تحلیل راهبردی جنگ ایران–اسرائیل و الگوی جدید جنگهای فناورانه پیشرفته – بخش دوم
بخش نخست این مقاله به روند اجرای جنگ ایران و اسرائیل و ویژگیهای راهبردی و تاکتیکی دو کشور پرداخت (نمایش کامل توان ضربه دوربرد، اوج جنگ اطلاعاتی و جاسوسی، و تسلط بر حملات نقطهای دقیق و حملات اشباعی). بخش دوم به عناصر باقیمانده از راهبرد و ویژگیهای تاکتیکی جنگ ایران–اسرائیل میپردازد: نمایش سبک جدیدی از عملیات چریکی، برجستهشدن نقش پهپادها (UAV) در جنگ، تبدیل توان پدافند هوایی و نفوذ در دفاع به کانونهای اصلی توجه، و استفاده از مانورهای راهبردی در سراسر جنگ.
نمایش سبک جدیدی از جنگ چریکی
این شکل از جنگ چریکی با ویژگیهای سنتی آن—مانند تحرک بالا، انعطافپذیری، ابتکار عمل، تهاجم و حلوفصل سریع—تفاوت داشت. در عوض، این سبک جدید در قالب پنهانسازی سامانههای فرماندهی، استفاده از تجهیزات پیشرفته با روشهای چریکی، و جابهجایی مواد حساس هستهای نمود پیدا کرد.
در آغاز درگیری، سامانههای فرماندهی اسرائیل از بیمارستانها بهعنوان پوشش استفاده کردند؛ برخی از شهرکهای غیرنظامی بهعنوان سپر حفاظتی بهره بردند و برخی دیگر به مناطق کوهستانی عقبنشینی کرده و به زیرزمین منتقل شدند.
ستاد فرماندهی ارتش اسرائیل یک مرکز فرماندهی زیرزمینی در زیر بیمارستان «ایخیلوف» تلآویو ایجاد کرد. این تأسیسات دفاعی از طریق شبکهای از تونلها به پایگاههای اصلی نظامی متصل است و حتی در شرایط بمباران هوایی و حملات موشکی، توان فرماندهی نیروها را حفظ میکند. پایگاه نظامی زیرزمینی «تل هشومر» در زیر مرکز پزشکی «شِبا» در حومه تلآویو قرار دارد. یک پایگاه دریایی محرمانه نیز در زیر مرکز پزشکی «رامبام» در حیفا پنهان شده است. نتانیاهو عملیات «قدرت شیر» را از تأسیسات زیرزمینی مشابهی هدایت میکرد. در طراحی این مراکز، چهار عامل اصلی در نظر گرفته شده بود: جایگاه سطوح فرماندهی، چیدمان عملکردی داخلی، حفاظت سخت لایههای فوقانی، و کاربرد فریب الکترونیکی. هرچند منابع اسرائیلی تصاویری داخلی از این مراکز منتشر کردند، اما اطلاعات کلیدی همچنان پنهان ماند.
ارتش اسرائیل دستور داد که ستاد تمامی نیروهای مستقر در مواضع دفاعی ثابت نیز برای تضمین امنیت به زیر زمین منتقل شوند. یگانهای کوچکتر و بسیار متحرک موظف شدند در ایجاد یا جابهجایی ستادها، بقاپذیری و انعطافپذیری فرماندهی و کنترل را افزایش دهند. در محیط جنگهای فناورانه پیشرفته، بقای ستادها و فعالیتهای فرماندهی بیشازپیش ویژگیهای جنگ چریکی به خود گرفته است.
مشخص است که سامانه فرماندهی ایران در آغاز جنگ ضربه سنگینی متحمل شد. با وجود شرایط پیچیدهای شامل گرایشهای قوی طرفدار آمریکا، گسترش دیدگاههای تسلیمطلبانه، ظهور جدی خائنان داخلی و تردید نسبت به امکان پیروزی، ارتش ایران به مقاومت در برابر نیروهای اسرائیلی ادامه داد و در نهایت به نتیجهای رسید که عملاً بنبست تلقی میشود.
