آتشبس در غزه، زنگ خطر در تهران
آتشبس در غزه، زنگ خطر در تهران
به گزارش آژانس خبری ایرانگیت با وجود استقبال گسترده کشورهای منطقه از آتشبس اخیر میان اسرائیل و حماس، جمهوری اسلامی ایران در یکی از بحرانیترین موقعیتهای ژئوپولیتیکی خود طی دهههای اخیر قرار گرفته است؛ شرایطی که نهتنها انسجام محور مقاومت را زیر سؤال برده، بلکه نشانههای آشکاری از افول نفوذ منطقهای تهران، انزوای دیپلماتیک، و شکنندگی داخلی در عرصه امنیتی و اقتصادی را برجسته کرده است.
آتشبس در غزه و چالشهای فزاینده برای سیاست منطقهای ایران
در شرایطی که کشورهای خاورمیانه از برقراری آتشبس میان اسرائیل و حماس در نوار غزه استقبال کردهاند، جمهوری اسلامی ایران خود را در یکی از شکنندهترین موقعیتهای سیاسی و منطقهای طی چهار دهه اخیر، از زمان انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون، میبیند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی به بررسی پیامدهای این آتشبس پرداخته و تأثیرات آن بر جایگاه ایران در معادلات منطقهای را تحلیل کرده است.
در این گزارش آمده است که جمهوری اسلامی طی سالهای گذشته، با سازماندهی مجموعهای از دولتها و گروههای همپیمان در قالب آنچه «محور مقاومت» خوانده میشود، تلاش کرده بود در برابر نفوذ اسرائیل و ایالات متحده، ساختاری بازدارنده ایجاد کند.
با این حال، در جریان دور اخیر درگیریها در غزه، حملات اسرائیل تنها محدود به مواضع حماس نبود؛ بلکه اهدافی در لبنان، سوریه، یمن و حتی برخی از چهرههای ارشد نظامی و هستهای ایران نیز مورد هدف قرار گرفتند—اقدامی که به باور تحلیلگران، به شکلی بیسابقه توان پاسخگویی و انسجام محور مقاومت را تضعیف کرده است.
افزایش فشارهای بینالمللی و انزوای فزاینده ایران
در آستانه سفر دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، به خاورمیانه—سفری که پیشبینی میشود با استقبال گسترده اسرائیل و دولتهای عرب منطقه همراه شود—ایران در حاشیه این تحرکات قرار گرفته و همچنان درگیر تبعات نظامی و سیاسی ناشی از جنگ ۱۲ روزه ماه ژوئن است.
علی واعظ، مدیر برنامه ایران در گروه بینالمللی بحران، در گفتوگو با آسوشیتدپرس تصریح کرده است: «این شاید یکی از کمفروغترین مقاطع سیاست خارجی ایران در سالهای اخیر باشد. هرچند شبکه متحدان منطقهای دچار فروپاشی نسبی شده، اما نمیتوان از پایان محور مقاومت سخن گفت.»
دوگانگی روایتها: از ادعای پیروزی تا واقعیتهای میدانی
رسانههای رسمی ایران، با تکیه بر گفتمان پیروزی نمادین، تلاش کردهاند آتشبس اخیر را بهعنوان دستاوردی برای حماس و محور مقاومت معرفی کنند.
با این حال، واقعیت زمینی روایت متفاوتی ارائه میدهد: بنا بر گزارشها، ارتش اسرائیل در جریان حملات خود بیش از ۶۷ هزار نفر را در غزه کشته و زیرساختهای حیاتی این منطقه را بهشدت تخریب کرده است.
وزارت امور خارجه ایران با صدور بیانیهای اعلام کرده که از «هر اقدامی که منجر به توقف نسلکشی در فلسطین شود» حمایت میکند.
در همین حال، علیاکبر ولایتی، مشاور امور بینالملل رهبر جمهوری اسلامی، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) با اشاره به امکان گسترش تنشها در دیگر نقاط منطقه، تلویحاً هشدار داد که آتشبس در غزه ممکن است زمینهساز درگیریهای تازه در مکانهای دیگر باشد.

