وفاقِ بی‌فرجام؛ پزشکیان زیر تیغ قدرت و بحران

9 دقیقه

وفاقِ بی‌فرجام؛ پزشکیان زیر تیغ قدرت و بحران

وفاقِ بی‌فرجام؛ پزشکیان زیر تیغ قدرت و بحران

به گزارش آژانس خبری ایران‌گیت، نخستین سال زمامداری مسعود پزشکیان در جایگاه ریاست‌جمهوری ایران، با حوادثی کم‌سابقه و تحولات پرشتاب داخلی و خارجی همراه بود؛ سالی که بسیاری آن را نه آغاز یک دوره مدیریتی، بلکه آزمونی سخت و نفس‌گیر برای رئیس‌جمهوری می‌دانند که با شعار «وفاق ملی» پا به عرصه قدرت گذاشت، اما خیلی زود با واقعیت‌های پیچیده ساختار حکمرانی در ایران روبه‌رو شد.

یک سال از ریاست جمهوری مسعود پزشکیان گذشته است.

تندباد حوادث برای آقای پزشکیان در یک سال اخیر آنقدر شدید بود که ممکن بود او حتی یک‌سالگی ریاست‌جمهوریش را نبیند.

آقای پزشکیان گفته است در جنگ دوازده روزه اسرائیل قصد داشت او را ترور کند.

خود او هم‌زمان با سالگرد تحلیف‌اش در نشست فعالان سیاسی و اجتماعی در زنجان دوران مدیریتش را چنین توصیف کرد: «ما بدجوری گیریم، از روزی که آمدیم همش مصیبت می‌بارد و دست بردار هم نیست و تا می‌خواهیم به یک ساحل برسیم یکی دیگر می‌آید.»

مسعود پزشکیان در مرحله دوم انتخابات ریاست‌جمهوری در پانزدهم تیرماه سال ۱۴۰۳ پیروز شد و در نهم مردادماه نیز به‌طور رسمی قدرت اجرایی را در دست گرفت.

اما نخستین سالگرد پیروزی او، زیر سایه اخبار مربوط به آتش‌بس یا «توقف جنگ» میان ایران و اسرائیل قرار گرفت و توجه چندانی در رسانه‌ها نداشت.

به دلیل فضای سیاسی حاکم بر ایران، شاید کمتر کسی سالگرد پیروزی او را به‌یاد داشت. در آن زمان بیشتر توجه‌ها و گمانه‌زنی‌ها متوجه غیبت طولانی رهبر جمهوری اسلامی ایران بود.

تا آن‌که در نهایت، در شب عاشورا در مراسم عزاداری حسینیه‌اش ظاهر شد و به گمانه‌زنی‌ها پایان داد.

جدا از شرایط جنگی در ایران، بی‌راه نیست اگر گفته شود که سرگذشت مسعود پزشکیان در تاریخ جمهوری اسلامی ایران بی‌سابقه است.

بعضی او را «بدشانس‌ترین رئیس‌جمهور پس از انقلاب» و «دولت بی‌مهلت» می‌خوانند؛ به قول رسانه‌های ایران دولتی که خیلی زود و در حالی که به صد روز نمی‌رسید «جوانمرگ» شد و حالا به نقطه‌ای رسیده که مخالفانش برای او «آرزوی شهادت» می‌کنند.

عباس عبدی، از حامیان انتخاباتی آقای پزشکیان، معتقد است رئیس‌جمهور «فقط» تا پایان سال فرصت اصلاحات دارد و «فقط توانسته یک سال دیگر به تاب‌آوری سیاست‌های رسمی موجود کمک کند».

با گذشت یک سال از ریاست‌جمهوری مسعود پزشکیان، اکثر مخالفان و موافقان بر این نکته اشتراک نظر دارند که او «انتخاب اصلح نظام بود» و اگر نظر موافق و حمایت علی خامنه‌ای نبود، اسم او از صندوق رأی بیرون نمی‌آمد.

