ایران و نبرد برای بقا در نظم نوین خاورمیانه

6 دقیقه

ایران و نبرد برای بقا در نظم نوین خاورمیانه

ایران و نبرد برای بقا در نظم نوین خاورمیانه

به گزارش آژانس خبری ایران گیت: در حالی که آتش‌بس شکننده میان اسرائیل و حماس موقتاً از شدت درگیری‌ها در غزه کاسته است، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا منطقه وارد مرحله‌ای از صلح شده، یا صرفاً در آستانه نظمی تازه و ناشناخته قرار گرفته است؟

تحلیل پیش‌رو از ایران‌گیت، با تکیه بر تجربه‌های تاریخی و نشانه‌های امنیتی اخیر، به بررسی تغییرات ساختاری در نظم خاورمیانه می‌پردازد؛ نظمی که در حال گذار از بازدارندگی سخت به بازدارندگی ساختاری است، و ایران را در برابر دو سناریوی متضاد قرار می‌دهد: تثبیت نقش به‌عنوان تنظیم‌گر منطقه‌ای، یا بازگشت به موقعیت واکنشی در یک رقابت فرساینده.

در ادبیات روابط بین‌الملل، پایان یک جنگ به‌معنای آغاز صلح نیست؛ بلکه به تعبیر ریمون آرون، فیلسوف و نظریه‌پرداز سیاسی، «جنگ‌ها زمانی پایان می‌یابند که نظمی تازه بتواند جای آن را بگیرد، نه وقتی که اسلحه‌ها خاموش می‌شوند».

این گزاره، بیش از هر زمان دیگری، توصیفی دقیق از وضعیت فعلی خاورمیانه پس از بحران غزه است.

رویدادهای اخیر، به‌ویژه از تاریخ ۷ اکتبر به این سو، نشان‌دهنده‌ی گسست در نظم امنیتی‌ای هستند که برای چند دهه بر منطقه حاکم بوده است.

اکنون با شکل‌گیری آتش‌بس‌های شکننده و توافقات محدود میان طرف‌های درگیر، پرسش کلیدی این است: آیا با خاموش شدن اسلحه‌ها، می‌توان از پایان جنگ سخن گفت؟ یا آنچه در حال وقوع است، تنها آغاز فصلی تازه از رقابت قدرت‌هاست؟

تحول در معماری امنیتی منطقه

نظم پیشین خاورمیانه عمدتاً بر دو ستون اصلی استوار بود: بازدارندگی نظامی اسرائیل و چتر امنیتی ایالات متحده. این ساختار، نوعی وابستگی امنیتی ایجاد کرده بود که بازیگران منطقه‌ای را از درون بی‌اختیار و از بیرون تحت کنترل نگاه می‌داشت.

اما حمله ۷ اکتبر و تبعات آن نشان داد که این دو ستون دیگر کارآمدی پیشین را ندارند. اسرائیل نتوانست بازدارندگی خود را حفظ کند و ایالات متحده نیز در مدیریت بحران‌های منطقه‌ای با چالش‌هایی جدی مواجه شد.

در پی این تحولات، نشانه‌هایی از گذار به یک نظم جدید در حال شکل‌گیری است؛ نظمی که بیشتر مبتنی بر تعامل میان بازیگران منطقه‌ای و میان‌سطحی است، نه صرفاً مداخله قدرت‌های فرامنطقه‌ای.

مفهوم امنیت نیز در این ساختار در حال بازتعریف است: از امنیت صرفاً نظامی، به امنیتی ترکیبی از مشروعیت سیاسی، بازدارندگی اجتماعی و هزینه‌های متقابل برای جنگ.

بازدارندگی ساختاری: الگویی نو برای ثبات

ادامه‌ی جنگ و تداوم مقاومت مردمی، اهمیت پشتوانه‌ی سیاسی را در کنار توان نظامی آشکار کرده است.

از این منظر، آنچه در حال شکل‌گیری است نوعی بازدارندگی ساختاری است؛ ثباتی که نه از تسلط نظامی، بلکه از تعادل در منافع، روابط متقابل و محدودیت‌های درونی بازیگران به‌وجود می‌آید.

توافق‌های اخیر را می‌توان تلاشی در همین راستا دانست: تلاش برای ایجاد توازن در فقدان پیروزی قطعی.

در چنین شرایطی، هیچ‌یک از طرف‌ها توان حذف طرف مقابل را ندارد، و همین امر زمینه‌ساز شکل‌گیری نظم پایدارتر از طریق مذاکره و سازوکارهای منطقه‌ای شده است.

نقش ایران در نظم در حال گذار

از منظر جمهوری اسلامی ایران، این گذار منطقه‌ای همزمان یک فرصت و یک تهدید است.

تهدید از آن جهت که فروپاشی نظم قدیم، فضا را برای رقابت بی‌قاعده و پرهزینه‌تر می‌کند؛ و فرصت از آن جهت که بازیگران مستقل می‌توانند در چنین خلأیی نقش تعیین‌کننده‌تری ایفا کنند.

در سال‌های اخیر، ایران تلاش کرده است تا از یک بازیگر صرفاً نظامی به تنظیم‌گر سیاسی و منطقه‌ای تبدیل شود. استفاده از دیپلماسی شبکه‌ای، حفظ نفوذ از طریق تعاملات سیاسی، و کاهش مداخله مستقیم نظامی، بخش‌هایی از این راهبرد بوده‌اند.

این رویکرد که می‌توان آن را «دیپلماسی بازدارنده» نامید، کوشیده است تا مشروعیت ایران را نه از طریق فشار، بلکه از راه گفت‌وگو و ائتلاف‌سازی تأمین کند.

با این حال، تحولات اخیر – از جمله فعال‌تر شدن چین و روسیه در ترتیبات امنیتی خاورمیانه، میانجی‌گری‌های کشورهای عربی، و بازتعریف روابط برخی دولت‌های عربی با محور مقاومت – نشان می‌دهد که نفوذ ایران از حالت بلامنازع به نسبی تغییر کرده است.

دو سناریو برای نقش آینده‌ی ایران

بر اساس داده‌های موجود، می‌توان دو سناریوی کلی برای نقش آینده ایران در منطقه ترسیم کرد:

۱. الگوی لبنان:

در این سناریو، گروه‌های مقاومت از قالب صرفاً نظامی خارج شده و به بازیگران مشروع سیاسی بدل می‌شوند. در چنین مدلی، ایران می‌تواند نقش ضامن ثبات منطقه‌ای را ایفا کند؛ نقشی که مبتنی بر ایجاد کانال‌های گفت‌وگو میان نیروهای مقاومت، دولت‌های عربی و میانجی‌گران جهانی است.

این مسیر مستلزم پذیرش نظم منطقه‌ای چندجانبه و کاهش تمایل به هژمونی‌طلبی است.

۲. الگوی سوریه:

اگر نظم جدید شکل نگیرد و منطقه بار دیگر به سوی بازدارندگی سخت و رقابت نظامی مستقیم برود، ایران ناگزیر به بازگشت به نقش سنتیِ بازدارنده‌ی نظامی خواهد شد.

این مسیر هرچند در کوتاه‌مدت از منظر امنیتی قابل توجیه است، اما در بلندمدت ایران را در وضعیت واکنشی، پرهزینه و فرسایشی قرار خواهد داد.

English

View this article in English

اشتراک گذاری این مطلب
خروج از نسخه موبایل