حمله دوباره یا توافق تاریخی؟ ترامپ به میدان بازمی‌گرد

9 دقیقه

حمله دوباره یا توافق تاریخی؟ ترامپ به میدان بازمی‌گرد

حمله دوباره یا توافق تاریخی؟ ترامپ به میدان بازمی‌گرد

به گزارش آژانس خبری ایران‌گیت، هم‌زمان با تشدید تنش‌ها در خاورمیانه و پایان رسمی توافق هسته‌ای ایران، مجموعه‌ای از تحلیل‌های مراکز مطالعاتی و رسانه‌های بین‌المللی از جمله شورای آتلانتیک، اینسایدر روسیه، مدرن دیپلماسی و دیلی صباح، آینده منطقه را میان دو مسیر ناپایدار ترسیم کرده‌اند: دیپلماسی شکننده یا درگیری نظامی قریب‌الوقوع.

این گزارش‌ها، هر یک از منظری متفاوت، نشان می‌دهند که بی‌ثباتی فزاینده، تضعیف ائتلاف‌های غیرغربی، و خلأ راهکارهای پایدار، خاورمیانه را در آستانه تصمیم‌گیری‌های دشوار و سرنوشت‌ساز قرار داده است.

شورای آتلانتیک: از آتش‌بس غزه تا چشم‌انداز یک توافق منطقه‌ای گسترده

اندیشکده آمریکایی شورای آتلانتیک در تحلیلی مشترک به قلم استفانی هاوسهیر علی، پژوهشگر مسائل خاورمیانه، و کرنستون کلاین، افسر پیشین نیروی هوایی ایالات متحده و مقام سابق وزارت خارجه این کشور، به بررسی چشم‌انداز تحولات دیپلماتیک پس از آتش‌بس غزه پرداخت.

در این تحلیل آمده است: تجربه موفق دولت ترامپ در مهار بحران غزه نشان داد که با ورود مستقیم رئیس‌جمهور و بهره‌گیری از شیوه‌های مذاکره خلاقانه، حتی پیچیده‌ترین پرونده‌ها نیز قابلیت حل دارند. نویسندگان معتقدند این موفقیت می‌تواند به عنوان سکویی برای دستیابی به یک توافق منطقه‌ای جامع‌تر مورد استفاده قرار گیرد؛ توافقی که مشارکت ایران را نیز دربر گیرد.

در سناریوی نخست، تحقق چنین توافقی نیازمند ارائه مشوق‌هایی ملموس به ایران است؛ از جمله لغو تحریم‌ها، مشارکت در پروژه‌های توسعه منطقه‌ای و تضمین‌هایی در زمینه امنیتی. به موازات آن، برای اقناع اسرائیل، آمریکا باید ترکیبی از فشار سیاسی و مشوق‌های دفاعی از جمله پیمان‌های امنیتی جدید و میانجی‌گری در مناقشات منطقه‌ای (مانند حوثی‌ها) را دنبال کند.

نویسندگان تأکید دارند که با تضعیف موقعیت میدانی گروه‌های نیابتی ایران و فرسایش منابع آن در سوریه و لبنان، برنامه هسته‌ای و توان موشکی تهران به مهم‌ترین ابزار چانه‌زنی آن بدل شده است.

لذا جمهوری اسلامی تنها زمانی حاضر به انعطاف خواهد شد که بتواند امتیازاتی قابل‌افتخار برای افکار عمومی خود کسب کند.

در سناریوی دوم، عدم دستیابی به توافق و تداوم وضعیت ناپایدار، نه‌تنها تهدید جنگ را پابرجا نگه می‌دارد، بلکه امنیت انرژی، سرمایه‌گذاری‌های منطقه‌ای و تجارت جهانی را نیز با خطر مواجه می‌سازد.

از این رو، یک توافق فراگیر تنها در صورت استمرار تلاش‌های دیپلماتیک، اعتمادسازی تدریجی و عبور از مواضع حداکثری سه‌جانبه (ایران، آمریکا، اسرائیل) می‌تواند مسیر منطقه را تغییر دهد.