ارتش ایران عمدتاً به روشهای نسل جدید جنگ چریکی متکی بود. از یکسو، با استفاده انعطافپذیر از پرتابگرهای موشکی به روش «شلیک و جابهجایی»، حتی زیر فشار حملات هوایی چندجهته اسرائیل، توان شلیک روزانه ۴۰ تا ۵۰ موشک را حفظ کرد و شناسایی محل پرتاب را برای دشمن دشوار ساخت. از سوی دیگر، انتقال سریع تأسیسات و مواد حیاتی هستهای را اجرا کرد. بدین معنا که در آستانه یا همزمان با آغاز حملات دشمن، ایران با ارزیابی احتمال حمله گسترده به اهداف هستهای، بهطور محرمانه سانتریفیوژهای غنیسازی اورانیوم را توسط متخصصان مرتبط منتقل کرد و ۴۰۸ کیلوگرم اورانیوم غنیشده را مخفی نمود (که محل انتقال آن هنوز برای جهان خارج نامشخص است).
طبق گزارش ارزیابی اطلاعاتی ایالات متحده، اگرچه سه تأسیسات هستهای ایران عمدتاً در سازههای روی زمین آسیب شدید دیدند، اما سانتریفیوژهای غنیسازی «سالم باقی ماندند» و اورانیوم غنیشده مدتها پیش از حمله آمریکا از پایگاه آزمایش هستهای منتقل شده بود. همچنین اطلاعات حاکی از آن است که تأسیسات هستهای فردو دارای ورودیها و خروجیهای متعدد و غیرقابل تمایز، در عمق چندصد متری زمین پنهان شده و از استحکام ساختاری بالایی برخوردار است؛ از این رو حتی با تصاویر شناسایی ارتفاع بالا یا اسکن کامل ماهوارهای، اطلاعات قابلدسترس واقعی محدود است.
برجستگی پهپادها در جنگ
یکی از چشمگیرترین جنبههای این درگیریها آن بود که بیش از ۵۰۰ حمله هوایی به تأسیسات کلیدی ایران و سکوهای پرتاب موشک توسط پهپادها انجام شد. این عملیاتها ۶۰٪ از کل ساعات پروازی نیروی هوایی و ۵۰٪ از کل اقدامات تهاجمی ارتش اسرائیل را شامل میشد.
به گفته «گُلد»، رئیس اداره برنامههای پهپادی، این جهش در توان پروازی «غزه را به ایران آورد».
نکته قابلتوجه، تنوع بسیار بالای مدلهای پهپادی بهکاررفته در این عملیات بود: پهپاد انتحاری «هاروپ» (برد ۱۰۰۰ کیلومتر، ۶ ساعت پرواز مداوم، مجهز به گیرنده سیگنال در دماغه که بهطور خودکار امواج رادیویی را در یک منطقه شناسایی و ردیابی کرده و سامانههای راداری متحرکِ منتشرکننده امواج را هدف قرار میدهد—بهطور خاص برای حملات ضد رادار طراحی شده است). پهپاد انتحاری «هارپی» میتواند از سکوهای سادهای مانند کامیونها یا شناورهای کوچک پرتاب شود، از ایستگاههای زمینی و کنترل ماهوارهای بهره میبرد، در ارتفاع پایین نفوذ دوربرد برای حملات غافلگیرانه انجام میدهد و مأموریتهای شناسایی، کشف هدف، جمعآوری اطلاعات و حمله را بهصورت برخط اجرا میکند.
مدلهای دیگر شامل پهپادهای شناسایی «دومیناتور»، «هرمس ۹۰»، «هرمس ۴۵۰»، «هرمس ۹۰۰» (شناسایی و تهاجمی)، «هرون»، «هانتر»، «آئروستار»، «سرچر»، سری «اسکایلارک»، سری «لارک»، «پنتر»، و پهپاد کوچک «کاسپر ۲۵۰» بودند. بسته به برد و فاصله پروازی، فرماندهان تصمیم میگرفتند که این پهپادها از خاک خودی برخیزند یا قطعاتشان بهطور قاچاق به ایران منتقل و توسط عوامل مونتاژ شوند و سپس مأموریتهای حمله را انجام دهند.
استفاده ایران از پهپادها علیه اسرائیل نیز به همان اندازه مؤثر بود. در طول ۱۲ روز عملیات نظامی، ایران در مجموع بیش از ۱۵۰۰ سورتی پرواز از انواع پهپادهای تهاجمی و شناسایی انجام داد.
