دیپلماسی در بن بست؛ تهران منتظر، واشینگتن بی‌تمایل

7 دقیقه

دیپلماسی در بن بست؛ تهران منتظر، واشینگتن بی‌تمایل

دیپلماسی در بن بست؛ تهران منتظر، واشینگتن بی‌تمایل

به گزارش آژانس خبری ایران‌گیت در پی پایان جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل، که بازتاب‌ها و پیامدهای آن همچنان بر فضای سیاسی و امنیتی منطقه سایه انداخته است، چشم‌انداز از سرگیری مذاکرات هسته‌ای میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، و همچنین تعاملات تهران با تروئیکای اروپایی، بار دیگر در مرکز توجه محافل سیاسی و رسانه‌ای قرار گرفته است.

در حالی‌که بسیاری از ناظران و بازیگران بین‌المللی پس از پایان درگیری اخیر انتظار داشتند تنش‌ها کاهش یافته و بستر برای بازگشت به میز گفت‌وگو فراهم شود، شواهد موجود نشان می‌دهد که فضای مذاکرات همچنان با پیچیدگی، تردید و عدم اعتماد متقابل همراه است.

مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشینگتن، که طی ماه‌های گذشته بارها از سوی مقامات دو طرف و همچنین منابع واسطه مورد اشاره قرار گرفته بود، تاکنون وارد مرحله اجرایی نشده است.

هم‌زمان، گفت‌وگوهای ایران با سه کشور اروپایی حاضر در توافق هسته‌ای موسوم به برجام نیز، با وجود برگزاری نشستی در استانبول، بی‌نتیجه باقی مانده و نشانه‌ای از تعیین جدول زمانی برای ادامه مذاکرات دیده نمی‌شود.

در این میان، وضعیت موجود نشان‌دهنده تداوم شکاف‌ها و اختلاف‌نظرهای بنیادین میان طرف‌های مذاکره است.

تهران تأکید دارد که گفت‌وگوها باید صرفاً در چارچوب پرونده هسته‌ای و با احترام به حقوق بین‌المللی پیگیری شود، در حالی‌که طرف‌های غربی، به‌ویژه کشورهای اروپایی، مسائل فراتر از موضوعات هسته‌ای از جمله برنامه موشکی، نقش منطقه‌ای ایران، و همکاری با نهادهای نظارتی بین‌المللی را نیز در دستور کار دارند.

از سوی دیگر، رفتارها و مواضع هماهنگ میان آمریکا، اروپا و اسرائیل باعث شده گمانه‌زنی‌هایی درباره سطح هماهنگی امنیتی و اطلاعاتی میان این سه بازیگر مطرح شود؛ موضوعی که در فضای دیپلماتیک کنونی بر حساسیت‌ها افزوده است.

در چنین شرایطی، پرسش محوری این است که آیا اساساً زمینه‌ای برای خروج از این بن‌بست دیپلماتیک وجود دارد؟ و اگر قرار باشد مذاکرات از سر گرفته شود، ابتکار عمل و چارچوب پیشنهادی از سوی کدام طرف ارائه خواهد شد؟

در این گزارش، تلاش شده است با نگاهی بی‌طرفانه به وضعیت کنونی گفت‌وگوها، عوامل موثر بر توقف مذاکرات، و چشم‌اندازهای ممکن در آینده پرداخته می‌شود.

حدود دو ماه از پایان جنگ ۱۲ روزه میان اسرائیل و ایران می‌گذرد؛ درگیری‌ای که بازتاب گسترده‌ای در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی داشت. در این مدت، با وجود برخی اظهارات از سوی کارشناسان و مقامات رسمی مبنی بر احتمال از سرگیری گفت‌وگوهای غیرمستقیم میان تهران و واشینگتن، هنوز مذاکراتی میان دو طرف آغاز نشده است. هم‌زمان، رایزنی‌ها با کشورهای اروپایی نیز به نتیجه مشخصی نرسیده است. اگرچه در سطح معاونان وزارت خارجه، نشستی میان ایران و تروئیکای اروپایی در استانبول برگزار شد، اما این گفت‌وگوها بدون دستاورد مشخص پایان یافت و نشانه‌ای از ادامه آن در آینده نزدیک دیده نمی‌شود.

