تهرانِ بیثبات: تاریخچهای از تغییر نام خیابانها در بستر سیاست و ایدئولوژی
تهرانِ بیثبات: تاریخچهای از تغییر نام خیابانها در بستر سیاست و ایدئولوژی
با تقویت تدریجی مناسبات تهران و قاهره، بالاخره پس از بیش از بیست سال، روز سهشنبه ۲۴ تیرماه ۱۴۰۴، نام خالد اسلامبولی از خیابانی در منطقه ۶ تهران حذف شد و این خیابان به نام «شهید سید حسن نصرالله»، رهبر کشتهشده حزبالله لبنان، تغییر یافت.
در سالهای قبل، نامگذاری خیابانی به نام خالد اسلامبولی موجب نارضایتی و اعتراض دولت مصر گردیده بود و تلاشهای مکرر شوراهای شهر تهران و وزارت خارجه ایران برای تغییر این نام بیثمر مانده بود.
خالد اسلامبولی، بنیادگرایی اسلامی بود که انور سادات، رئیسجمهور وقت مصر را ترور کرد. با توجه به مخالفت شدید آیتالله روحالله خمینی، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، با توافق صلح اسرائیل و مصر در دوران سادات، این ترور در ایران با استقبال روبرو شد و در پی آن خیابانی به نام او نامگذاری شد.
روحالله خمینی که پس از انقلاب ۵۷ دستور قطع رابطه با مصر را صادر کرده بود، از خالد اسلامبولی به دلیل «ترور انقلابی» انورسادات ستایش کرد.
در جلسه رسمی شورای شهر تهران حدود بیست سال پیش، تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی تصویب شد و مقرر گردید به نام «شهدای انتفاضه» تغییر یابد، اما با انتشار بیانیه انصار حزبالله پس از نماز جمعه تهران، این تغییر به تعویق افتاد.
انصار حزبالله در بیانیه خود نوشته بودند: «دو روز پيش شوراي اسلامی شهر تهران در چرخشی تعجبآور و استدلالی تمسخرآمیز با درخواست وزارت خارجه به حذف نام شهيد خالد اسلامبولي رضايت داد؛ اقدامی كه در فضاحت آن همين بس كه موجب ذوقزدگی زايدالوصف بيماردلان و مخالفان داخلی امام (ره) و استقبال گسترده غرب و صهيونيستها و دشمنان هميشگی مسلمانان گردید.»
شش سال بعد، در سال ۱۳۹۰ پس از به قدرت رسیدن دولت مصر به ریاست محمد مرسی و بنا بر درخواست مجدد وزارت خارجه، مقرر شد نام این خیابان به «شهدای انقلاب مصر» تغییر یابد، ولی باز هم تحقق نیافت.
با این حال، در طی این سالها بیشتر مردم این خیابان را با نام پیش از انقلاب آن، یعنی خیابان وزرا، میشناسند.
در موردی دیگر، پس از تنش در روابط خارجی ایران در دیماه ۱۳۹۴، نام خیابان بوستان در نزدیکی سفارت عربستان از سوی مهاجمان به این مقر دیپلماتیک، به نام باقر نمر روحانی شیعی که در عربستان اعدام شده بود تغییر یافت.
اما پس از اعتراض وزارت خارجه ایران، خیابان دیگری در منطقه یک تهران به نام این روحانی نامگذاری شد.
یکی دیگر از نکات قابل توجه در تغییر نام خیابانهای تهران، «پویش تغییر نام خیابان نوفللوشاتو به محمد رسولالله» بود که معترضان به انتشار کاریکاتورهایی از پیامبر اسلام در مجله شارلی ابدو در آبان ۱۳۹۹ آن را مطرح کردند. انتشار این کاریکاتورها با خشم گسترده در کشورهای اسلامی از جمله ایران مواجه گشت.
در آن زمان زهرا نژادبهرام، عضو شورای شهر تهران، گفت: «در پایتخت خیابانهای زیادی به نام پیامبر داریم و تغییر نام نوفللوشاتو در پاسخ به هتک حرمت حضرت محمد مناسب نیست. زمانی رئیسجمهور فرانسه امام خمینی را دعوت کرد، انقلاب از آنجا هدایت شد، اما اکنون رئیسجمهور فرانسه از هتک حرمت پیامبر دفاع کرده، و مشکل نه از فرانسه بلکه از رئیسجمهور آن است.»
