زلزله در شبکه تراستی‌های نفت؛ پول‌های میلیارددلاری از دست صراف‌ها خارج شد؟ رد پای حلقه جدید قدرت در فروش نفت ایران!

3 دقیقه

زلزله در شبکه تراستی‌های نفت؛ پول‌های میلیارددلاری از دست صراف‌ها خارج شد؟ رد پای حلقه جدید قدرت در فروش نفت ایران!

افشای شبکه‌های میلیارددلاری خانواده زرین‌قلم، صرافی صدف و شرکت‌های واسطه در امارات، ترکیه و هنگ‌کنگ، پرسش مهمی را درباره آینده فروش نفت ایران مطرح کرده است: آیا دوران تراستی‌های خانوادگی به پایان نزدیک می‌شود و کنترل درآمدهای نفتی به حلقه‌ای قدرتمندتر منتقل خواهد شد؟
منصور، ناصر و فضل‌الله زرین‌قلم، سه برادری که نامشان با صرافی‌های GCM، برلیان و زرین‌قلم و شرکا گره خورده، به روایت وزارت خزانه‌داری آمریکا، در مرکز شبکه‌ای قرار داشته‌اند که میلیاردها دلار از درآمدهای نفتی و پتروشیمی ایران را از مسیر شرکت‌های خارجی جابه‌جا کرده است.
دامنه ارتباطات خانوادگی و تجاری این مجموعه به سه برادر محدود نمی‌شود. نام میترا، پوریا و فرهاد زرین‌قلم نیز در سوابق سرمایه‌گذاری و شرکت‌های مرتبط دیده می‌شود؛ هرچند نقش و مسئولیت هرکدام متفاوت است. بریتانیا در سال ۲۰۲۶، سه برادر به همراه پوریا و فرهاد را تحریم کرد.
اما مسئله اصلی فقط سرنوشت زرین‌قلم‌ها نیست؛ پرسش بزرگ‌تر این است که پس از افشای مسیرهای مالی این خانواده و شبکه صرافی صدف، چه کسانی جای خالی آنها را در ساختار فروش نفت و انتقال ارز پر خواهند کرد؟
بررسی ارتباطات شناخته‌شده، یک سناریوی قابل‌توجه را پیش می‌کشد: شبکه‌های قدیمی لزوماً حذف نمی‌شوند؛ بلکه ممکن است قدرت میان تصمیم‌گیرندگان فروش نفت، شرکت‌های تجاری و مجموعه‌های مالی تازه بازتوزیع شود.
آنچه در پشت پرده این جابه‌جایی‌ها می‌گذرد، شاید بسیار پیچیده‌تر از تغییر چند صرافی باشد. احتمال شکل‌گیری آرایش جدیدی مطرح است که در آن، بازیگران اصلی لزوماً همان نام‌های شناخته‌شده گذشته نیستند.
گزارش‌های مربوط به تغییر مسیرهای تسویه ارزی و استفاده از کانال‌های بانکی روسیه نیز به این فرضیه دامن زده است؛ هرچند هنوز انتقال قطعی کنترل شبکه‌های قدیمی به اشخاص مشخص اثبات نشده است.
سناریوی حساس این است: درحالی‌که فشار تحریم‌ها و افشاگری‌ها حلقه‌های قدیمی را محدود می‌کند، ساختارهایی تازه ممکن است کنترل انتخاب کارگزاران، تخصیص محموله‌های نفتی و مدیریت درآمدهای صادراتی را به دست بگیرند.
اگر چنین تغییری در حال وقوع باشد، افشای زرین‌قلم‌ها و شبکه‌های مالی مرتبط با آنها نه پایان پرونده تراستی‌های نفت، بلکه آغاز مرحله تازه‌ای از مناسبات قدرت و پول خواهد بود.
در این معادله، قدرت واقعی شاید دیگر در اختیار کسی نباشد که نامش پای قرارداد صرافی ثبت شده؛ بلکه در دست مجموعه‌ای باشد که تصمیم می‌گیرد نفت به چه کسی واگذار شود، پول از چه مسیری عبور کند و چه کسی مسئول وصول درآمدهای میلیارددلاری باشد.
شاید مهم‌ترین راز این پرونده، نه سرنوشت زرین‌قلم‌ها، بلکه نام کسانی باشد که در سکوت آماده تصاحب جایگاه اقتصادی شبکه‌های قدیمی می‌شوند؛ نام‌هایی که شناسایی آنها می‌تواند فصل تازه‌ای در تحقیقات پشت پرده فروش نفت ایران باز کند.

English

View this article in English

اشتراک گذاری این مطلب
خروج از نسخه موبایل