پوتین بر سر شام، الشرع میان کرملین و کاخ سفید

11 دقیقه

پوتین بر سر شام، الشرع میان کرملین و کاخ سفید

پوتین بر سر شام، الشرع میان کرملین و کاخ سفید

به گزارش آژانس خبری ایران گیت؛ با گذشت بیش از یک دهه از جنگ داخلی سوریه و سقوط رژیم اسد، صحنه قدرت در دمشق بار دیگر در حال شکل‌گیری است؛ اما بازیگر اصلی این‌بار نه در میدان نبرد، بلکه در پشت پرده روابط دیپلماتیک و اقتصادی حضور دارد.

روسیه، که از دوران جنگ سرد تاکنون عمیق‌ترین پیوندهای نظامی و مالی را با سوریه حفظ کرده، اکنون با بهره‌گیری از ابزار بدهی، قراردادهای انرژی و میانجیگری امنیتی، جایگاه خود را به‌عنوان تأثیرگذارترین قدرت خارجی در معادلات دمشق تثبیت کرده است.

در این میان، احمد الشرع، رئیس‌جمهور انتقالی سوریه، می‌کوشد میان کرملین و کاخ سفید موازنه‌ای شکننده برقرار کند؛ تلاشی که اگرچه مشروعیت بین‌المللی او را تقویت کرده، اما خطر بازتولید همان وابستگی‌هایی را در پی دارد که میراث سیاسی دوران اسد را رقم زدند.

تداوم نفوذ روسیه در سوریه پس از سقوط اسد

علی‌رغم سقوط اسد، روسیه همچنان از طریق اهرم‌های بدهی، حضور نظامی و نقش میانجی امنیتی، نفوذ خود را در سوریه حفظ کرده است.

در یک سفر تاریخی به واشینگتن، احمد الشرع، رئیس‌جمهور دولت انتقالی، نخستین رهبر سوری بود که از کاخ سفید دیدن کرد. این سفر نماد نقطه‌عطفی در روابط دمشق و واشینگتن تلقی می‌شود، چراکه سوریه آماده پیوستن به ائتلاف ضد داعش به رهبری ایالات متحده است.

با این حال، این سفر نه نشانه تغییر بنیادی در موازنه ژئوپلیتیکی، بلکه بازتابی از راهبرد گسترده‌تر الشرع برای پیگیری سیاست «بدون دشمن خارجی» است؛ رویکردی که در سفر او به کرملین، یک ماه پیش از این دیدار، آشکار شد.

این سیاست ضمن افزایش مشروعیت بین‌المللی وی، بر تعادلی شکننده از منافع متضاد خارجی تکیه دارد که حفظ آن به‌طور فزاینده‌ای دشوار خواهد بود.

رویکرد اخیر الشرع به مسکو نتیجه ماه‌ها تعامل دیپلماتیک فزاینده بود که طی آن، روسیه ارسال گندم و نفت به سوریه را از سر گرفت و موافقت کرد تا از طریق شرکت «گزناک» – همان تأمین‌کننده دوران اسد – اسکناس‌های جدید سوری را چاپ کند.

این نزدیکی روابط با میانجیگری ماهر الشرع، برادر رئیس‌جمهور و متخصص زنان و زایمان که بیش از دو دهه در روسیه اقامت داشته و اکنون دومین مقام ارشد کشور است، تسهیل شد.

اگرچه این دیدار در ظاهر بازسازی روابط دو کشور تلقی می‌شود، اما الشرع بر پایبندی کامل به توافقات پیشین تأکید کرده و از قصد خود برای تعمیق همکاری‌های دوجانبه خبر داده است.

این توافقات شامل تداوم حضور نظامی روسیه در پایگاه‌های حمیمیم و طرطوس، و نیز حفظ قراردادهای انرژی و بازسازی دوران اسد است که بسیاری از آن‌ها تحت‌تأثیر بدهی‌های گسترده سوریه به مسکو منعقد شده‌اند.

این روند عملاً به احیای وابستگی‌های ساختاری دوران اسد و بازگشت نفوذ دیرینه روسیه در سوریه منجر شده است.

میراث تاریخی نفوذ روسیه

در دوران جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی با حمایت از جنبش‌های چپ‌گرا و پان‌عرب – به‌ویژه حزب بعث پس از به قدرت رسیدن در سال ۱۹۶۳ – به دنبال گسترش نفوذ خود در سوریه بود.

اهمیت استراتژیک دمشق برای مسکو در دهه ۱۹۷۰، به‌ویژه پس از جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۷۳ و چرخش قاهره به سوی واشینگتن، افزایش یافت.