در موج نخست، ۳۵۰ پهپاد انتحاری بهکار گرفته شد که قدرت آتش سنگین آغازین را بهخوبی نشان داد. با وجود در اختیار داشتن دهها هزار پهپاد، ایران راهبرد «شدت کنترلشده + حمله مستمر» را برگزید و بهطور متوسط روزانه حدود ۱۸۰ فروند اعزام کرد. اسرائیل بر پایه تجربه عملیات «تعهد واقعی-۱»، یک کریدور اصلی رهگیری میان جنوب سوریه، غرب عراق، شمال اردن و قلمرو خود ایجاد کرده بود. اما نیروی اصلی پهپادی ایران این الگوی متعارف را شکست و از تاکتیک نفوذ چندنقطهای بهره برد که از مرز سوریه–عراق–ترکیه تا مرز عربستان سعودی–کویت امتداد داشت و مناطق مرکزی سوریه، شمال عراق و سواحل خلیج فارس را نیز دربر میگرفت.
افزون بر این، برخی پهپادها از شمال عراق وارد سوریه شدند و سپس از طریق حریم هوایی لبنان به سرزمینهای اشغالی فلسطین نفوذ کرده و حمله کردند و بدینترتیب با موفقیت از منطقه اصلی پدافند هوایی اسرائیل عبور کردند. برجستهترین ویژگی استفاده ایران از پهپادها، هماهنگی در کنترل سرعت و ارتفاع پرواز بود؛ برخی پهپادها مدتی در ارتفاع بسیار پایین پرواز کرده و سپس به ارتفاع بالا میرفتند و این متغیرهای چندگانه مانع قفل دقیق سامانههای هشدار زودهنگام راداری اسرائیل میشد. این عملیات بیسابقه پهپادیِ ۲۴ ساعته و پیوسته، بهطور میانگین چند فروند در هر ساعت، موجب فرسودگی شدید عملیات رهگیری شبانهروزی اسرائیل شد.
پدافند هوایی و نفوذ در دفاع به کانون اصلی توجه تبدیل شد
توان پدافند هوایی عمدتاً شامل ظرفیتهای اطلاعات و هشدار زودهنگام، فرماندهی و کنترل، سامانههای رهگیری، پشتیبانی لجستیکی و سازماندهی پدافند هوایی است. این توان معمولاً از زیرسامانههایی مانند رادارهای مراقبت زمینی، سامانههای شنود رادیویی، هشدار زودهنگام هوابرد، واحدهای دیدهبانی هوایی و تجهیزات انتقال اطلاعات الکترونیکی تشکیل میشود که وظیفه شناسایی، تفکیک و رهگیری سلاحهای حمله هوایی دشمن و انتقال بهموقع، دقیق و پیوسته اطلاعات هدف به سامانههای فرماندهی و کنترل را بر عهده دارند. توان عبور از سامانههای پدافند هوایی «توان نفوذ در پدافند» یا «نفوذ پیشرفته» نامیده میشود.
نیروی هوایی اسرائیل در آغاز عملیات، اخلال در توان پدافند هوایی ایران را در اولویت قرار داد. همانگونه که تصاویر منتشرشده توسط موساد نشان میدهد، عوامل اسرائیلی در عمق خاک ایران و در نزدیکی مواضع پدافند هوایی و پرتابگرهای موشکی پنهان شده بودند و با استقرار سلاحهای هدایتشونده دقیق و استفاده از موشکهای ضدزره کنترلازراهدور «اسپایک»، سامانههای پدافندی ایران را هدف قرار دادند و مسیر را برای نیروی هوایی اسرائیل هموار کردند. تصاویر بعدی منتشرشده از سوی ایران نیز نشان داد که اطلاعات ایران بقایای پرتابگرهای موشک اسپایک اسرائیلی را کشف کرده است.
بهطور همزمان، ارتش اسرائیل جنگندههای F-15I و F-16I را بر فراز مناطق عراقی نزدیک مرز ایران به پرواز درآورد و با شلیک شمار زیادی موشکهای بالستیک هواپرتاب، حملات دقیق به مواضع پدافند هوایی ایران انجام داد و آنها را منهدم کرد. همچنین از جنگندههای رادارگریز F-35I برای نفوذ به حریم هوایی ایران استفاده شد که سامانه پدافند هوایی نطنز را بهطور کامل نابود کرده و حملات شدیدی به تأسیسات هستهای و پایگاههای تولید موشک انجام دادند.
