سال پس از ترور: خاموشی اسماعیل هنیه و فروریختن محور مقاومت از تهران تا بیروت

7 دقیقه

سال پس از ترور: خاموشی اسماعیل هنیه و فروریختن محور مقاومت از تهران تا بیروت

سال پس از ترور: خاموشی اسماعیل هنیه و فروریختن محور مقاومت از تهران تا بیروت

در بحبوحهٔ تحولات پرشتاب خاورمیانه، ترور اسماعیل هنیه در تهران نقطه‌ای حساس و کم‌سابقه در روند تنش‌های رو‌به‌تصاعد میان ایران و اسرائیل به‌شمار می‌آید.

این رخداد نه‌تنها ابعاد نظامی و اطلاعاتی مهمی دارد، بلکه به لحاظ نمادین و سیاسی، نشانه‌ای است از تغییر موازنه در “جنگ در سایه”ای که سال‌ها میان تهران و تل‌آویو جریان داشته است.

سعید آگنجی، سردبیر آژانس خبری ایران‌گیت، در این گزارش به واکاوی ابعاد مختلف این رویداد پرداخته؛ از نفوذ اطلاعاتی اسرائیل به عمق ساختارهای امنیتی ایران گرفته تا تأثیر زنجیره‌ای آن بر هم‌پیمانان منطقه‌ای تهران و افول تدریجی محور مقاومت.

این تحلیل نه‌تنها بر پایه منابع رسمی و گزارش‌های رسانه‌ای تدوین شده، بلکه با نگاهی راهبردی تلاش دارد تصویری روشن از تغییر هندسهٔ قدرت در منطقه پس از ترور هنیه ارائه دهد. در ادامه، گزارش حاضر به تفصیل به بررسی روند وقایع، واکنش‌های طرف‌های درگیر و چشم‌انداز آینده این بحران می‌پردازد.

در صبح دهم مرداد ۱۴۰۳، ایران و منطقه با شنیدن خبر شوک‌آوری بیدار شدند: اسماعیل هنیه، دبیرکل دفتر سیاسی حماس، در تهران کشته شده بود.

این خبر نه تنها روزنامه‌های تهران را تحت تأثیر قرار داد، بلکه فضای خبری جنگ غزه و تنش با حزب‌الله را نیز به کلی دگرگون کرد. روزنامه‌ها آن بامداد تصویری از هنیه در آغوش مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور تازه‌سوگند خورده، بر پیشخوان‌ها منتشر کرده بودند.

هنیه که به‌عنوان یکی از مهمانان ویژه مراسم آغاز ریاست‌جمهوری دعوت شده بود، در محل اقامت محافظت‌شده نیروی قدس سپاه پاسداران قرار داشت و در حال آماده شدن برای خواب بود که هدف حمله قرار گرفت. وسیم ابوشعبان، محافظ ارشد او در پنج سال آخر عمرش، نیز در همان اتاق کشته شد.

تا آن زمان، هنیه همراه هیئت ارشد حماس از دوحه به تهران سفر کرده بود؛ در حالی‌که جنگ غزه پس از حمله حماس به جنوب اسرائیل در ۱۵ مهر ۱۴۰۲، وارد ماه نهم خود شده بود. ساعاتی پیش از ترور، او با علی خامنه‌ای نیز دیدار کرده بود.

سه ماه پیش از این حادثه، رئیس‌جمهور و وزیر خارجه ایران در سقوط بالگرد در جمهوری آذربایجان جان باختند. به این ترتیب انتخابات زودهنگام برگزار شد و مسعود پزشکیان به‌عنوان رئیس‌جمهور جدید انتخاب شد.

هنیه روز ترور، درست در اوج حمله‌های اسرائیل به حزب‌الله لبنان بود؛ روز قبل از آن، فواد شَکَر، فرمانده ارشد حزب‌الله، در حمله هوایی جنوب بیروت کشته شده بود.

بعد از چهار ماه، وزیر دفاع و نخست‌وزیر اسرائیل اذعان کردند که در حذف هنیه دست داشته‌اند و هشدار دادند در صورت ادامه تهدیدها، رهبران ایران نیز در لیست حذف قرار دارند.

در سایه این ترور: فروریختن «محور مقاومت»

ترور هنیه در دل تهران، در حالی‌که حکومت ایران خود را پیش‌گام محور مقاومت می‌دانست، آغازی بود برای سلسله‌ای از رویدادهایی که به تضعیف این اتحاد انجامید.

رسانه‌های اسرائیلی گزارش دادند که هدف از اجرای عملیات در تهران، نمایش نفوذ تل‌آویو به قلب جمهوری اسلامی بود؛ تحریکی برای بازدارندگی از تهدیدات آتی نظامی.

