خامنه‌ای هدف بود؟ روایت حذف ناتمام

11 دقیقه

خامنه‌ای هدف بود؟ روایت حذف ناتمام

خامنه‌ای هدف بود؟ روایت حذف ناتمام

به گزارش آژانس خبری ایران‌گیت، مستند تازه‌منتشرشده «۱۲ روز در ژوئن» که از شبکه ۱۳ اسرائیل پخش شده، پرده از جزئیاتی بی‌سابقه درباره جنگ ۱۲روزه اسرائیل با ایران برمی‌دارد؛ از جلسات فوق‌محرمانه در پناهگاه‌های بیت‌المقدس تا عملیات مشترک با آمریکا برای بمباران تأسیسات هسته‌ای فردو.

این مستند، ضمن روایت لحظه‌به‌لحظه حملات هوایی، عملیات زمینی و ترور دانشمندان، نگاهی کم‌سابقه به فرآیند تصمیم‌سازی، نقش محوری موساد، و خطوط قرمز دیپلماتیک در دل یک درگیری منطقه‌ای پیچیده.

روایتی از یک جنگ برنامه‌ریزی‌شده با ایران

مستند تازه‌منتشر‌شده «۱۲ روز در ژوئن – رازهای جنگ با ایران» از شبکه ۱۳ اسرائیل، تصویری کم‌سابقه و بی‌پرده از پشت‌پرده تصمیم‌سازی‌های سیاسی، نظامی و امنیتی در جریان یک عملیات پیچیده ۱۲روزه علیه ایران ارائه می‌دهد.

این فیلم، با تمرکز بر جلسات محرمانه رهبران اسرائیل، عملیات فریب‌کارانه، حملات دقیق و نقش کلیدی ایالات متحده در نابودی بخشی از زیرساخت‌های هسته‌ای ایران، تلاش دارد نگاهی مستند به یکی از پرمناقشه‌ترین درگیری‌های منطقه‌ای بیندازد؛ روایتی که همزمان هم مستندسازی تصمیم‌گیری‌ها تلقی شده و هم مورد تردید برخی ناظران به‌عنوان بازگوکننده «تمام واقعیت» آن دوازده روز.

آغاز در پناهگاه: تصویب جنگ و دعای نخست‌وزیر

طبق اسناد و مصاحبه‌هایی که در این مستند گنجانده شده، جلسه اصلی کابینه امنیتی اسرائیل در ۱۲ ژوئن در پناهگاهی در حومه اورشلیم (بیت‌المقدس) برگزار می‌شود؛ جایی که در آن، عملیات نظامی گسترده در بامداد روز بعد به تصویب می‌رسد.

اهداف مشخص‌اند: ضربه ساختاری به کل زنجیره هسته‌ای ایران و کاهش قابل‌توجه توان موشکی این کشور.

در بخشی از جلسه، یکی از افسران بلندپایه به صراحت می‌گوید: «فردو را فقط آمریکا می‌تواند نابود کند.» پایان این نشست با جمله‌ای از بنیامین نتانیاهو همراه است که کمتر از او شنیده شده: «خداوند به ما کمک کند» — جمله‌ای که در مستند به‌عنوان نشانه‌ای از وزن تصمیمات در آستانه جنگ، برجسته شده است.

عملیات فریب؛ از عروسی پسر نخست‌وزیر تا پست دیپلمات آمریکایی

هم‌زمان با آماده‌سازی‌ها، ماشین عملیات فریب نیز به راه می‌افتد. جلسه‌ای پوششی درباره گروگان‌ها، نشانه‌سازی برای القای «عادی بودن شرایط» و حتی روایت‌هایی از «تعطیلات آخر هفته» و «برنامه عروسی پسر نخست‌وزیر»، بخشی از تلاش برای گمراه‌سازی طرف ایرانی بود.

نکته‌ای قابل‌توجه، اشاره به پستی از مایک هاکبی، سفیر وقت آمریکا در اسرائیل، در شبکه ایکس (توییتر سابق) یک ساعت پیش از حمله است؛ در حالی که، طبق گفته یکی از فرماندهان، این لحظات زمان «پرهیز کامل از ارسال سیگنال» بوده است.

شب‌های نخست: خنثی‌سازی دفاع هوایی و هدف‌گیری مغز متفکران

در شب اول، تمرکز بر پدافند هوایی ایران است. سامانه‌های اس-۳۰۰ و دیگر تجهیزات راهبردی هدف قرار می‌گیرند. صنایع مرتبط با تولید موشک نیز به‌شدت بمباران می‌شود.

در شب دوم، بنا بر گفته فرماندهان اسرائیلی، ده‌ها سامانه دفاعی دیگر نابود شده و هواپیماها تا حومه تهران نفوذ می‌کنند؛ مرحله‌ای که در مستند از آن به‌عنوان «گشودن آسمان» یاد شده است.

