تهران؛ گروسی میان دیپلماسی و خشم ایران
تهران؛ گروسی میان دیپلماسی و خشم ایران
در کمتر از سه ماه، مناسبات تهران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی از فضای پرتنش دیپلماتیک به میدان رویارویی مستقیم نظامی و سپس به تلاشهایی شکننده برای ترمیم بازگشته است.
مجموعهای از رخدادهای متوالی—از تصویب قطعنامه تند علیه ایران در شورای حکام تا حملات نظامی اسرائیل و آمریکا به تأسیسات هستهای ایران، خروج بازرسان آژانس و در نهایت تدوین یک شیوهنامه تازه همکاری—روابط پیچیده و بحرانی ایران و آژانس را وارد مرحلهای بیسابقه کرده است.
در این میان، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا این روند تازه میتواند شکافهای عمیق ایجادشده را پر کند و مسیر حلوفصل اختلافات هستهای را هموار سازد؟
در گزارش پیشرو، به قلم سعید آگنجی، سردبیر آژانس خبری ایرانگیت، تصویری جامع و جزئینگر از تحولات ماههای اخیر، تنشهای دیپلماتیک، واکنشهای رسمی و پشتپردههای دیپلماسی بحران در وین ارائه میشود؛ گزارشی از نبض تحولات هستهای ایران، زیر سایه سنگین جنگ و در آستانه تصمیمهای سرنوشتساز.
تلاطم در روابط تهران و آژانس؛ از آوار جنگ تا امید به شیوهنامه تازه
از پایان نشست فصلی پیشین شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در اواخر خرداد تا آغاز دور جدید، کمتر از سه ماه گذشته است؛ اما در همین بازهی کوتاه، روابط میان تهران و آژانس با بحرانی کمسابقه مواجه شده است.
تنها چند ساعت پس از تصویب قطعنامه پیشنهادی گروه چهار (کوآد) متشکل از ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه و آلمان علیه ایران، حملات اسرائیل به خاک ایران آغاز شد.
آن زمان، هنوز نمایندگان کشورها در مقر آژانس حضور داشتند که جنگ از مسیر حملات اسرائیل و پاسخهای نظامی ایران آغاز شد. در ادامه، با ورود ایالات متحده به میدان نبرد و حمله به چند مرکز هستهای ایران، این درگیری ۱۲ روز ادامه یافت.
جنگی که در پسزمینهی تنشهای فزاینده بر سر برنامه هستهای ایران شعلهور شد؛ برنامهای که بیش از هر نهاد دیگری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی گره خورده است.
بهطوری که تنها ساعاتی پس از آغاز درگیریها، شورای حکام آژانس دو نشست اضطراری برای بررسی حملات به تأسیسات هستهای ایران برگزار کرد.
تشدید حملات سیاسی به مدیرکل آژانس؛ گروسی در تیررس تهران
با شدت گرفتن حملات به مراکز هستهای ایران، موجی از انتقادها علیه رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، در تهران بهراه افتاد. برخی ناظران در ایران آغاز جنگ را بیارتباط با قطعنامه تند شورای حکام ندانسته و گروسی را به سهلانگاری متهم کردند.
این فضای انتقادی بهسرعت وارد فاز تهدید شد؛ آنهم نه فقط از سوی چهرههای حاشیهای بلکه از سوی برخی مقامات بلندپایه.
از جمله علی لاریجانی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی و عضو شورای تازهتأسیس دفاع، که صراحتاً گفت: «جنگ که تمام شود، به حساب رافائل گروسی خواهیم رسید.»
در پی این اظهارات، گزارشهایی منتشر شد—از جمله در روزنامه والاستریت ژورنال—مبنی بر آنکه مقامات امنیتی اتریش، کشور محل اقامت گروسی، تهدیدها را جدی گرفته و سطح حفاظت از او را افزایش دادهاند.
تعلیق بازرسیها و خروج کارشناسان آژانس از ایران
پیامدهای جنگ تنها به سطح سیاسی محدود نماند. با آغاز درگیریها، بازرسان ارشد آژانس که طبق توافقات مشغول انجام مأموریتهای فنی در ایران بودند، بهدلیل شرایط جنگی از کشور خارج شدند. پس از خروج بازرسان، ایران از پذیرش مجدد آنها امتناع کرد و عملاً فعالیتهای بازرسی به حالت تعلیق درآمد.
در ماههای پس از جنگ، حضور بازرسان در ایران بسیار محدود و تنها در برخی مراکز کمریسک مانند نیروگاه بوشهر گزارش شد. طبق برخی منابع رسانهای، ایران تنها با ورود بازرسان روس موافقت کرده بود.