با گذشت یک سال، ایران هنوز جزئیاتی درباره نحوه نفوذ به اقامتگاه ویژه هنیه منتشر نکرده و افرادی را نیز به‌طور رسمی متهم یا بازداشت نکرده است.

اینکه آیا تحقیقات عمیق‌تری درباره نفوذ اسرائیل به اطلاعات محرمانه نظامی صورت گرفته یا خیر نیز به‌طور شفاف مطرح نشده است.

پس از ترور، ضربه‌ها یکی پس از دیگری آمدند: حسن نصرالله و عباس نیلفروشان، فرمانده سپاه در لبنان، ظرف دو ماه کشته شدند؛ همچنین یحیی سنوار، رهبر حماس در غزه، هدف حمله پهپادی قرار گرفت.

سقوط ناگهانی حکومت بشار اسد در سوریه نیز به‌عنوان نقطه‌عطفی در فروپاشی اتحاد ضداسرائیلی تلقی می‌شود.

سقوط نظام دمشق، انتقال سلاح به حزب‌الله را بسیار دشوار کرد و مقام‌های ایرانی اعتراف کردند که این رخداد، ضربه‌ای بزرگ به محور مقاومت بوده است.

تنش‌های بعدی و اوج‌گیری بحران

ترور هنیه تنها آغاز تنش‌های شدید نبود؛ در فروردین ۱۴۰۳، حمله‌های هوایی اسرائیل به دمشق و ایران منجر به کشته شدن فرماندهان سپاه شد.

ایران در پاسخ حملۀ موشکی-پهپادی «وعده صادق ۱» به اسرائیل ترتیب داد؛ اسرائیل نیز پدافند هوایی اصفهان را هدف قرار داد.

با وجود وعده انتقام‌گیری ولی تا ماه‌ها «وعده صادق ۲» به تاخیر افتاد؛ تا اینکه مهر همان سال، ایران بار دیگر عملیاتی موشکی-پهپادی علیه اسرائیل انجام داد. در فاصله کوتاهی، کشته شدن جانشینان نصرالله و نبردهای محدود دیگر، تنش را بالا برد.

در خرداد سال جاری، درگیری مستقیم اسرائیل و ایران به‌طور رسمی آغاز شد؛ با حملاتی هدفمند به خاک ایران، ترور فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته‌ای ایران، همچنان در فاز تنش بالا باقی ماند.

با روی کار آمدن آتش‌بس شکننده از سوم تیر، ابهامات درباره حملات مشکوک در تهران افزایش یافت و بسیاری در فضای مجازی به نفوذ احتمالی اسرائیل در داخل ایران شک کردند، هرچند تل‌آویو رسماً سکوت کرده است.

در این شرایط، مقامات سیاسی و نظامی در تهران و تل‌آویو، ضمن اعلام آمادگی برای پاسخ متقابل، به این هشدار اشاره کرده‌اند که ادامه تهدیدها ممکن است به «غافلگیری‌های تازه» منجر شود.

این ترور بی‌سابقه، در سطح نمادین نیز پیام روشنی داشت: امنیت داخلی ایران، حتی در بالاترین سطوح حفاظتی، آسیب‌پذیر است.

اینکه موساد توانسته باشد عملیات خود را در یکی از امن‌ترین و تحت نظارت‌ترین اقامتگاه‌های کشور اجرا کند، شوکی به دستگاه‌های امنیتی و نظامی ایران وارد کرد.

بسیاری از تحلیل‌گران منطقه‌ای معتقدند که این عملیات، بیش از آنکه یک حذف فیزیکی باشد، یک نبرد روانی و اطلاعاتی بود که به‌طور عمیق حیثیت امنیتی جمهوری اسلامی را هدف قرار داد.

تأخیر مقامات ایرانی در ارائه توضیحات شفاف و سکوت خبری پیرامون جزییات عملیات، تنها به ابهامات دامن زد.

افزون بر آن، ترور هنیه گسل‌های درونی درون ساختار تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی را نیز نمایان‌تر کرد.

برخی ناظران بر این باورند که وجود نفوذهای امنیتی و اطلاعاتی در رده‌های میانی، نشانه‌ای از چندپارگی و بحران انسجام در نهادهای حساس ایران است.

در چنین شرایطی، ادعای رهبری محور مقاومت در منطقه بیش از گذشته زیر سؤال رفته است، به‌ویژه که در کنار حملات مستقیم اسرائیل، هم‌پیمانان دیرینه تهران یکی پس از دیگری یا حذف شده‌اند یا در موضع انفعال قرار گرفته‌اند.

برای نخستین بار طی چهار دهه گذشته، تهران نه تنها با تهدید نظامی مستقیم مواجه است، بلکه مشروعیت راهبردی آن در میان متحدانش نیز دستخوش تردید شده است.

English

View this article in English

اشتراک گذاری این مطلب
خروج از نسخه موبایل