با از دست رفتن بنادر مصر، اتحاد جماهیر شوروی بیش از پیش به بندر طرطوس متکی شد و سوریه به اصلی‌ترین متحد عرب مسکو تبدیل گردید.

در این چارچوب، همکاری‌های نظامی میان دو کشور گسترش یافت؛ مسکو با ارسال تسلیحات پیشرفته، آموزش نیروهای نظامی و پشتیبانی فنی و لجستیکی پایدار، به حافظ اسد کمک کرد تا کنترل خود بر ارتش را تحکیم کند و ثبات سیاسی کشور را در برابر خطر کودتاها تضمین نماید.

این وابستگی موجب پیوند ساختاری نظام دفاعی سوریه با تجهیزات شوروی شد و بدهی‌ای معادل ۱۳٫۴ میلیارد دلار برای دمشق بر جای گذاشت؛ بدهی‌ای که روسیه در سال ۲۰۰۵ بخش عمده آن را در ازای دسترسی به قراردادهای انرژی و زیرساختی بخشید.

همین میراث همکاری، مبنای حمایت اولیه روسیه از رژیم اسد پس از قیام ۲۰۱۱ و سپس مداخله نظامی مستقیم در سال ۲۰۱۵ بود. عملیات نظامی روسیه در سوریه – کمتر از یک سال پس از الحاق کریمه – نه تنها در راستای حفظ جایگاه راهبردی مسکو در خاورمیانه بلکه برای نمایش بازگشت آن به‌عنوان یک قدرت جهانی طراحی شد.

در سال ۲۰۱۷، روسیه کنترل ۴۹ ساله و بدون محدودیت بر پایگاه‌های هوایی حمیمیم و دریایی طرطوس را به‌دست آورد؛ امتیازی که امکان گسترش نفوذ نظامی در مدیترانه شرقی و پشتیبانی عملیات در آفریقا را فراهم ساخت.

در این میان، بدهی خارجی سوریه به روسیه ابزاری برای تصاحب سهم عمده در بخش‌های کلیدی اقتصاد کشور شد. شرکت روسی «استروی‌ترانس‌گاز»، وابسته به الیگارش روسی گنادی تیمچنکو – از نزدیکان ولادیمیر پوتین – یکی از مهم‌ترین بازیگران این حوزه است.

قراردادهای این شرکت شامل مدیریت بندر طرطوس، سرمایه‌گذاری در میادین نفتی و کارخانه‌های کود و نیز امتیاز ۵۰ ساله بهره‌برداری از بزرگ‌ترین معادن فسفات سوریه است.

با آن‌که جزئیات این توافقات مبهم باقی مانده، مشخص است که ۷۰ درصد درآمد معادن فسفات به شرکت روسی تعلق دارد و تنها ۳۰ درصد سهم شرکت دولتی «گکوفام» سوریه است؛ موضوعی که نگرانی‌ها درباره ماهیت استثمارگرانه سایر توافقات را نیز برانگیخته است.

منافع همگرا، اعتماد شکننده

اولویت اصلی روسیه حفظ پایگاه‌های نظامی خود در سوریه است؛ جایگزینی این تأسیسات در کوتاه‌مدت عملاً غیرممکن به نظر می‌رسد. تلاش‌های مسکو برای ایجاد پایگاه‌های جایگزین در لیبی و سودان به دلیل بی‌ثباتی سیاسی و موانع لجستیکی متوقف شده است.

حضور روسیه در طرطوس از سال ۱۹۷۱ برقرار بوده و حتی در شرایط مطلوب، توسعه زیرساخت مشابه در کشورهای دیگر سال‌ها زمان خواهد برد.

علاوه بر ملاحظات نظامی، روسیه نگران بازگشت جنگجویان چچنی و قفقازی از سوریه است؛ مسئله‌ای که با وخامت حال رمضان قدیروف، رهبر چچن، اهمیت بیشتری یافته است. همکاری اطلاعاتی مسکو با دمشق بخشی از تلاش برای مهار این تهدید بالقوه است.

از منظر ژئوپلیتیک نیز از دست دادن سوریه می‌تواند به معنای عقب‌نشینی گسترده‌تر نفوذ جهانی روسیه باشد؛ آن‌هم در شرایطی که فشارهای ناشی از جنگ اوکراین منابع این کشور را محدود کرده است.

برای دمشق، تکیه بر مسکو بخشی از راهبرد بازسازی نهادهای نظامی و حکومتی و کسب مشروعیت خارجی در شرایط شکنندگی داخلی است. الشرع که هنوز کنترل کامل سرزمینی و سیاسی ندارد، به تقویت قدرت از مسیر نظامی می‌اندیشد نه مصالحه سیاسی.