در برابر انتقادات، مقامات ایرانی تأکید کردند که این تصمیم تنها ناشی از نگرانی امنیتی یا خشم سیاسی نیست، بلکه اشاره کردند که چارچوبی برای بازرسی از تأسیسات آسیبدیده در جریان حملات نظامی وجود ندارد.
ایران مدعی است که بازرسیها طبق شرایط عادی طراحی شده و تا تدوین سازوکاری متناسب با وضعیت جدید، امکان بازگشت به روند قبلی وجود ندارد—استدلالی که سه کشور اروپایی عضو برجام آن را رد کردهاند.
قاهره؛ صحنه تفاهم ناگهانی
در میانهی نشست جاری شورای حکام، سفر ناگهانی رافائل گروسی به قاهره و دیدار با عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، موجی از شگفتی در میان دیپلماتها برانگیخت. نتیجه این دیدار، دستیابی به یک «شیوهنامه تازه همکاری» بود که امید به گشایش در روابط پرتنش تهران و آژانس را زنده کرد.
بسیاری از دیپلماتها معتقدند اگر ایران این شیوهنامه را بهطور کامل اجرا کند، میتوان به احیای مسیر اعتمادسازی و حل اختلافات امیدوار بود. حتی ماسیمو آپارو، معاون مدیرکل آژانس، در پاسخ به پرسشی درباره تأثیر شیوهنامه بر توقف روند بازگشت تحریمهای هستهای ایران، تصریح کرد: در صورت اجرای کامل، «امکان بازگشت طرح تعویق» وجود دارد.
گروسی در برابر انتظارات سیاسی
در مقابل فشارها برای محکومیت اسرائیل بهخاطر حملات، رافائل گروسی موضع خود را حفظ کرده و بارها تأکید کرده که مسئولیت او در جایگاهی فنی تعریف شده است، نه سیاسی.
در دو نشست اضطراری شورای حکام و همچنین جلسات شورای امنیت سازمان ملل، او تنها از «نگرانی شدید» نسبت به حملات به تأسیسات هستهای ایران سخن گفت و بار دیگر تکرار کرد که تأیید، تحسین یا حمایت از هیچ اقدام خشونتآمیزی در حیطه وظایف او نیست.
او افزود: «در آژانس، ما استفاده از خشونت را محکوم میکنیم، اما مسئولیت من ورود به محکومیتهای سیاسی و نام بردن از کشورها نیست.» گروسی تأکید کرد که این خطمشی صرفاً محدود به این پرونده نیست و در موارد دیگر نیز رعایت شده است.
تهدید امنیتی یا ملاحظات سیاسی؟ روایت تهران
در حاشیه نشست، از رضا نجفی، نماینده دائم ایران در آژانس، درباره احتمال تهدید امنیتی علیه گروسی و تأثیر آن بر عدم سفر او به تهران سؤال شد. نجفی تأکید کرد که ایران تاکنون هیچ گزارش رسمی در این زمینه دریافت نکرده و گفت: «سفر مدیرکل، تصمیمی سیاسی است که به فضا و شرایط بستگی دارد.»
اما انتقادها در داخل ایران به توافق اخیر نیز ادامه دارد. یکی از نمایندگان تندروی مجلس با اشاره به سخنان پیشین علی لاریجانی، از او پرسیده است: «چه شد که به جای رسیدگی به حساب گروسی، دوباره با آژانس توافق کردید؟»
مسیر دشوار اما ممکن
آیا غبار جنگ و تنشهای بیسابقه، رفتهرفته از روابط ایران و آژانس کنار میرود؟ گروسی در همین نشست به صراحت گفت که جنگ شرایطی پدید آورد که «واکنشهای احساسی» را در پی داشت.
در پاسخ به پرسشی درباره کاهش تهدیدهای امنیتی پس از توافق اخیر و امکان سفر او به ایران، دفتر مدیرکل آژانس تا این لحظه پاسخی نداده است.
با این حال، شواهد حاکی از آن است که هر دو طرف—تهران و آژانس—در تلاش برای ترمیم شکافهایی هستند که جنگ بهوجود آورد.
اما پرسش اصلی اینجاست: آیا این تلاشها در زمانی چنین محدود به ثمر خواهد رسید؟ یا، آنطور که برخی در غرب بدبینانه مینگرند، شیوهنامه تازه راه بهجایی نخواهد برد؟ در فضای دیپلماتیک این روزهای وین، یک پاسخ بیش از هر چیز تکرار میشود: «دشوار، اما ممکن.»
English
View this article in English
