آیا مصر میتواند گره هستهای ایران را باز کند
آیا مصر میتواند گره هستهای ایران را باز کند
در ادامه تلاشهای مصر برای بازتعریف نقش منطقهای خود در معادلات سیاسی خاورمیانه، قاهره بار دیگر به یکی از پیچیدهترین و حساسترین پروندههای بینالمللی بازگشته است: برنامه هستهای ایران.
در گزارشی تحلیلی، سعید آگنجی، سردبیر آژانس خبری «ایرانگیت»، به بررسی ابعاد تازهای از تحرکات دیپلماتیک مصر پرداخته است؛ تحرکاتی که با تماسهای رسمی وزیر خارجه این کشور با مقاماتی از ایران، آژانس بینالمللی انرژی اتمی و آمریکا آغاز شده و نشاندهندهی تلاشی جدی برای ایفای نقشی فعال در احیای روند مذاکرات هستهای است.
این گزارش نگاهی دقیق دارد به جایگاه قاهره در رقابت دیپلماتیک منطقهای، چالشهای داخلی و خارجی پیشروی آن، و همچنین محدودیتها و فرصتهایی که در مسیر میانجیگری مصر میان تهران و غرب دیده میشود؛ نقشی که با وجود سابقه تاریخی دیپلماسی مصر، هنوز با ابهام و تردید همراه است.
رایزنیهای دیپلماتیک قاهره پیرامون پرونده هستهای ایران؛ تلاشی برای احیای نقش منطقهای مصر
وزارت امور خارجه مصر روز شنبه طی بیانیهای رسمی اعلام کرد که «بدر عبدالعاطی»، وزیر امور خارجه این کشور، در تماسهای جداگانه با «سیدعباس عراقچی» وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، «رافائل گروسی» مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی و «استیو ویتکاف» نماینده ویژه دولت ایالات متحده در امور خاورمیانه، به تبادل نظر پیرامون آخرین تحولات مربوط به پرونده هستهای ایران پرداخته است.
در این بیانیه آمده است که این تماسها در چارچوب تلاشهای مستمر مصر برای حمایت از ثبات و امنیت منطقهای و نیز به منظور تقویت روند گفتوگوها پس از توافق قاهره میان تهران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی که در تاریخ ۹ سپتامبر به امضا رسید، انجام شده است.
بر اساس اعلام وزارت امور خارجه مصر، در این رایزنیها بر «ضرورت تداوم تلاشها برای کاهش سطح تنش، اعتمادسازی و فراهمسازی بستر لازم برای ازسرگیری مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده» تأکید شده است.
طرفها همچنین توافق کردهاند که بررسی ایدههای پیشنهادی بهمنظور دستیابی به پیشرفت در مسیر یک توافق جامع، ادامه یابد.
منابع آگاه در قاهره نیز تأکید دارند که این تماسها بخشی از روند رایزنیهای فشرده مصر با طرفهای منطقهای و بینالمللی بهشمار میرود تا قاهره بتواند بار دیگر نقش فعالی در یکی از پیچیدهترین پروندههای خاورمیانه ایفا کند.
تلاش مصر برای احیای جایگاه میانجیگر منطقهای
طرح مجدد ایده میانجیگری مصر در پرونده هستهای ایران را میتوان بخشی از راهبرد قاهره برای افزایش نفوذ دیپلماتیک در تحولات منطقهای قلمداد کرد.
این در حالی است که مصر پیشتر نیز در شکلگیری توافق قاهره میان تهران و آژانس نقشی تسهیلگر ایفا کرده بود؛ توافقی که منجر به کاهش تنشها و بازگشت بازرسان فنی آژانس به برخی از سایتهای هستهای ایران شد.
اکنون، در پی تحولات تازهای نظیر نشست شرمالشیخ با هدف پایان دادن به جنگ غزه، قاهره به سطحی از اعتماد به نفس دیپلماتیک دست یافته است.