او افزود: «نامگذاری خیابان نوفللوشاتو ریشه در تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی انقلاب اسلامی دارد و نباید از این ظرفیت غافل شویم.»
روحالله خمینی پس از اخراج از عراق و پیش از ورود به ایران، مدتی در نوفللوشاتو در حومه پاریس زندگی کرده بود.
تهران؛ پایتخت تغییرنامها
تهران بیش از سایر شهرهای ایران در صد سال اخیر، شاهد دگرگونی نام میادین و خیابانهای خود بوده است.
همراه با تحول در ساختار شهری تهران، که با تخریب دروازهها و محلات قدیمی همراه بود، علاوه بر نامگذاری فضاهای نو، نام بسیاری از محلات و میادین تاریخی پایتخت نیز تغییر کرد.
محمد پاپلییزدی، پژوهشگر جغرافیا و استاد دانشگاه سوربون، در مقالهای در فصلنامه تحقیقات جغرافیایی به مناسبت دویستمین سالگرد پایتخت تهران نوشت: «رضاشاه فرمان ساخت خیابانهای عریض و نخستین ساختمانهای دولتی را صادر کرد و بنابراین ‘حق خود میدانست’ که برای میادین و خیابانها نامهایی را انتخاب کند، اما دولت هنوز بر تمام شهر تسلط نداشت و نامگذاری خیابانها و معابر از کنترل او خارج بود.»
در آن دوره، همزمان با نامگذاریهای نو، اسامی اصناف، اقوام، گروههای اجتماعی و چهرههای شناختهشده قاجاری نیز از معابر حذف شد.
در میان این نامگذاریها، شخصیتهای تاریخی ایرانی مانند داریوش و کوروش یا زرتشت و مانی حضور یافتند اما شخصیتهای اسلامی تاریخی غایب بودند.
با توسعه روابط خارجی ایران و سفر سران کشورهای دیگر به تهران، نام برخی از آنها بر خیابانها نهاده شد.
برای مثال پس از حضور رهبران شوروی، بریتانیا و آمریکا در تهران، نام سه خیابان به استالین، چرچیل و روزولت تغییر یافت، یا همزمان با سفر رئیسجمهور آمریکا و ملکه بریتانیا، دو بلوار به نامهای آیزنهاور و الیزابت نامگذاری شدند.
گرچه با توجه به خاطرات تلخ تاریخی ایران از روسیه و بریتانیا، نامهای استالین و چرچیل مورد پسند نبودند.
این روند در دوران محمدرضا شاه پهلوی، ادامه یافت و بر اساس گفته پاپلییزدی، «در زمان محمدرضا پهلوی ۶۶ خیابان و میدان شامل نام پادشاه در اشکال مختلف (شاهنشاه، آریامهر) و نام شاهپورها و اعضای خانوادهاش میشد، و تعدادی نیز به مناسبتهای سیاسی مانند ۲۴ اسفند یا نمادهای سلطنتی مثل تختطاووس و تختجمشید اختصاص یافته بودند.»
با پیروزی انقلاب ۵۷، نام قهرمانان و چهرههای محبوب دوران بر معابر نقش بست، از محمد مصدق و محمد حنیفنژاد تا میرزا کوچکخان و غلامرضا تختی.
با تقویت حکومت جدید، نام بسیاری از شخصیتهای ملی و سیاسی دخیل در مبارزه با رژیم سابق و انقلاب، به دلیل عدم تطابق با دیدگاههای حاکمان تازه، به مرور حذف شدند.
به عنوان مثال نام خیابان مصدق به ولیعصر و خیابان حنیفنژاد به وحدت اسلامی تغییر یافت. بعضی از این تغییرات از سوی مردم پذیرفته شد، مانند تبدیل میدان شهناز (فوزیه) به امام حسین یا میدان شهیاد به آزادی؛ اما برخی مثل تغییر توپخانه به امام خمینی، با گذشت ۴۵ سال هنوز در گفتار روزمره مردم تهران به کار نمیرود.
پاپلییزدی نوشته است: «با کنار رفتن نام کوروش از خیابانی در تهران و تغییرش به علی شریعتی، نام کوروش در کوچههای فراوانی در نقاطی که حساسیت کمتری وجود دارد، ثبت شد.»