در پایان، نویسندگان ابراز امیدواری کرده‌اند که شاید تیم ترامپ، با تکیه بر تجربه پیشین و همراهی مشاورانی چون استیو ویتکاف و جرد کوشنر، بتواند نقشی کلیدی در تدوین توافقی برد–برد ایفا کند.

اینسایدر روسیه: ایران پس از برجام؛ تنهایی در آستانه درگیری دوم

پایگاه خبری اینسایدر در تحلیلی به قلم میخائیل بوردکین، روزنامه‌نگار روسی و متخصص مسائل ایران، به ارزیابی موقعیت ایران پس از پایان رسمی توافق هسته‌ای در اکتبر ۲۰۲۵ پرداخته است.

در این تحلیل آمده است: اعلام رسمی تهران مبنی بر عدم پایبندی به تعهدات هسته‌ای، در حالی صورت گرفت که کشور تحت فشار شدید تحریم‌های بین‌المللی، حملات نظامی اسرائیل و انزوای دیپلماتیک قرار داشت.

حملات هماهنگ اسرائیل به تأسیسات نطنز، فردو و اصفهان نه‌تنها برنامه هسته‌ای ایران را به عقب راند، بلکه آسیب‌پذیری جدی این کشور در برابر حملات هوایی را آشکار ساخت.

منابع غربی تخمین زده‌اند که این حملات موجب عقب‌افتادگی دست‌کم دو ساله در برنامه هسته‌ای ایران شده است؛ هم‌زمان، بحران انرژی و تداوم تحریم‌ها نیز اقتصاد ایران را تا مرز فروپاشی پیش برده‌اند.

در این شرایط، اگرچه تهران ضربات سنگینی از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل متحمل شد، از جمله از کار افتادن سامانه‌های پدافند و نابودی بخش بزرگی از ظرفیت موشکی، اما مقامات نظامی ایران بر بازسازی توان دفاعی تاکید دارند. اظهارات تند درباره توسعه موشک‌های دوربرد، بیش از آن‌که نمایش قدرت باشد، نشانه‌ای از موضع‌گیری تدافعی تلقی می‌شود.

اینسایدر همچنین به کاهش حمایت عملیاتی چین و روسیه از ایران اشاره کرده و یادآور می‌شود که علی‌رغم برخی همکاری‌های محدود مانند تحویل جنگنده‌های J-10 و MiG-29، هیچ نشانه‌ای از تعهد راهبردی شرق برای دفاع از ایران دیده نمی‌شود.

این وضعیت، ایران را در موقعیتی از انزوای راهبردی قرار داده که در آن نه امیدی به گفت‌وگو با غرب باقی مانده و نه پشتیبانی واقعی از سوی شرکای شرقی وجود دارد.

در چنین فضایی، تنها گزینه باقی‌مانده، به تعبیر نویسنده، «زبان قدرت» است؛ سناریویی که ممکن است دولت‌های اسرائیل و آمریکا را به انتخاب دوباره گزینه نظامی سوق دهد.

مدرن دیپلماسی: بحران هم‌پیمانی؛ چرا ایران در زمان بحران تنها ماند؟

نشریه بین‌المللی Modern Diplomacy در مقاله‌ای به قلم محمد زاهدالاسلام میاجی، استاد مدعو روابط بین‌الملل در دانشگاه North South بنگلادش، به تحلیل ضعف ساختاری ائتلاف‌های غیرغربی در حمایت از ایران پرداخته است.

نویسنده با تاکید بر اهمیت اتحاد پایدار در مناسبات بین‌المللی، یادآور می‌شود که ائتلاف غرب، علی‌رغم شکاف‌های داخلی، در مواقع بحرانی ساختاری منسجم و کارآمد دارد؛ در حالی که کشورهای غیرغربی مانند ایران، روسیه، چین و کره شمالی فاقد انسجام، اعتماد متقابل و توان عملیاتی مشترک هستند.