پس از تضعیف کلی توان پدافند هوایی ایران و نبود توان رادارگریزی کافی در طرف مقابل، هواپیماها و پهپادهای بیشتری از نیروی هوایی اسرائیل وارد آسمان ایران شدند و حملات گستردهتری—از جمله شکار پرتابگرهای متحرک موشکی—را آغاز کردند.
برای نفوذ در سامانه پدافند هوایی اسرائیل، ارتش ایران ابتدا باید از سد دفاع موشکی عبور میکرد. با توجه به فاصله مستقیم بیش از ۱۰۰۰ کیلومتری میان ایران و اسرائیل، نیروی هوایی ایران پس از حمله غافلگیرانه اسرائیل قادر به انجام عملیات هوایی مؤثر نبود و تنها میتوانست با پهپادهای انتحاری دوربرد و موشکهای بالستیک میانبرد اسرائیل را تهدید کند.
در این چارچوب، ایران از شب ۱۳ ژوئن تا زمان آتشبس در ۲۴ ژوئن، ۲۰ موج حمله پهپادی و موشکی بالستیک به خاک اسرائیل انجام داد. همانگونه که پیشتر اشاره شد، ایران ابتدا با پهپادهای ارزان برای فرسایش شدید سامانههای رهگیری اسرائیل اقدام کرد و سپس از موشکهای قدیمی کمفناوری بهعنوان طعمه استفاده نمود. پس از آنکه سامانههای دفاع موشکی «آرو-۲/۳» اسرائیل و سامانه تقویتشده آمریکایی «THAAD» بخش بزرگی از مهمات خود را در رهگیری موشکهای قدیمی ایران مصرف کردند، ایران در نهایت با موشکهای هایپرسونیک موفق به نفوذ در خطوط دفاعی اسرائیل شد.
گزارشها حاکی از آن است که موشکهای هایپرسونیک به نقاط تعیینشده در داخل اسرائیل اصابت کردند و سامانه پدافند چندلایه اسرائیل—متشکل از آرو، فلاخن داوود و گنبد آهنین—قادر به رهگیری همه موشکها و پهپادها نبود.
از این امر میتوان دریافت که اگرچه عملکرد موشکهای بالستیک ایران در بالاترین سطح فناوری نبود، اما شمار قابلتوجهی از آنها از سامانه دفاع موشکی اسرائیل عبور کرده، به برخی تأسیسات زمینی اسرائیل خسارات جدی وارد کردند و افسانه شکستناپذیری سامانه دفاعی اسرائیل را در هم شکستند. این موضوع بهروشنی نشان داد که توان نفوذ ایران از سامانه موسوم به پدافند هوایی اسرائیل فراتر رفته و دفاع موشکی اسرائیل در برابر حملات اشباعی عملاً بیاثر شده است.
مانورهای راهبردی در سراسر جنگ بهکار گرفته شد
نخست: گرفتن سرِ رهبر، شکستن سرِ مار.
در آغاز جنگ، اسرائیل حمله پیشدستانهای انجام داد و موساد مجموعهای از «عملیاتهای نقطهای» را در پشت صحنه سازماندهی کرد که مستقیماً شخصیتهای کلیدی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و پژوهشگران هستهای ایران را هدف قرار میداد. به گفته یک مقام ارشد اسرائیلی، این عملیاتها بیش از ۲۰ مقام ارشد امنیتی و دانشمند هستهای ایران را کشت؛ از جمله فرماندهان رده اول، دوم و سوم و ۹ دانشمند برجسته هستهای. این امر موجب آشفتگی شدید در سامانه فرماندهی و گسست در فناوری پژوهش هستهای شد.
ایران نیز در حمله به سامانه فرماندهی و پژوهشگران دشمن عقب نماند. مرکز پژوهش هستهای نقب و آزمایشگاه موشکی حیفا بهشدت هدف حملات ایران قرار گرفت؛ ۱۱ دانشمند اسرائیلی در محل کشته شدند که سه نفر از آنها از نیروهای کلیدی تحقیق و توسعه پروژه موشک قارهپیمای «جریکو-۴» بودند. تیم پژوهش سامانه پدافند هوایی اسرائیل نیز تلفات سنگینی داد و تمامی مهندسان کلیدی در حمله هوایی ایران کشته شدند. این امر نشان میدهد که اسرائیل در آینده برای ارتقا و نگهداری سامانه «گنبد آهنین» با دشواریهای جدی مواجه خواهد شد.
