جنگ بیپایان: ایران و اسرائیل در آستانه انفجار دوباره
جنگ بیپایان: ایران و اسرائیل در آستانه انفجار دوباره
به گزارش آژانس خبری ایرانگیت، با گذشت بیش از دو ماه از پایان درگیری نظامی ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل، چشمانداز امنیتی منطقه نهتنها آرامتر نشده، بلکه بهشکلی نگرانکننده پیچیدهتر شده است.
در حالیکه آتشبس موقت برقرار مانده، نشانههایی از آمادهسازی دو طرف برای دور جدیدی از تنش در حال شکلگیری است.
اظهارات مقامات سیاسی و نظامی ایران و اسرائیل، تحلیلهای ناظران بینالمللی، و تحرکات پشتپرده دیپلماتیک، همگی بر این واقعیت تأکید دارند که منطقه در آستانه مرحلهای تازه و شاید تعیینکننده از بحران قرار گرفته است.
این گزارش تحلیلی، به بررسی زمینهها، اهداف و ملاحظات استراتژیک دو طرف، و همچنین چشماندازهای محتمل برای ماههای آینده میپردازد.
پرسش کلیدی آن است: آیا منطقه به سمت مهار تنش و بازگشت به مسیر دیپلماتیک حرکت خواهد کرد یا شاهد تکرار درگیری، اینبار در ابعادی گستردهتر خواهیم بود؟
با گذشت زمان از جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل در اواسط ژوئن، برخلاف انتظار برای کاهش تنش، نشانههایی از تشدید مجدد درگیری به چشم میخورد.
اگرچه آتشبس موقت، فرصتی برای تنفس به دو طرف داد، اما فضا همچنان ملتهب باقی مانده و تحلیلگران پیشبینی میکنند که احتمال درگیری جدیدی بین دو کشور در بازهای بین اواخر اوت تا پایان سال وجود دارد.
این احساس که جنگ ناتمام مانده، در گفتمان سیاسی و امنیتی هر دو طرف منعکس است.
برخی مقامهای منطقهای معتقدند آنچه در ژوئن رخ داد، تنها «فصل اول» یک سناریوی طولانیتر بود. اظهارات مقامات نظامی ایران نیز حاکی از آن است که تهران شرایط را نه در وضعیت آتشبس، بلکه در وضعیت «جنگ در حالت تعلیق» میبیند.
این رویکرد نشان میدهد که نوعی آمادهباش دائمی در سطوح نظامی جمهوری اسلامی وجود دارد و احتمال بازگشت به درگیری در کوتاهمدت منتفی نیست.
از سوی دیگر، اسرائیل نیز با وجود اجرای عملیاتهای گسترده و وارد آوردن ضرباتی به زیرساختهای هستهای و نظامی ایران، به نظر نمیرسد از نتایج نهایی رضایت داشته باشد. تهران نهتنها توانسته مقاومت کند، بلکه بهواسطه ظرفیتهای فنی و سازمانی خود، آمادگی برای بازسازی را نیز حفظ کرده است.
هرچند تلفات انسانی و خسارات مادی برای ایران سنگین بوده، اما شواهدی وجود دارد که تهران هنوز بخشی از ذخایر اورانیوم غنیشده و فناوری لازم برای ادامه مسیر هستهای را در اختیار دارد.
این امر اسرائیل را با یک معضل استراتژیک مواجه کرده: چگونه میتوان از بازگشت ایران به موقعیت قدرت جلوگیری کرد، آن هم بدون آنکه به جنگی همهجانبه و پرهزینه تن داد.
در این میان، گزینههای پیشروی اسرائیل از دو حالت عمده خارج نیست: یا ایران را به تعلیق و عقبنشینی داوطلبانه از برنامه هستهای تحت نظارت بینالمللی وادار کند، یا از طریق فشار نظامی شدید، ساختار سیاسی ایران را دستخوش تغییر کند.
گزینه اول به دلایل متعددی برای نخبگان ایران غیرقابلقبول است. تجربه کشورهایی مانند عراق و لیبی این تصور را در ذهن تصمیمگیرندگان ایران تقویت کرده که هر گونه عقبنشینی میتواند مقدمهای برای بیثباتسازی داخلی و سرنگونی نظام باشد.
از اینرو، حتی در صورت وجود تمایل نسبی برای مذاکره در برخی سطوح، بیاعتمادی عمیق نسبت به نیت غرب، این روند را در عمل ناکارآمد کرده است.
در سوی مقابل، سناریوی فشار حداکثری و حمله نظامی نیز برای اسرائیل بدون هزینه نیست. جنگ جدید با ایران، در فضایی متفاوت از گذشته شکل خواهد گرفت؛ فضای بینالمللی امروز کمتر آماده پذیرش یک منازعه بزرگ جدید در خاورمیانه است و نگرانیهای فزایندهای در خصوص پیامدهای انسانی، اقتصادی و منطقهای آن وجود دارد.
کشورهای عربی و منطقهای نیز که پیشتر در مواردی نسبت به ایران موضعگیری داشتند، اکنون از تکرار درگیریهای پرهزینه و بیثباتکننده نگراناند و نگراناند که آتش جنگ به مرزهای آنها نیز کشیده شود.
در چنین شرایطی، پرسش کلیدی برای تهران این است که آیا باید در آستانه یک بحران جدید، وارد چرخه مذاکره شود و زمان بخرد یا قمار کند و وارد یک نبرد نظامی گستردهتر شود؛ نبردی که ممکن است به قیمت تلفات و ویرانی سنگین، اما با هدف بازداشتن طرف مقابل و حفظ انسجام نظامی – سیاسی در داخل صورت گیرد.
به نظر میرسد بخشی از رهبری سیاسی – نظامی ایران این سناریو را قابل تصور میداند، هرچند ریسکهای آن بالاست.
اسرائیل نیز با چالشهایی جدی روبهروست. سابقه آن کشور در حملات محدود علیه اهداف ایرانی در سوریه، اگرچه موفقیتهای نظامی تاکتیکی به همراه داشته، اما در تبدیل این پیروزیها به دستاوردهای راهبردی ناکام بوده است.
همچنین، مداخلات نظامی سنگین، اغلب هزینههای سیاسی قابلتوجهی در سطح منطقهای برای اسرائیل در پی داشته است. این وضعیت، دورنمای حملهای سرنوشتساز به ایران را پیچیدهتر میکند. اسرائیل اگرچه توانایی آغاز جنگ را دارد، اما تضمینی برای نتایج آن و نظم پس از جنگ وجود ندارد.
از این منظر، آرامش فعلی بیش از آنکه ناشی از توافق یا ثبات باشد، به یک وضعیت موقت و شکننده شباهت دارد؛ سکوتی که ممکن است مقدمه طوفانی جدید باشد.
با افزایش ابهام در فضای سیاسی و امنیتی، و در نبود یک ابتکار دیپلماتیک قدرتمند، خطر لغزش به سوی درگیری دوباره، بیش از هر زمان دیگری محتمل بهنظر میرسد.
English
View this article in English