در کنار اهداف زیرساختی، ترورهای هدفمند نیز در دستور کار قرار دارد. نتانیاهو در گفت‌وگویی تلویزیونی تأکید می‌کند که هدف اصلی او، ضربه به «رهبری علمی» برنامه هسته‌ای ایران بوده است: «دانشمندان را برای من بیاورید.»

طبق گزارش مستند، در پایان شب نخست، ۹ دانشمند ایرانی کشته شدند که چهار نفر از آنان در رده اول طبقه‌بندی می‌شوند. در نقطه اوج این عملیات، فرماندهی هوافضای سپاه و چندین افسر دیگر در یک مقر سری در تهران به دام افتاده و هم‌زمان هدف قرار می‌گیرند؛ عملیاتی که در اتاق فرمان به نام «عروسی سرخ» شناخته می‌شود – برگرفته از یکی از خون‌بارترین صحنه‌های سریال «بازی تاج‌وتخت».

پاسخ ایران؛ از پیش‌بینی‌ها تا واقعیت

پیش از آغاز عملیات، فرماندهان اسرائیلی پیش‌بینی کرده بودند که در ۴۸ ساعت اول، احتمال از دست رفتن بین سه تا پنج هواپیما وجود دارد. مدت زمان مأموریت‌ها نیز حدود یک‌ونیم ساعت برآورد شده بود. تمرین‌های بازیابی خلبانان و سناریوهای اضطراری پیشاپیش طراحی شده بودند.

از سوی ایران، برآورد اولیه اسرائیل از شلیک ۱۴۰۰ تا ۱۵۰۰ موشک در طول جنگ بود، اما طبق گفته‌ها در مستند، این رقم در واقعیت به حدود ۵۳۰ موشک محدود شد.

با این حال، خسارات قابل‌توجهی در شهرهایی مانند بت‌یام ثبت شد، از جمله تخریب بخش‌هایی از یک برج ۱۴ طبقه و تلفات انسانی حتی در پناهگاه‌ها.

نقشه ترور رهبر ایران؛ طرحی روی میز، بدون فرصت اجرا

در بخشی از مستند، موضوع هدف‌گیری مستقیم آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، به‌روشنی مطرح می‌شود.

به روایت یکی از افراد مطلع، این گزینه در جریان طراحی عملیات‌ها مورد بررسی قرار گرفت، اما به‌دلیل انتقال خامنه‌ای به محل‌های امن و قطع ارتباطش با فضای بیرونی، «هیچ فرصت عملیاتی واقعی» فراهم نشد.

این بحث پیش‌تر نیز توسط مقامات اسرائیلی، از جمله ایسرائل کاتس، وزیر دفاع، مطرح شده بود. مستند تأکید دارد که گرچه تغییر رژیم هدف اعلام‌شده نبود، اما برخی امید داشتند نتیجه عملیات، «تضعیف فضای عمومی» و شاید تغییراتی در داخل ایران باشد.

گره فردو و مداخله کلیدی آمریکا

در قلب چالش‌های اسرائیل، تأسیسات غنی‌سازی فردو قرار داشت؛ مرکزی عمیق در دل کوه که بدون استفاده از بمب‌های سنگرشکن آمریکایی، نابودکردنی نبود. طبق روایت فیلم، در روز نهم، پس از روزها تردید، آمریکا با حمله به فردو موافقت می‌کند. فردای آن روز، سه بمب بر این مرکز فرود می‌آیند.

در ادامه، نطنز و اصفهان نیز در دستور کار قرار می‌گیرند.

دونالد ترامپ این اقدام را «ضربه‌ای تاریخی» توصیف کرد. با این‌حال، برخی ارزیابی‌های مستقل تأکید دارند که تأسیسات فردو به‌طور کامل نابود نشد و تنها برای چند ماه متوقف شد.

پایان حساب‌شده: «سود کم، ریسک بالا»

پس از حمله به فردو، بحث پایان عملیات نظامی به‌طور جدی در کابینه امنیتی اسرائیل مطرح می‌شود.

تحلیل غالب این بود که اهداف کلیدی محقق شده، اما ریسک ادامه درگیری – هم برای خلبانان و هم در جبهه داخلی – بالا رفته است. تصمیم نهایی این شد که پایان عملیات با ابتکار آمریکا اعلام شود تا ابعاد راهبردی آن حفظ شود.

در شب پیش از اعلام آتش‌بس، ایران به‌طور ناخواسته آن را نقض می‌کند. در واکنش، جنگنده‌های اسرائیلی تا آستانه بمباران دوباره تهران پیش می‌روند، اما بنا به درخواست مستقیم رئیس‌جمهور آمریکا، عملیات متوقف می‌شود. تنها یک رادار هدف قرار می‌گیرد.

