ایران در بریکس؛ عبور از انزوا یا جست‌وجوی اهرم‌های تازه؟

4 دقیقه

ایران در بریکس؛ عبور از انزوا یا جست‌وجوی اهرم‌های تازه؟

رویکرد جمهوری اسلامی ایران در نشست اخیر بریکس را می‌توان تلاشی برای تبدیل عضویت در این گروه به یک اهرم سیاسی و اقتصادی در برابر فشارهای غرب دانست. تهران در شرایطی در این نشست حضور یافت که تنش‌های منطقه‌ای و رویارویی با آمریکا و اسرائیل، موضوعات امنیتی را به یکی از مهم‌ترین مسائل پیش روی بریکس تبدیل کرده بود. ایران تلاش داشت این گروه موضعی صریح‌تر در قبال اقدامات آمریکا و اسرائیل اتخاذ کند، اما موضع نهایی بریکس بیشتر بر خویشتنداری، گفت‌وگو، احترام به حاکمیت کشورها و حل‌وفصل دیپلماتیک بحران‌ها متمرکز شد. با این حال، انتقاد از تحریم‌ها و اقدامات قهری یک‌جانبه همچنان در مواضع این گروه جایگاهی مهم داشت و از منظر تهران، همین مسئله ظرفیت سیاسی قابل‌توجهی ایجاد می‌کند.

در بعد اقتصادی، ایران بریکس را فرصتی برای کاهش آسیب‌پذیری خود در برابر تحریم‌های غرب و کاهش وابستگی به نظام مالی مبتنی بر دلار می‌داند. گسترش تجارت با ارزهای محلی، ایجاد سازوکارهای پرداخت مستقل و تقویت همکاری‌های بانکی از جمله اهدافی است که تهران از طریق حضور در بریکس دنبال می‌کند. با این حال، نباید میان اعلام مواضع سیاسی اعضای بریکس و توانایی آنها برای ایجاد یک نظام مالی جایگزین فاصله موجود را نادیده گرفت. کشورهایی مانند چین و هند همچنان روابط اقتصادی گسترده‌ای با آمریکا دارند و الزاماً حاضر نیستند برای همکاری با ایران هزینه ناشی از تحریم‌های ثانویه آمریکا را بپذیرند. از این رو، دستاورد اقتصادی ایران از بریکس در کوتاه‌مدت بیشتر در قالب متنوع‌سازی مسیرهای تجاری و مالی قابل ارزیابی است تا ایجاد یک جایگزین کامل برای نظام مالی غرب.

در سطح سیاسی و دیپلماتیک نیز حضور ایران در بریکس برای تهران اهمیت ویژه‌ای دارد. جمهوری اسلامی از این سازوکار نه‌تنها برای تقویت روابط با قدرت‌های غیرغربی، بلکه برای نمایش جایگاه خود در نظم در حال شکل‌گیری چندقطبی استفاده می‌کند. دیدارهای مقام‌های ایرانی با رهبران کشورهای عضو و تلاش برای توسعه همکاری‌های دوجانبه، نشان می‌دهد که تهران بریکس را فضایی فراتر از یک نهاد اقتصادی می‌بیند؛ فضایی که می‌تواند به مدیریت برخی اختلافات منطقه‌ای نیز کمک کند. از این منظر، حضور ایران در کنار کشورهایی مانند چین، هند و روسیه، دست‌کم از نظر دیپلماتیک، امکان کاهش فشار ناشی از تصویر «انزوای بین‌المللی» را فراهم می‌کند و به تهران فرصت می‌دهد روابط خود را با مجموعه‌ای متنوع‌تر از قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای گسترش دهد.

در مجموع، راهبرد ایران در بریکس را می‌توان ترکیبی از عمل‌گرایی اقتصادی، چندجانبه‌گرایی سیاسی و تلاش برای کاهش فشار تحریم‌ها دانست. تهران از یک سو می‌کوشد ظرفیت بریکس را برای مقابله با تحریم‌های یک‌جانبه و تقویت نظم چندقطبی افزایش دهد و از سوی دیگر، برای حفظ انسجام این گروه ناچار است با تفاوت منافع اعضا و محدودیت‌های عملی آن کنار بیاید. بنابراین، اهمیت بریکس برای ایران در شرایط کنونی بیشتر از آنکه در ایجاد یک «بلوک ضدغربی» خلاصه شود، در فراهم کردن مجموعه‌ای از اهرم‌های جایگزین برای سیاست خارجی و اقتصاد تحریم‌شده کشور است. میزان موفقیت این راهبرد در نهایت نه با بیانیه‌های سیاسی، بلکه با شاخص‌هایی مانند افزایش تجارت با اعضای بریکس، توسعه سازوکارهای پرداخت غیردلاری، جذب سرمایه‌گذاری و کاهش هزینه مبادلات خارجی سنجیده خواهد شد.

English

View this article in English

اشتراک گذاری این مطلب
خروج از نسخه موبایل