دوم: فریب و انحراف.
در ۲۱ ژوئن، آمریکا شش بمبافکن رادارگریز B-2 را از طریق سوختگیری هوایی به پایگاه آمریکایی در گوام اعزام کرد که گمانهزنیهایی درباره احتمال حمله آنها به تأسیسات هستهای ایران از مسیر اقیانوس آرام ایجاد کرد. اما این اقدام بخشی از یک «عملیات فریب» حسابشده آمریکا بود. با استفاده از انتشار علنی این جابهجایی نظامی، آمریکا عمداً توجه جهان را به مسیر اقیانوس آرام معطوف کرد تا ایران تصور کند حمله از سمت غرب انجام خواهد شد و بدینترتیب هوشیاری در امتداد مسیر اقیانوس اطلس تا خاورمیانه کاهش یابد. در واقع، عملیات واقعی شامل هفت بمبافکن B-2 بود که از پایگاه اصلی خود، پایگاه هوایی وایتمن در میزوری، برخاستند، ۱۸ ساعت پرواز مداوم با چندین نوبت سوختگیری انجام دادند، از غرب به شرق از اقیانوس اطلس عبور کردند، از فراز آسمان اردن و عراق گذشتند و در نهایت با پشتیبانی ارتش اسرائیل وارد حریم هوایی ایران شده و سه پایگاه هستهای ایران را هدف قرار دادند.
در این فرایند، زیردریاییها، جنگندهها و یگانهای جنگ الکترونیک آمریکا در هماهنگی چندنیرویی عمل کردند. یک زیردریایی آمریکایی ۲۴ موشک کروز «تاماهاوک» به تأسیسات هستهای اصفهان شلیک کرد و زیرساختهای آن را نابود ساخت و مسیر را برای بمبارانهای بعدی هموار کرد.
همزمان، ۱۲۵ فروند جنگنده آمریکایی از جمله F-22 و F-35 در عملیات پشتیبانی شرکت داشتند؛ از یکسو حریم هوایی جلو را پاکسازی کرده و تهدید موشکهای زمینبههوای ایران را از میان بردند، و از سوی دیگر با حملات تخریبی یا اخلال الکترونیکی سامانههای پدافند هوایی ایران را هدف قرار دادند تا بمبافکنهای B-2 بتوانند با امنیت کامل بمبهای سنگرشکن عظیم GBU-57 MOP را رها کنند و موفقیت یکباره عملیات تضمین شود. این عملیات با نام «پتک نیمهشب» شناخته شد.
سوم: اعلام قبلی برای نشاندادن قصد توقف جنگ.
پس از حمله بمبافکنهای B-2 آمریکا به سه تأسیسات هستهای ایران، ایران در شب ۲۳/۲۴ ژوئن اعلام کرد که به پایگاه هوایی آمریکایی العدید در قطر حمله موشکی خواهد کرد. «اطلاعرسانی قبلی ایران به طرف آمریکایی» پیش از حمله باعث شد نیروها و تجهیزات آمریکا، از جمله هواپیماها، بهسرعت تخلیه شوند و آمادگی پدافندی ایجاد شود. در نتیجه، ۱۳ فروند از ۱۴ موشک کوتاهبرد و میانبرد ایران رهگیری شد و تنها یک موشک به زمین اصابت کرد که خسارت قابلتوجهی در پی نداشت. این اقدامِ اطلاع قبلی—که ظاهراً نشانهای از گذشت به نظر میرسید—در واقع بیانگر قصد ایران برای نشاندادن حسن نیت به آمریکا جهت توقف جنگ و آغاز مذاکرات بود. افزون بر این، اسرائیل نیز بهدلیل خطاهای جدی آشکارشده در سامانه دفاع موشکی خود، تمایل به پایان جنگ داشت. ایران و اسرائیل در ۲۴ ژوئن توافق آتشبس را امضا کردند.
English
View this article in English