در حالی که ترکیه نقش امنیتی مهمی ایفا می‌کند، اما ظرفیت لازم برای بازسازی جامع ساختار نظامی سوریه را ندارد. از این‌رو، روسیه با روابط تاریخی خود یکی از معدود شرکای امنیتی قابل اتکا برای دمشق محسوب می‌شود.

مسکو، برخلاف قدرت‌های غربی، درگیر محدودیت‌های حقوقی و اعتباری حمایت از یک رژیم اقتدارگرا نیست.

افزون بر آن، نادیده گرفتن روسیه می‌تواند خطرناک باشد؛ زیرا برخی از چهره‌های بانفوذ رژیم سابق – به‌ویژه از جامعه علوی – در تبعید در روسیه اقامت دارند و کرملین در صورت لزوم می‌تواند از آنان برای اعمال فشار سیاسی بهره گیرد.

از نظر اقتصادی نیز سوریه همچنان با بحران انرژی و کمبود برق ناشی از تخریب زیرساخت‌ها و تداوم خشکسالی شدید مواجه است. در این میان، صادرات گندم، نفت و میعانات گازی روسیه، نقشی حیاتی در بقای اقتصادی دمشق ایفا می‌کند.

کنترل روسیه بر اغلب قراردادهای کلیدی – به جز بندر غیرنظامی طرطوس که در اختیار شرکت اماراتی DP World است – بازتابی از استمرار نفوذ ساختاری مسکو است.

به این ترتیب، وضعیت موجود به ارث‌رسیده از دوران پایانی اسد فعلاً تداوم دارد: جریان کالا برقرار است، فساد و شبکه‌های حمایتی داخلی حفظ شده و روسیه همچنان بر اهرم‌های نظامی، اقتصادی و مالی سوریه تسلط دارد.

میانجیگری و نفوذ در سوریه چندپاره

در طول جنگ داخلی، روسیه روابط خود را محدود به رژیم نکرد و با طیف متنوعی از بازیگران محلی و منطقه‌ای درگیر شد. نقش میانجی در مناطق جنوبی و شمال‌شرقی، به مسکو اجازه داد تا در ساختار پیچیده پس از اسد نیز جایگاه خود را حفظ کند.

این رویکرد به کرملین امکان می‌دهد تا فارغ از تغییرات سیاسی آینده در دمشق، منافع خود را تضمین کند.

در ماه‌های اخیر، روسیه حضور نظامی خود را در فرودگاه قامشلی – در شمال‌شرق سوریه تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه به رهبری کردها – تقویت کرده است.

این اقدام هم‌زمان با خروج نسبی نیروهای آمریکایی، توقف مذاکرات کردها با دمشق و افزایش تهدیدات ترکیه صورت گرفته و به روسیه فرصت داده تا به عنوان میانجی میان دمشق، آنکارا و نیروهای کرد ایفای نقش کند.

الشرع نیز تمایل خود را برای استقرار مجدد پلیس نظامی روسیه در جنوب سوریه با هدف مدیریت تنش با اسرائیل ابراز کرده است؛ اقدامی که یادآور نقش پیشین مسکو در دوران اسد است، زمانی که نیروهای روسی به عنوان حائل میان ایران و اسرائیل عمل می‌کردند.

هرچند این حضور تأثیر چندانی بر کاهش حملات اسرائیل نداشت، اما به کنترل نسبی بحران کمک کرد.

اکنون، در شرایط بن‌بست مذاکرات سوریه و اسرائیل تحت حمایت آمریکا و ناتوانی واشینگتن در مهار حملات اسرائیل، استقرار مجدد نیروهای روسی می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در ثبات منطقه ایفا کند.

در صورت تحقق این طرح، روسیه در سه محور حساس سوریه – جنوب، شمال‌شرق و سواحل مدیترانه – حضور نظامی فعال خواهد داشت؛ مناطقی که دمشق در آن‌ها با چالش‌های جدی در اعمال حاکمیت مواجه است.

جنوب به‌ویژه از منظر امنیتی برای دمشق حیاتی است، زیرا راه مستقیم به پایتخت محسوب می‌شود.

در چنین شرایطی، نیروهای روسی می‌توانند هم به‌عنوان عامل ثبات و هم به‌عنوان ابزار فشار بالقوه علیه دولت الشرع عمل کنند.

در نتیجه، ساختار قدرت در سوریه به سمت توازنی نامتقارن سوق می‌یابد که در آن، اقتدار الشرع به‌طور روزافزون به حمایت مسکو وابسته خواهد بود.

English

View this article in English

اشتراک گذاری این مطلب
خروج از نسخه موبایل