تهدیدهای امنیتی، غیبت رهبر و نگرانی عمومی
پس از موج حملات هوایی اسرائیل در ماه ژوئن که به گفته منابع غربی، خسارات سنگینی به سامانههای پدافندی ایران وارد کرد، نگرانی عمومی از احتمال تکرار این حملات شدت گرفته است.
در این میان، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، بهطور محسوسی از حضور در رویدادهای رسمی و سخنرانیهای عمومی فاصله گرفته و حتی مراسم سنتی سالگرد پایان جنگ ایران و عراق، که هر ساله با حضور او برگزار میشد، بدون هیچ توضیحی لغو شده است.
همزمان، اقتصاد کشور تحت فشار مضاعف ناشی از تحریمهای بینالمللی، کاهش درآمدهای نفتی و افت قیمت جهانی انرژی، با بحرانهای ساختاری بیشتری مواجه شده است.
کاهش نفوذ منطقهای؛ از سوریه تا یمن
جمهوری اسلامی در دهههای نخست پس از انقلاب اسلامی، تلاش کرد با تکیه بر گفتمان شیعی و ضدغربی، دامنه نفوذ خود را در خاورمیانه گسترش دهد.
پس از پایان جنگ با عراق، این راهبرد به شکل حمایت از گروههای نیابتی و ایجاد عمق استراتژیک در منطقه تغییر شکل داد.
اما اکنون تحولات میدانی حاکی از عقبنشینی تدریجی این نفوذ است: در سوریه، تضعیف حکومت بشار اسد و هدف قرار گرفتن رهبران حزبالله و حماس، جایگاه ایران را به چالش کشیده است؛ در عراق، گروههای نیابتی وابسته به تهران به حاشیه رانده شدهاند؛ و در یمن، حوثیها تحت فشار حملات هدفمند و دقیق اسرائیل قرار گرفتهاند.
به گفته منابع غربی، جنگ ۱۲ روزه همچنین ظرفیت ایران در ادامه فعالیتهای هستهای را محدود کرده و تولید اورانیوم غنیشده بهطور موقت متوقف شده است.
انفعال چین و روسیه، انزوای بیشتر تهران
علی فتحاللهنژاد، رئیس مرکز مطالعات خاورمیانه و نظم جهانی در برلین، در این خصوص میگوید: «آتشبس اخیر در غزه نمادی از افول تدریجی نفوذ منطقهای ایران است؛ فرایندی که از سال ۲۰۲۴ آغاز شد و با فروپاشی عملی محور مقاومت همراه بوده است.
اکنون، ظرفیت نظامی اسرائیل آزاد شده و ممکن است مستقیماً علیه منافع ایران در لبنان یا حتی داخل مرزهایش به کار گرفته شود.»
او همچنین افزود که برخلاف پیشبینی تهران، نه چین و نه روسیه حمایت عملی مؤثری از جمهوری اسلامی بهعمل نیاوردهاند؛ هرچند ایران همچنان به فروش نفت ارزان به چین و تأمین پهپاد برای روسیه ادامه میدهد.
سکوت دیپلماتیک و چشماندازی مبهم
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از پذیرش آتشبس توسط ایران استقبال کرده و آن را «خبر بسیار خوبی» توصیف کرده است.
با این حال، نشانهای از آغاز مذاکرات جدید درباره برنامه هستهای ایران دیده نمیشود و همچنان ابهام بر آینده تعاملات دیپلماتیک تهران سایه افکنده است.
علی واعظ در پایان گفتوگوی خود با آسوشیتدپرس اظهار داشت: «زمان به نفع ایران نیست، اما چالش بزرگتر این است که هیچکس، حتی در داخل کشور، راهبرد مشخصی برای خروج از بنبست کنونی ارائه نکرده است.
هنوز هم مشخص نیست که حتی در صورت وجود چنین راهی، رهبران ایران آمادگی پذیرش آن را دارند یا خیر.»
.
English
View this article in English