برخی خیابانها نیز میان نامهای قدیم و جدید نیمقرنی در حالت دوگانه ماندهاند، مثل تختجمشید و طالقانی یا تختطاووس و مطهری، که برخی هنوز نام قبلی و عدهای نام رسمی جاری را استفاده میکنند.
پاپلییزدی بیان میکند: «یکی از جلوههای مقاومت مردم با نامهای نو، زمانی پدیدار میشود که رانندگان تاکسی و حملونقل عمومی همچنان از نامهای قدیمی استفاده کنند.»
فرآیند تغییر نام خیابانها و میادین در کشورهای در حال توسعه با شکلگیری دولتهای مدرن و گسترش شهرنشینی و نوسازی شهری شتاب یافت.
در برخی کشورها، حاکمان غالباً از طریق کودتا یا انقلاب به قدرت رسیده و روند نامگذاری شهرها را با انگیزههای ایدئولوژیک انجام دادند، که گاه با خاطره جمعی شهروندان محلی مقاومت کرد و نامهای قدیمی بر نامهای اجباری ارجحیت یافت.
در ایران، با آغاز دوره پهلوی و برنامه مدرنیزاسیون شهری، همزمان با گرایش به ایدئولوژی ملیگرایانه، علاوه بر نامگذاری معابر جدید، بسیاری از نامهای محلات و خیابانهای قدیمی نیز تغییر کردند و نام اعضای سلسله پهلوی یا پادشاهان تاریخی بر آنها گذاشته شد.
پس از انقلاب اسلامی، با قدرت یافتن انقلابیون و تاکید بر ایدئولوژی اسلامی، بار دیگر نام بسیاری از خیابانها، بزرگراهها، پارکها و سینماها تغییر یافت و نام شاهزادههای ایرانی جای خود را به شخصیتهای مذهبی و نام رهبران انقلابی جنوب جهانی داد.
آخرین نمونهاش وقتی بود که پیشنهاد شد بخشی از خیابان بیستون به نام یحیی سنوار، رهبر پیشین حماس، نامگذاری شود، اما واکنش منفی مردم تهران باعث عقبنشینی شورا شد. نرجس سلیمانی، عضو شورای شهر، آن را «قابل پیشبینی» خواند.
دانشمند هستهای یا استاد موسیقی؟
در فروردین ۹۸، شورای شهر تهران تصویب کرد خیابانی به نام محمدرضا شجریان، استاد آواز سنتی ایرانی، نامگذاری شود.
این مصوبه که مورد حمایت مطلق اعضای وقت شورا بود، آغاز تنشی شد که اجرای آن تقریباً دو سال به طول انجامید و پس از نامگذاری نیز اعتراضاتی را به دنبال داشت.
آقای شجریان در ناآرامیهای انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۸۸ همراه معترضان قرار گرفت؛ محمود احمدینژاد، رئیسجمهور وقت، آنان را «خسوخاشاک» خواند.
شجریان هم ترانه «تفنگت را زمین بگذار» را خواند و از حکومت خواست با خشونت با معترضان رفتار نکند.
پس از آن، شجریان دیگر قادر به برگزاری کنسرت در ایران نشد و مراسم تشییع او در سال ۱۳۹۹ با محدودیتهایی مواجه گشت.
اما حتی پس از نامگذاری نیز شماری مخالفان با تجمع نمادین نام خیابان را به محسن فخریزاده تغییر دادند که با واکنش منفی خانوادهاش همراه بود و آنها اعلام کردند: «فخریزاده خود علاقهمند به هنر و موسیقی ایرانی بود.»
فرمانداری تهران در واکنش اظهار داشت که هم نامگذاری خیابان به اسم شجریان غیرقانونی بوده و هم اقدام نمادین در تغییر آن فاقد وجاهت قانونی است.
فرماندار وقت گفت: «تا مصوبه رسمی صادر نشود، تأیید یا اعلامی رخ ندهد، چنین اقدامی قانونی نیست. شهرداری خلاف قانون تابلو نصب کرده است.»
محسن فخریزاده، از چهرههای کلیدی برنامه هستهای ایران، در سال ۱۳۹۹ در آبسرد دماوند ترور شد.
English
View this article in English