این ناتوانی در جریان حملات هوایی گسترده اسرائیل به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ به وضوح خود را نشان داد. علی‌رغم استفاده اسرائیل از حریم هوایی کشورهای منطقه برای اجرای عملیات، هیچ واکنش عملی از سوی چین یا روسیه صورت نگرفت. روابط این کشورها با ایران، به باور نویسنده، بیشتر معامله‌محور است تا راهبردی.

در ادامه، نویسنده به فروپاشی شبکه منطقه‌ای ایران، موسوم به محور مقاومت اشاره می‌کند. ترور چهره‌هایی کلیدی همچون حسن نصرالله و اسماعیل هنیه در تهران، بدون واکنش متقابل قاطع، اعتبار ایران را به عنوان ضامن امنیت نیروهای نیابتی‌اش مخدوش ساخت.

در نهایت، نویسنده هشدار می‌دهد که ائتلاف‌های غیرغربی تنها زمانی معنا می‌یابند که بازیگران آن حاضر به پرداخت هزینه‌های مشترک باشند. در غیر این صورت، این کشورها در زمان بحران همچنان منزوی و آسیب‌پذیر باقی خواهند ماند.

دیلی صباح: چشم‌انداز جنگ دوم ایران و اسرائیل؛ بازدارندگی یا تشدید تنش؟

روزنامه ترکیه‌ای دیلی صباح در تحلیلی به قلم اورال توغا، پژوهشگر مرکز مطالعات ایران (IRAM)، به بررسی پیامدهای احتمالی جنگ دوازده‌روزه ایران و اسرائیل و امکان بروز دور دوم درگیری پرداخته است.

توغا معتقد است که آتش‌بس برقرارشده در ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵ نه به معنای کاهش تنش، بلکه صرفاً تعلیق موقت درگیری‌هاست. به باور او، هرچند اسرائیل توانست خسارات سنگینی به زیرساخت‌های ایران وارد کند، اما به اهداف راهبردی خود مانند ترور رهبران ایران یا برانگیختن شورش‌های داخلی دست نیافت.

در عوض، انسجام سیاسی در داخل ایران افزایش یافت و خواست عمومی برای تقویت توان هسته‌ای نیز بالا گرفت. در سوی مقابل، اسرائیل با چالش‌هایی جدی مواجه است؛ از جمله از دست رفتن عنصر غافل‌گیری، افزایش هماهنگی امنیتی ایران، و کاهش مشروعیت بین‌المللی به‌ویژه در افکار عمومی غرب.

در صورت آغاز درگیری دوم، اهداف اسرائیل احتمالاً شامل پرتابگرهای متحرک و مراکز فرماندهی موشکی خواهد بود. اما تجربه نشان داده که نابودی زیرساخت‌ها لزوماً به فروپاشی سیاسی منجر نمی‌شود. ایران ظرفیت بازسازی و واکنش متقابل را همچنان حفظ کرده است.

در نتیجه، نویسنده هشدار می‌دهد که هرچند احتمال وقوع جنگ دوم بسیار جدی است، اما چنین درگیری‌ای بعید است به پیروزی قاطعی برای هیچ‌یک از طرفین بینجامد. از نگاه اسرائیل، تداوم برنامه موشکی و بازسازی ساختارهای نظامی ایران تهدیدی فزاینده تلقی می‌شود، اما موانع سیاسی، نظامی و دیپلماتیک برای اقدام دوباره نیز بسیار سنگین شده است.

در مقابل، ایران نیز هرچند با اعتماد به توان بازدارندگی خود به استقبال درگیری نمی‌رود، اما در صورت بروز جنگ، آمادگی برای واکنش سخت را حفظ کرده است.

در مجموع، یک جنگ دیگر میان ایران و اسرائیل ممکن است به‌جای دستاوردی راهبردی، به نوعی “پیروزیِ پیروسی” برای مهاجم منتهی شود؛ پیروزی‌ای که هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و انسانی آن، از منافع احتمالی‌اش پیشی می‌گیرد.

English

View this article in English

اشتراک گذاری این مطلب
خروج از نسخه موبایل