گزارش‌هایی که پس از این نشست منتشر شد، از بروز اختلاف نظرها و نارضایتی طرف‌های اروپایی حکایت دارد. با اینکه اعلام شد دو طرف بر ادامه گفت‌وگوها تأکید کرده‌اند، هنوز هیچ برنامه‌ زمان‌بندی‌شده‌ای برای دور بعدی مذاکرات ارائه نشده است. همین موضوع باعث شده تحلیلگران نسبت به احتمال تداوم این روند تردیدهایی مطرح کنند.

در ظاهر، مسیر مذاکرات ایران با اروپا از گفت‌وگوهای با آمریکا جدا به نظر می‌رسد، اما در واقع، این دو روند به‌طور ماهوی با یکدیگر مرتبط‌اند.

برخی گزارش‌ها حاکی از آن‌اند که واشینگتن ترجیح می‌دهد گفت‌وگوها به‌صورت مستقیم با تهران پیش برود و کشورهای اروپایی صرفاً در نقش پشتیبان حضور داشته باشند.

با این حال، شواهدی از هماهنگی مستمر میان مقامات آمریکایی و اروپایی وجود دارد؛ از جمله تماس‌های مداوم در سطح وزرای خارجه. افزون بر آن، نقش اسرائیل نیز در این هماهنگی‌ها پررنگ است و اطلاعات مربوط به روند مذاکرات، پیش از دیدار با مقامات ایرانی، در اختیار تل‌آویو قرار می‌گیرد.

به نظر می‌رسد فضای کلی مذاکرات با نوعی بن‌بست مواجه شده است.

طرف‌های غربی بر توقف کامل فعالیت‌های غنی‌سازی در ایران تأکید دارند، در حالی که تهران این موضوع را خط قرمز خود می‌داند و خواستار محدود شدن مذاکرات به مسائل هسته‌ای است.

علاوه بر این، مسائل غیرهسته‌ای نظیر برنامه موشکی و تحولات منطقه‌ای نیز از سوی برخی بازیگران غربی وارد چارچوب مذاکرات شده‌اند، که باعث پیچیده‌تر شدن روند شده است.

در پاسخ به این وضعیت، ایران بخشی از همکاری‌های خود با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را تعلیق کرده و وضعیت ذخایر اورانیوم غنی‌شده با درصد بالا را در ابهام قرار داده است.

برخی از ناظران این رویکرد را نوعی «سیاست ابهام هسته‌ای» می‌دانند که هدف آن افزایش قدرت چانه‌زنی در مذاکرات آتی است.

همچنین گفته می‌شود ایران در حال بررسی ابتکارعمل‌هایی برای حضور فعال‌تر در گفت‌وگوهاست، گرچه هنوز جزئیات مشخصی از این ابتکارها منتشر نشده است.

با وجود تأکید مقامات ایرانی، از جمله رئیس‌جمهور، بر لزوم بازگشت به مذاکرات، مشخص نیست که در صورت تحقق این امر، تهران چه راهبرد مشخصی برای پیشبرد گفت‌وگوها خواهد داشت.

بدون چنین راهبردی، احتمال می‌رود مذاکرات صرفاً به شنیدن مواضع طرف مقابل محدود شود و نتیجه ملموسی به همراه نداشته باشد.

در این بین، توافق اخیر میان نخست‌وزیر اسرائیل و رئیس‌جمهور ایالات متحده مبنی بر دادن دو ماه فرصت به دیپلماسی، هنوز به تحرک مشخصی منجر نشده است.

با گذشت حدود ۵۰ روز از آن توافق، نشانه‌ای از آغاز رسمی گفت‌وگو میان ایران و آمریکا مشاهده نمی‌شود و ارتباطات غیرمستقیم از طریق واسطه‌ها نیز ظاهراً متوقف شده است.

هم‌زمان، تمایل واشینگتن برای ورود به مذاکرات به نظر می‌رسد کاهش یافته و از سوی دیگر، در طرف ایرانی نیز نشانه‌ای از اقدام عملی برای بازگشت به میز گفت‌وگو دیده نمی‌شود.

در مجموع، فضای کنونی حاکی از فقدان اراده سیاسی لازم برای ازسرگیری مذاکراتی مؤثر و نتیجه‌بخش است.

مگر آنکه تحولی پیش‌بینی‌نشده شرایط را دگرگون کند و انگیزه‌ای جدی برای بازگشت به گفت‌وگوها در هر دو طرف ایجاد شود.

English

View this article in English

اشتراک گذاری این مطلب
خروج از نسخه موبایل