به‌گفته عباس عراقچی، سوءتفاهمی در زمان‌بندی آتش‌بس بین تهران و واشنگتن رخ داده بود. تماس مستقیم او با فرستاده ویژه ترامپ در نهایت مانع از ادامه پاسخ اسرائیل شد.

نیروهای نامرئی؛ جنگ زمینی در عمق ایران

در کنار عملیات هوایی، مستند از حضور مأموران خارجی در خاک ایران پرده برمی‌دارد.

بنا بر گزارش شبکه ۱۳، موساد پیش از آغاز عملیات، حدود ۱۰۰ مأمور را در داخل ایران فعال کرده بود. این افراد با استفاده از سامانه‌هایی که به‌طور مخفیانه به ایران قاچاق شده بودند، در نابودی پرتابگرهای موشکی و سامانه‌های دفاع هوایی نقش ایفا کردند.

ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، حضور نیروهای ویژه در عمق خاک ایران را تأیید کرده است.

همچنین شبکه‌ای از منابع انسانی برای جمع‌آوری اطلاعات درباره برنامه هسته‌ای ایران از سال‌ها پیش توسط موساد ایجاد شده بود.

میراث یک جنگ کوتاه، سایه‌ای بلند

مستند «۱۲ روز در ژوئن» بیش از آن‌که تنها یک روایت تصویری از جنگی محدود باشد، تلاشی‌ست برای مستندسازی یک شیوه از جنگ‌ورزی مدرن: تلفیق حملات نقطه‌زن، نفوذ اطلاعاتی، عملیات روانی، مشارکت بین‌المللی و کنترل دقیق افکار عمومی در شرایطی که خطوط جبهه، نامرئی‌تر از همیشه هستند.

فیلم در کنار ترسیم نقشه عملیاتی اسرائیل، به شکل روشنی بازتاب‌دهنده‌ی پیچیدگی تصمیم‌سازی در جنگ‌های پیش‌دستانه است.

از پناهگاه‌های اورشلیم تا کریدورهای آسمان تهران، از جلسات کابینه امنیتی تا نفوذ موساد در عمق خاک ایران، این مستند نمایانگر سطحی از آمادگی، اضطراب، فریب و محاسبه است که کمتر در منازعات خاورمیانه‌ای ثبت شده است.

از سویی دیگر، این روایت درگیر یک تناقض درونی نیز هست: هم‌زمان که بر کارآمدی عملیات تأکید دارد، خود اذعان می‌کند که اهدافی چون نابودی کامل تأسیسات فردو یا براندازی نظام سیاسی ایران، نه تنها محقق نشده، بلکه از همان ابتدا نیز احتمال تحقق عملی آن‌ها پایین بوده است.

در نتیجه، شکاف میان اهداف اعلام‌شده، نتایج واقعی و تصویرسازی رسانه‌ای، خود به بخشی از پیام فیلم تبدیل می‌شود.

همچنین حضور پررنگ ایالات متحده — چه در نقش شریک نظامی و چه ضامن سیاسی پایان درگیری — به وضوح نشان می‌دهد که درگیری‌های منطقه‌ای، حتی در کوتاه‌مدت، بدون ملاحظات بازیگران بین‌المللی قابل هدایت نیستند.

حمله به فردو بدون بمب‌های سنگرشکن آمریکا ممکن نبود، و پایان جنگ نیز بدون چراغ سبز واشنگتن رقم نمی‌خورد.

نکته مهم دیگر، تأکید مستند بر جنگ اطلاعاتی است. عملیات موساد در خاک ایران، شبکه منابع انسانی، کنترل تجهیزات پیشرفته توسط نیروهای غیراسرائیلی و حتی زمان‌بندی دقیق حملات برای ترور هم‌زمان چند فرمانده، همگی نشان‌دهنده اهمیت بالای اطلاعات در شکل‌دهی به یک جنگ مدرن هستند؛ جنگی که میدان اصلی‌اش پیش از بمباران، در ذهن و اتاق‌های فرماندهی طراحی شده است.

در نهایت، «۱۲ روز در ژوئن» فقط روایت یک جنگ نیست، بلکه بازتاب یک دکترین است: پیش‌دستی پیش از عمل دشمن، ضربه هم‌زمان به مغز و عضله، و خروج حساب‌شده از میدان پیش از رسیدن به نقطه‌ی فرسایش.

اما حتی در اوج موفقیت‌های ادعاشده، فیلم هشدار می‌دهد که تهدیدها بازسازی‌پذیرند و خطرهای وجودی، به‌سادگی حذف نمی‌شوند. پیامی که شاید بیش از هر چیز، نشان‌دهنده‌ی فهم عمیق اسرائیل از ماهیت متغیر جنگ در عصر مدرن است.

English

View this article in English

اشتراک گذاری این مطلب
خروج از نسخه موبایل