شورای اطلاع‌رسانی؛ پروژه فرسایش سرمایه اجتماعی

7 دقیقه

شورای اطلاع‌رسانی؛ پروژه فرسایش سرمایه اجتماعی

به گزارش آژانس خبری ایران گیت؛ نشست اخیر شورای اطلاع‌رسانی دولت با منتقدان تند دولت، نه نشانه بلوغ ارتباطی بود و نه فتح باب گفت‌وگو؛ بلکه علامتی هشداردهنده از بحرانی عمیق‌تر در قلب دولت پزشکیان است: بحرانی که از ناتوانی در روایت آغاز می‌شود و به ریزش آرام اما خطرناک سرمایه اجتماعی حامیان ختم می‌شود. شورایی که قرار بود صدای دولت باشد، حالا خود به نماد سکوت، انفعال و سردرگمی رسانه‌ای بدل شده است؛ و هزینه این وضعیت را نه منتقدان، بلکه همان کنشگرانی می‌پردازند که دیروز ستون فقرات پیروزی انتخاباتی دولت بودند.

شورای اطلاع‌رسانی دولت؛ از ناتوانی در روایت تا خیانت ناخواسته به سرمایه اجتماعی

نشست اخیر شورای اطلاع‌رسانی دولت با فعالان رسانه‌ای منتقد، بیش از آنکه یک رویداد ارتباطی باشد، به آینه‌ای تمام‌نما از بحران عمیق‌تر دولت پزشکیان در حوزه «فهم رسانه، مدیریت روایت و حفظ سرمایه اجتماعی» بدل شد. بحرانی که نه ناگهانی است و نه صرفاً محصول یک جلسه یا یک تصمیم اشتباه، بلکه نتیجه زنجیره‌ای از بی‌عملی‌ها، محافظه‌کاری‌ها و خطاهای راهبردی است که شورای اطلاع‌رسانی دولت در ماه‌های گذشته مرتکب شده است.

مسئله اصلی این نیست که چرا دولت با منتقدانش گفت‌وگو می‌کند. مسئله این است که وقتی دولت حتی نتوانسته با حامیان خود گفت‌وگو کند، این گفت‌وگو با منتقدان به چه معناست؟ گفت‌وگویی که نه از موضع قدرت، بلکه از موضع ضعف شکل می‌گیرد، نه تنها سرمایه‌ای تولید نمی‌کند، بلکه ضعف را علنی و تشدید می‌کند.

شورای اطلاع‌رسانی؛ نهادی که زمان را نفهمید

شورای اطلاع‌رسانی دولت پزشکیان در شرایطی کار خود را آغاز کرد که دولت با مجموعه‌ای از بحران‌های انباشته مواجه بود: اقتصاد ملتهب، جامعه خسته، اعتماد عمومی فرسوده و فضای رسانه‌ای قطبی‌شده. در چنین شرایطی، کارویژه این شورا باید ساختن «روایت دولت» می‌بود؛ روایتی منسجم، شفاف و قابل دفاع که بتواند حتی منتقد منصف را متقاعد کند و دست‌کم حامیان را نگه دارد.

اما آنچه رخ داد، چیزی جز تعلیق دائمی در تصمیم‌گیری رسانه‌ای نبود. شورا نه روایت ساخت، نه از روایت‌های موجود دفاع کرد و نه حتی توانست بحران‌ها را به زبان قابل فهم برای افکار عمومی ترجمه کند. نتیجه، خلأ اطلاعاتی‌ای بود که بلافاصله توسط مخالفان، رسانه‌های معاند و حتی منتقدان درون‌جریانی پر شد. در سیاست، خلأ روایت بی‌طرف نیست؛ همیشه علیه صاحب قدرت عمل می‌کند.

نشست با منتقدان؛ علامت اشتباه در زمان اشتباه

نشست اخیر، دقیقاً در چنین بستری برگزار شد. نشستی که در آن، چهره‌هایی حاضر بودند که ماه‌هاست در فضای مجازی—به‌ویژه توییتر—نه فقط منتقد سیاست‌های دولت، بلکه تخریب‌کننده مشروعیت رسانه‌ای آن بوده‌اند. این افراد نه نماینده افکار عمومی خاموش، بلکه بخشی از جریان پرصدای مخالف یا منتقد رادیکال دولت‌اند.

مشکل اینجاست که شورای اطلاع‌رسانی، بدون آنکه پیش‌تر:
• حامیان رسانه‌ای دولت را سازمان دهد،
• از آن‌ها حمایت کند،
• یا حتی صدایشان را بشنود،

ناگهان تصمیم گرفت «تعامل» را از جایی آغاز کند که بیشترین هزینه نمادین را برایش داشت.

