پیشروی امپراتورمآبانه امارات در آفریقا

5 دقیقه

بخش آخر

اما از سوی دیگر، به گفته ریکاردو سوارس دِ اولیویرا، استاد علوم سیاسی در دانشگاه Sciences Po پاریس و نویسنده پژوهشی جدید درباره نقش دبی به‌عنوان مرکز برون‌مرزی سرمایه آفریقایی، این شهر به مکانی برای جذب و انتقال ثروت آفریقا نیز تبدیل شده است؛ ثروتی که به دلیل مالیات پایین، محیط نظارتی سهل‌گیرانه و محرمانگی، راهی دبی می‌شود.

او می‌گوید:

«آفریقا تنها بخشی از داستان دبی است، اما دبی بخش بسیار بزرگی از داستان آفریقاست.»

او ادعا می‌کند که با افزایش نظارت بر مراکز مالی کشورهای عضو OECD، از جمله لندن و ژنو، دبی به مقصد اصلی برای پول‌شویی درآمدهای نامشروع تبدیل شده است.

یک سخنگوی دولت امارات می‌گوید این کشور «کاملاً از مسئولیت خود برای حفاظت از سلامت نظام مالی جهانی آگاه است و به آن متعهد است».

بر اساس برآورد محرمانه یکی از نهادهای توسعه‌ای آفریقا، آفریقایی‌ها بین سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۵ در مجموع ۳۰.۶ میلیارد دلار در بخش املاک و مستغلات دبی سرمایه‌گذاری کرده‌اند. حدود یک‌سوم این مبلغ از سوی نیجریه‌ای‌ها بوده است.

یکی از مدیران ارشد مالی آفریقا که نخواست نامش فاش شود، می‌گوید:

«آن‌ها توانسته‌اند جریان عظیمی از سرمایه آفریقایی را جذب کنند؛ سرمایه‌هایی که صاحبانشان، چون دیگر نمی‌توانند پول خود را در مراکز مالی قدیمیِ دوران استعمار قرار دهند، اکنون در املاک و سایر دارایی‌ها در دبی سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ جایی که می‌توانند از کنترل‌ها و محدودیت‌ها دور بمانند.»

به گفته سوارس دِ اولیویرا، بخش زیادی از این فعالیت‌های مالی را همان بانکدارانی انجام می‌دهند که پیش‌تر در مراکز مالی غربی فعالیت می‌کردند، اما فرهنگ سهل‌گیرانه‌تر دبی نیز آن‌ها را به سوی خود کشانده است.

آن مدیر ارشد مالی آفریقایی درباره دبی می‌گوید:

«آن‌ها فقط دارند هوشمندانه عمل می‌کنند. اگر خودشان این کار را نمی‌کردند، شخص دیگری قبلاً این کار را انجام می‌داد و فرد دیگری هم در فکر انجامش بود. پس چرا خودشان نباید انجامش دهند؟»

عقب‌نشینی کمک‌کنندگان و کشورهای غربی از آفریقا، خلائی ایجاد کرده است که قدرت‌های متوسط در حال پر کردن آن هستند. البته امارات تنها بازیگر این عرصه نیست؛ ترکیه، عربستان سعودی، قطر و دیگر کشورها نیز وارد این رقابت شده‌اند و رقابت روزبه‌روز شدیدتر می‌شود.

اما در میان این قدرت‌های متوسط، کشورهای حاشیه خلیج فارس، به‌ویژه امارات، فعال‌ترین نقش را داشته‌اند.

آردماگنی، پژوهشگر ایتالیایی، می‌گوید:

«امارات در بسیاری از کشورهای آفریقایی، هم در سطح دولت‌ها و هم با سایر بازیگران، ائتلاف‌ها و روابط مستحکمی ایجاد کرده است. آن‌ها ثابت کرده‌اند که در مواجهه با تغییرات و تحولات، انعطاف‌پذیری بسیار بالایی دارند.»

چالش جدید امارات، بسته‌شدن تنگه هرمز توسط ایران است؛ اقدامی که بندر کلیدی جبل‌علیِ DP World را از دسترسی به مسیرهای دریایی جدا کرده است. جبل‌علی سنگ‌بنای شبکه لجستیکی جهانی امارات محسوب می‌شود.

با این حال، تحلیلگران بر این باورند که جاه‌طلبی‌های امارات در قاره آفریقا حتی در صورت وقوع جنگ در نزدیکی مرزهای این کشور نیز ادامه خواهد یافت.

از سوی دیگر، مهاری تادله مارو، پژوهشگر اتیوپیایی، استدلال می‌کند که نفوذ امارات بر قدرت‌های غربی ــ نفوذی که از طریق اتحاد مشترک با اسرائیل، مخالفت با گروه‌های اسلام‌گرا، سرمایه‌گذاری‌های نفت‌دلاری و لابی‌گری تهاجمی به دست آمده ــ به این کشور اجازه داده است «در آفریقا هر طور که می‌خواهد عمل کند».

مهاری تادله مارو، در کنار بسیاری دیگر از دانشگاهیان، فعالان و پژوهشگران، امیدوار است که رویکرد نظامی‌شده و شرکت‌محور که فصل آغازین ورود امارات به آفریقا را شکل داده است، در آینده تعدیل شود.

او می‌گوید:

«امارات یک قدرت متوسط است که از هنجارهای معمول تعامل و روابط بین‌الملل پیروی نمی‌کند.»

او در ادامه، معمایی را که رهبران آفریقایی با آن روبه‌رو هستند، این‌گونه بیان می‌کند:

«مسئله این است که رفتار آن‌ها را مهار کنید، در حالی که سرمایه‌گذاری‌هایشان را نیز جذب کنید.»

او در پایان می‌گوید:

«آن‌ها همسایگان ما هستند. آن‌ها در اینجا حضور خواهند داشت. اما چگونه می‌توان منافع حاصل از این حضور را برای کشورها به حداکثر رساند، نه برای افراد خاص یا فرصت‌طلبان و سودجویان؟»

English

View this article in English

اشتراک گذاری این مطلب
خروج از نسخه موبایل