آقای پزشکیان در یک برهه مهم تاریخی در جمهوری اسلامی ایران، با شعار «وفاق» حلقه اتصال میان بخشی از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان شد تا آن‌ها را سر یک سفره جمع کند.

تحلیل‌گران بر این باورند که او با تقسیم مناصب بین گروه‌ها و افراد وفادار به حکومت، هم بخشی از منتقدان خودی و بخصوص اصلاح‌طلبان را به حامی تبدیل کرد و هم آن‌ها را شریک در ناکارآمدی حکومت یا همان «ناترازی‌ها» در زمینه اوضاع بد اقتصادی و مالی، کمبودهای آب، برق، گاز، بنزین و … کرد.

با گذشت یک سال از آغاز ریاست‌جمهوری مسعود پزشکیان، فرضیه‌ها و تحلیل‌های تئوریکِ دوران انتخابات کنار رفته‌اند و اکنون می‌توان بر اساس مواضع، تصمیم‌ها و عملکرد او تصویری روشن‌تر از کارنامه‌اش ترسیم کرد و درباره آن به قضاوت نشست.

«آیه‌ای که بد آمد»

مسعود پزشکیان به‌عنوان رئیس‌جمهور نهج‌البلاغه‌خوان نیز شناخته می‌شود؛ کسی که در ایام انتخابات و ماه‌های اول آغاز به کارش از نهج‌البلاغه و امام اول شیعیان بسیار یاد می‌کرد هرچند آرام‌آرام از این ادبیات فاصله گرفت.

مرور یک سال نخست ریاست‌جمهوری مسعود پزشکیان نشان می‌دهد که ارزیابی‌ها از عملکرد او طیفی گسترده را در بر می‌گیرد؛ از کسانی که او را «گورباچف ایرانی» لقب داده‌اند تا منتقدانی که از تعبیر «دولت فریب» استفاده کرده‌اند.

موافقان آقای پزشکیان معتقد بودند که او دست به چاقو و یک جراح است و این توان را دارد که با حمایت نظام طرحی نو در اندازد و ساختار سیاست داخلی و خارجی و انحصارگرایی در ساختار قدرت را «جراحی کند» و «قطار انقلاب اسلامی» را به ریل برگرداند.

او کابینه‌ای با شعار «وفاق» تشکیل داد؛ کابینه‌ای که به‌قول حامیانش تلاش برای همگرایی جناح‌های مختلف بود و به تعبیر برخی ناظران، به «شرکت سهامی» احزاب و گروه‌ها شباهت داشت. با وجود حمایت اصلاح‌طلبان و جریان‌های میانه‌رو در دوران انتخابات، شماری از کرسی‌های کلیدی در دولت او به چهره‌های اصولگرا واگذار شد.

نسخه او برای بحران‌های متعدد کشور «وفاق» است، برای همین می‌خواست با «وفاق بنزینی»، «وفاق فیلترینگ»، «وفاق حجاب و عفاف»، «وفاق دلاری»، «وفاق بر سر اف‌ای‌تی‌اف»، «وفاق برای حل ناترازی‌های اقتصادی» و … مشکلات را حل کند.

در این مدت، او موفق شد اجرای قانون «حجاب و عفاف» را با تصمیم شورای عالی امنیت ملی به‌طور موقت به تعویق بیندازد. در حوزه فیلترینگ نیز با وجود کش‌وقوس‌های فراوان، تنها واتس‌اپ و گوگل‌پلی رفع فیلتر شدند و وضعیت سایر پلتفرم‌ها همچنان نامشخص است. در اردیبهشت ماه ۱۴۰۴ هم قانون اف‌ای‌تی‌اف از سد مجمع تشخیص مصلحت نظام گذشت.

فراتر از این موارد، پزشکیان با قفل‌ها و درهای بسته‌ای روبروست که به‌نظر می‌رسد امکان مانور اجرایی او را کاهش داده‌اند.

تصمیم‌ها و عملکرد او در ماه‌های گذشته نشان می‌دهد که در مواجهه با برخی از این موانع عملاً با دست‌باز عمل نمی‌کند و اختیاراتش در برخی حوزه‌ها به‌شدت محدود شده است. برخی تحلیل‌گران معتقدند او در برابر ساختارهای غیرپاسخگو و نهادهای موازی، عملاً «آچمز» شده است.

