین محورهای سیاستگذاری فرزین، تأکید بر «ثبات نرخ ارز» به جای پذیرش نظام ارزی شناورِ مدیریتشده بود.
این در حالی است که سیاست تثبیت نرخ ارز، نه تنها در شرایط تورمی شدید غیراقتصادی به نظر میرسد، بلکه با قوانین توسعهای کشور که بر نظام مدیریتشده اما شناور تأکید دارند نیز در تضاد است. اتخاذ چنین رویکردی، بیآنکه قانونگذار آن را تأیید کرده باشد، این پرسش را پیش میکشد که آیا رئیس کل بانک مرکزی اختیار دارد چارچوب ارزی کشور را به دلخواه خود تغییر دهد؟
این تصمیم، نهتنها اقتصاد را از مسیر شفاف و قانونمند خارج میکند، بلکه بازار را در بلندمدت به سیگنالهای دستوری عادت میدهد؛ پدیدهای که ریشه بسیاری از نابسامانیها در بازار ارز ایران است.
مهار نقدینگی؛ نسبی اما شکننده
در بررسی شاخصهای پولی، یکی از نکات مثبت در عملکرد بانک مرکزی طی دوره اخیر، کاهش نرخ رشد نقدینگی نسبت به دورههای پیشین بوده است. این کاهش، هرچند بهعنوان گامی مثبت تلقی میشود، اما همچنان با استانداردهای لازم برای مهار تورم فاصله دارد.
در شرایطی که کسری بودجه دولت از طریق منابع بانک مرکزی جبران میشود، هر گونه مهار نقدینگی عملاً موقتی و غیرباثبات است. تجربه نیز نشان داده که با شروع نیمه دوم سال و افزایش نیازهای مالی دولت، بار دیگر رشد پایه پولی شتاب میگیرد.
تورم؛ کاهش ظاهری، فشار واقعی
یکی دیگر از شاخصهایی که به عنوان موفقیت از آن یاد میشود، کاهش نرخ تورم نقطهبهنقطه و سالانه در ماههای اخیر است. با این حال، باید توجه داشت که این کاهش از سطوحی آغاز شده که خود بهشدت نگرانکننده بوده است.
تورم بالای ۵۰ درصدی در آغاز دوره مدیریت فرزین، آثار اجتماعی و اقتصادی سنگینی بر معیشت مردم وارد کرد و کاهش آن به حدود ۳۰ درصد نیز هنوز در زمره نرخهای بحرانی محسوب میشود. در واقع، با تورمی در این سطوح، هیچگونه ثبات یا چشمانداز مثبتی برای قدرت خرید و سرمایهگذاری وجود ندارد.
مهار تورم به کاهش انتظارات تورمی، انضباط مالی دولت و اعتماد عمومی نیاز دارد؛ سه مؤلفهای که هنوز نشانهای جدی از تحقق آنها مشاهده نمیشود.
بانک مرکزی؛ میان سیاست و استقلال

فراتر از شاخصهای اقتصادی، نقدهای ساختاریتری نیز متوجه عملکرد فرزین است. مهمترین آن، فقدان استقلال نهادی بانک مرکزی در برابر دولت و ساختار سیاسی است. بانک مرکزی در ایران، عملاً بازوی اجرایی دولت در تأمین مالی و اداره بازار ارز شده و نه نهاد مستقل سیاستگذار پولی.
این وابستگی، رئیس کل بانک مرکزی را به مجری تصمیمات سیاسی تقلیل میدهد و هرگونه امید به اصلاحات اساسی در حوزه پولی و بانکی را تضعیف میکند. در چنین فضایی، حتی اگر مدیری با نیت اصلاح ساختارها بر سر کار آید، عملاً مجال اقدام مؤثر نخواهد داشت.
وعده اصلاح نظام بانکی؛ حرفهای خوب، عمل اندک
محمدرضا فرزین در سخنرانیهای متعدد از اصلاح ناترازی بانکها و ساماندهی شبکه بانکی گفته است. او حتی وعده داده که از ظرفیتهای قانونی برای این اصلاحات بهره خواهد گرفت. اما با گذشت بیش از یک سال، هنوز نشانهای از اقدام عملی برای تغییر ریشهای در ترازنامه بانکها، مدیریت داراییهای موهوم و توقف خلق اعتبار بیضابطه مشاهده نمیشود.
بانکهایی با تراز منفی و زیان انباشته، همچنان به حیات خود ادامه میدهند و عملاً با چاپ پول پنهان، فشار بر پایه پولی را افزایش میدهند.
اصلاح یا مدیریت موقت بحران؟
عملکرد محمدرضا فرزین در بانک مرکزی را میتوان مجموعهای از تلاشهای نیمبند برای مدیریت بحران دانست؛ بدون آنکه به سراغ اصلاحات ریشهای رفته باشد. او در تثبیت نرخ ارز، مهار نسبی نقدینگی و کاهش ظاهری تورم موفقیتهایی مقطعی به دست آورد، اما همزمان از اصول قانونگرایی، شفافیت و استقلال نهادی فاصله گرفت.
در نهایت، اگر اصلاح ساختارهای پولی و بانکی به اقداماتی فراتر از کنترل لحظهای بازار ارز و نرخ تورم تبدیل نشود، مدیریت بحران جای اصلاح را خواهد گرفت—و این همان چرخهای است که دهههاست اقتصاد ایران را گرفتار کرده است.
English
View this article in English