مصر تلاش دارد تا با تکیه بر موفقیت نسبی در مدیریت بحران غزه، نقش مؤثرتری در سایر پروندههای کلیدی منطقهای ایفا کند که پرونده هستهای ایران در زمره مهمترین آنها قرار دارد.
در ماههای اخیر، قاهره کوشیده است در کنار دیگر بازیگران منطقهای همچون عمان، قطر و عربستان سعودی، جایگاهی مستقل برای خود تعریف کند.
مصر با اتکا به روابط متوازن با کشورهای غربی، ایران و سایر کشورهای عربی، در پی تثبیت چهرهای از خود به عنوان میانجیای میانهرو و قابل اعتماد است؛ چهرهای که قادر باشد در گفتوگوهای چندجانبه، نقش حلقه اتصال میان طرفهای درگیر را ایفا کند.
با این حال، قاهره بیش از آنکه به ابزارهای عملی برای پیشبرد این نقش مجهز باشد، در پی بازسازی تصویری بینالمللی از خود است.
چالشهای اقتصادی داخلی، مخاطرات امنیتی در مرزهای غربی و جنوبی، و رقابت روزافزون با بازیگرانی چون دوحه و مسقط، موقعیت قاهره را در مسیر ایفای نقش مؤثر، پیچیدهتر کرده است. از این رو، ورود مصر به پرونده حساس ایران و آژانس همزمان با فرصتهایی استراتژیک، حاوی ریسکهایی جدی نیز خواهد بود.
چالشها، قطعنامهها و تردیدها درباره موفقیت میانجیگری قاهره
با وجود تلاشهای دیپلماتیک گسترده، چشمانداز موفقیت مصر در احیای گفتوگوهای هستهای، چندان روشن به نظر نمیرسد. بازگشت قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل علیه تهران و توقف عملی اجرای توافق قاهره میان ایران و آژانس، مسیر مذاکرات را بار دیگر به آستانه بنبست کشانده است.
از منظر ایران، بدون لغو فشارها و حذف رویکردهای سیاسی در قبال پرونده هستهای، هیچگونه مذاکرهای با غرب نتیجهبخش نخواهد بود. در سوی مقابل نیز ایالات متحده و تروئیکای اروپایی، در شرایط فعلی تمایل اندکی برای ارائه مشوقهای تازه دارند و ترجیح میدهند همچنان بر اهرم فشار تکیه کنند.
در چنین شرایطی، ظرفیت بازیگرانی چون مصر برای میانجیگری مؤثر، محدود ارزیابی میشود. قاهره فاقد توانمندی اقتصادی و نفوذ سیاسی لازم برای ارائه تضمینهای معتبر به طرفین است و عمدتاً بهعنوان یک کانال ارتباطی نرم تلقی میشود نه یک عامل تعیینکننده در روند تحولات.
با شدت گرفتن فضای بیاعتمادی میان تهران و آژانس و افزایش فشارهای سیاسی از سوی غرب، حتی اقدامات صادقانه مصر نیز قادر به رفع موانع اساسی نخواهد بود.
تحلیلگران معتقدند تا زمانی که زمینه بینالمللی برای مصالحه فراهم نشود، هیچ میانجی منطقهای—even مصر با سابقه دیپلماسی چندجانبه خود—نخواهد توانست گره این بحران را بگشاید.
بر این اساس، اگرچه تماسهای اخیر وزیر امور خارجه مصر را میتوان نشانهای از تلاش تازه قاهره برای بازیابی نقش محوریاش در دیپلماسی منطقهای دانست، اما واقعبینانه به نظر میرسد که این تلاشها در کوتاهمدت به دستاورد ملموسی منجر نخواهد شد.
روزی که میتوانست آغازگر مسیر تازهای برای گفتوگوی سازنده میان تهران و غرب باشد، فعلاً در تقویم سیاسی خاورمیانه بهعنوان فرصتی از دسترفته ثبت شده است.
English
View this article in English