مسعود پزشکیان در مراسم روز دانشجو در جمع دانشجویان دانشگاه شریف گفته بود که «به هرچی می‌خواهیم دست بزنیم می‌گویند به این دست نزن. در برق مشکل داریم، در آب مشکل داریم، در گاز مشکل داریم، نفت، بنزین، پول … همه‌چیز پر از مشکل است. به هرجا دست بزنیم یک‌جا دردش می‌آید.»

تا این جای کار و با گذشت یک‌چهارم از دوران ریاست‌جمهوری چهارساله آقای پزشکیان، به‌نظر می‌رسد ورود او به پاستور خوش‌یمن نبوده و از سیصد و شصت و پنج روزی که گذشته، احتمالاً کمتر روزی آب خوش از گلویش پایین رفته است.

از کمبود آب و برق و آلودگی هوا گرفته تا مشکلات مزمن اقتصادی و فشارهای خارجی. مجموعه این عوامل چشم‌انداز روشنی از ثبات و گشایش در دوره او ترسیم نمی‌کند.

عملکرد و اتفاقات یک سال اخیر یادآور نخستین روز ورود او به نهاد ریاست‌جمهوری است؛ روزی که آقای پزشکیان در بدو ورود در مراسمی که زنده از تلویزیون پخش می‌شد با قرآن استخاره کرد: «در صف اقوام گمراهی از جن و انس که پیش از شما بودند در آتش وارد شوید.»

مسعود پزشکیان به‌قول کسانی مانند سعید لیلاز، اقتصاددان و چهره نزدیک به اصلاح‌طلبان، برای «حل ناترازی‌های اقتصادی» و «ابر بحران ناامیدی مردم» تأیید صلاحیت شد اما با ورودش به پاستور مشخص شد که نه‌تنها توان تحمل این مأموریت سنگین را ندارد بلکه قادر نیست در چانه‌زنی با ارکان قدرت حتی چهره‌های نزدیکش مانند محمدجواد ظریف را حفظ کند.

او از همان ماه‌های نخست با ریزش طرفداران و نزدیکانش روبرو شد.

پزشکیان و دردسرهایش

عملکرد مسعود پزشکیان را نمی‌توان بدون اتفاقات سهمگینی که مثل آوار بر سر دولتش فرود آمد ارزیابی کرد.

در دوران یک‌سال گذشته، آشفتگی سیاسی و اجتماعی نه تنها چالش‌برانگیز بود، بلکه برخی ناظران معتقدند که مسعود پزشکیان به‌عنوان نماد تحولی ناکامل باقی ماند؛ تغییری که آغاز شد، اما نتوانست عمق یابد و به ساختاری پایدار تبدیل شود. او با وعده وفاق و امید وارد عرصه شد، اما در نهایت، بسیاری از آن وعده‌ها در حد شعار باقی ماند.

در سوی دیگر، برخی تحلیلگران این دوره را «آزمایشگاه سیاست ایران» می‌نامند؛ جایی که امتحان شد آیا می‌توان با ترکیب اصلاح‌طلبان و اصولگرایان ساختاری جدید ایجاد کرد یا نه.

نتایج نشان داد که میان اجماع و تأثیر واقعی، فاصله‌ای عمیق وجود دارد: توافق شد، تقسیم شد، اما حرکت جدی رخ نداد.

در پایان، می‌توان گفت مسعود پزشکیان در شروع دوره ریاست‌جمهوری‌اش قصد داشت با شعار وفاق، تغییرات ملموس ایجاد کند، اما در نهایت در میانه میدان سیاست گرفتار محدودیت‌ها شد؛ نه امکان اصلاح ساختار را یافت و نه توان حفظ حمایت پایدار؛ تجربه‌ای که از یک‌سو عبرت‌آموز و از سوی دیگر هشداردهنده است.

English

View this article in English

اشتراک گذاری این مطلب
خروج از نسخه موبایل