این اقدام، چه خواسته و چه ناخواسته، این پیام را مخابره کرد که:

دولت برای منتقدان وقت دارد، اما برای حامیانش نه.

در سیاست ارتباطات، چنین پیامی به‌مراتب مخرب‌تر از یک تصمیم اشتباه اجرایی است.

توییتر؛ میدان رهاشده، نه میدان باخته

کمپین انتخاباتی پزشکیان بدون اغراق، یکی از معدود کمپین‌هایی بود که بخش قابل توجهی از انرژی خود را از شبکه‌های اجتماعی، و به‌طور خاص توییتر، گرفت. این فضا محل تولید معنا، دفاع، اقناع و حتی بسیج سیاسی بود. اما پس از انتخابات، شورای اطلاع‌رسانی دولت با رفتاری عجیب، گویی تصمیم گرفت این میدان را به حال خود رها کند.

نه راهبرد مشخصی برای حضور فعال داشت، نه خطوط ارتباطی با کنشگران حامی تعریف شد، و نه در برابر حملات سازمان‌یافته، پشتیبانی حداقلی صورت گرفت.

در نتیجه، کنشگران حامی دولت در موقعیتی نابرابر قرار گرفتند: باید از دولتی دفاع می‌کردند که حتی حاضر نبود از خودش دفاع کند.

این وضعیت، به‌طور طبیعی، به فرسایش انگیزه، افزایش سکوت و نهایتاً چرخش بخشی از بدنه حامی به سمت نقد علنی انجامید. این چرخش، نه خیانت بود و نه فرصت‌طلبی؛ واکنش طبیعی به احساس «بی‌اهمیت‌بودن» بود.

بحران شجاعت؛ نقطه کور شورای اطلاع‌رسانی

در عمق تمام این ناکامی‌ها، یک مسئله بنیادی وجود دارد: بحران شجاعت رسانه‌ای. شورای اطلاع‌رسانی دولت، به‌جای پذیرش مسئولیت روایت‌سازی، به سیاست کم‌خطرِ «کم‌گویی و صبر» پناه برد. اما این سیاست، در دنیای امروز، نه کم‌خطر که به‌شدت پرهزینه است.

وقتی دولت در بزنگاه‌ها سکوت می‌کند، وقتی توضیح نمی‌دهد، وقتی از تصمیماتش دفاع نمی‌کند، این سکوت به‌عنوان ضعف، تردید یا حتی پنهان‌کاری تفسیر می‌شود. نشست با منتقدان، بدون پاسخ‌گویی صریح به افکار عمومی، نه نشانه بلوغ که اعتراف غیرمستقیم به ناتوانی در مدیریت روایت است.

نتیجه نهایی؛ فرسایش آرام اما عمیق

آنچه امروز در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود، یک بحران انفجاری نیست؛ یک فرسایش تدریجی اما عمیق است. فرسایش اعتماد، انگیزه و سرمایه اجتماعی. خطری که اگر مهار نشود، در بزنگاه‌های آینده—انتخابات، بحران اقتصادی یا تنش‌های اجتماعی—خود را به‌صورت ناتوانی دولت در بسیج افکار عمومی نشان خواهد داد.

شورای اطلاع‌رسانی دولت پزشکیان، اگر به همین مسیر ادامه دهد، ناخواسته به نهادی تبدیل خواهد شد که نه‌تنها کمکی به دولت نمی‌کند، بلکه یکی از عوامل اصلی تضعیف آن است.

پایان باز؛ هنوز دیر نشده، اما وقت کم است

بازسازی این وضعیت ممکن است، اما نه با نشست‌های نمادین و نه با ژست‌های بی‌هزینه. این بازسازی نیازمند:
• بازتعریف مأموریت شورای اطلاع‌رسانی،
• بازگشت به بدنه حامی و شنیدن صدای آن‌ها،
• شفافیت، صراحت و دفاع بی‌پرده از تصمیمات دولت،
• و پذیرش این واقعیت که در جنگ روایت‌ها، بی‌طرفی وجود ندارد.

در غیر این صورت، شورای اطلاع‌رسانی دولت، به‌جای پل ارتباطی میان دولت و جامعه، به نماد فرصت‌سوزی رسانه‌ای دولتی بدل خواهد شد که سرمایه اجتماعی‌اش را نه در میدان رقابت، بلکه در سکوت و انفعال از دست داد.

English

View this article in English

اشتراک گذاری این مطلب
خروج از نسخه موبایل